مدیریت تحول و توسعه

پيشرفت؛ جايگزين توسعه‏

نویسنده: محمدجواد امين مقدسی

مقام معظم رهبري(مد ظله العالي) در ديدار با نخبگان و برجستگان علمي كشور، در نشستي که تحت عنوان “الگوي اسلامي – ايراني پيشرفت و عدالت” برگزار شد، با تاکيد بر استفاده از واژه پيشرفت به جاي توسعه، در خصوص علل انتخاب واژه پيشرفت چنين فرمودند: “توسعه، يك اصطلاح متعارف جهاني، با بار معنايي و ارزشي و الزامات خاص خود است.

كه ما با آن موافق نيستيم، بنابراين از كلمه “پيشرفت” استفاده شود ضمن اينكه وام نگرفتن از مفاهيم ديگران، در طول انقلاب اسلامي سابقه داشته است”. ايشان همچنين ترسيم وضع مطلوب و مشخص كردن چگونگي رسيدن از وضع موجود به وضع مطلوب را از ضرورت‌هاي روند ترسيم و تدوين الگوي اسلامي – ايراني پيشرفت خواندند و افزودند: “استفاده از دو مفهوم “اسلامي و ايراني”، به هيچ وجه به معناي استفاده نكردن از دستاوردهاي ديگران و تجارب صحيح آنان نيست و ما در اين راه، با چشمان باز و انتخابگر، از هر علم و معرفت درست استفاده مي‌كنيم”. نوشتار حاضر تحليلي است در خصوص جايگزيني مفهوم “پيشرفت” به جاي “توسعه”.‏
پرهيز از استفاده از واژه “توسعه” در اين مبحث در حقيقت به دليل بار معنايي و الزامات خاص اين واژه است. سازمان ملل، توسعه “‏Development‏” را “فرايندي كه كوششهاي مردم و دولت را براي بهبود اوضاع اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي هر منطقه متحد كرده و مردم اين مناطق را در زندگي يك ملت تركيب نموده و آنها را به طور كامل براي مشاركت در پيشرفت ملي توانا سازد” مي‌داند. در تعريفي ديگر توسعه را به مثابه درختي دانسته‌اند كه ريشه آن را “فرهنگ” و غذاي آن را “آموزش” و “سرمايه” تخصيص يافته به فعاليت‌هاي توسعه‌اي تشكيل مي‌دهد. بر اساس اين تعريف؛ تنه و شاخ و برگ درخت، “نظام مناسب اقتصادي” و ميوه شيرين آن برطرف شدن فقر و محروميت، حفظ استقلال و خودكفايي و تامين اقتصادي ـ اجتماعي مردم است و در يك جمله: “توسعه، يعني بهبود در وضعيت زندگي انسانها در ابعاد مختلف اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي، سياسي، علمي و ….” كه اگر فرايند بهبود در زندگي انسانها، بدون تخريب محيط زيست بوده و توام با عدالت اجتماعي
باشد و در نتيجه با كمترين نوسان ادامه يابد به آن “توسعه پايدار” گفته مي‌شود. با اين حال و علي رغم ظاهر بسيار عدالت محورانه و محروميت‌زداي مفهوم توسعه بايد گفت كه “‏Development‏” همراه با خود گفتماني را نيز به همراه دارد كه تمامي اهداف اقتصادي و توسعه‌اي در ذيل آن تحقق پيدا مي‌كند. نگاهي بر سابقه تاريخي ايجاد مفهوم توسعه غربي به خوبي فرايند و اجزاي اين روند را هويدا مي‌سازد. در غرب و پس از ايجاد جنبش‌هاي پروتستانيسم عليه كليسا به تدريج راه براي ايجاد تغييرات اساسي در فلسفه و علوم اجتماعي باز شد به نحوي كه انساني كه تا چندي پيش براي دستيابي به بهشت بايد به كليسا باج مي‌داد به تدريج خود را محور كاينات ديد. با ايجاد چنين تغيير عمده‌اي در جهان بيني غرب، راه براي تحكيم بنيان‌هاي نظام سرمايه داري كه مبتني بر لذت محوري بود هموار گشت و در نهايت ليبراليسم توانست زمام هدايت جوامع را در غرب به دست گيرد. با آغاز قدرتيابي انديشه‌هاي سكولار اومانيستي بر شدت و تمايلات اقتصادي در جوامع نيز افزوده شد و در نهايت روند توسعه غربي با تكيه بر آزاد بودن بي‌قيد و شرط انسان و تقديس توليد ثروت به هر طريق آغاز گشت و تمدني به نام تمدن غرب در آغاز هزاره سوم شكل گرفت. در حقيقت توسعه غربي كه نكات اهداف بسيار قابل پذيرشي مانند رفع محروميت از سطح جامعه و فقر زدايي را نيز همراه خود دارد در مبنا دچار مشكلات جدي است كه در نهايت به ايجاد انحرافات اقتصادي ، اخلاقي و عدم توسعه ارزش‌هاي انساني در يك جامعه مي‌شود. به عنوان مثال در توسعه غربي رفع محروميت از جامعه يك هدف بسيار مهم محسوب مي‌گردد و اين هدف نيز مورد قبول همگان است. با اين حال در نظام توسعه محور غربي براي دستيابي به شاخص‌هاي بالاي كمي و كيفي توسعه مانند رفع محروميت مي‌توان به استعمار ساير جوامع پرداخت و جنگ هايي را به راه انداخت تا در خلال آن اقتصاد يك كشور روبه پيشرفت نهد و در نهايت محروميت از جامعه رخت بربندد. (1) ‏
پر واضح است كه در دين اسلام توسعه محور اساسي حركت جوامع انساني نيست كه پس از آن به دليل اصل بودن افزايش سطح توسعه افراد اجازه اشتغال به هر امري را داشته باشند. بلكه در جهان بيني اسلامي ايراني هدف، كمال و رسيدن انسان به سعادت اخروي است كه اين سعادت خود در گرو نحوه عملكرد مادي است. شايد در برخي از اهداف مانند زدودن محروميت از جامعه اسلام و دنياي غرب آرماني مشترك داشته باشند، اما در دين اسلام چنين هدفي خود بهانه‌اي براي دستيابي به هدف والاتر و اصلي است و اگر در اين مسير انحرافي از هدف اصلي و والا پيدا شود حتي در صورتي كه هدف نزديك‌تر نيز به دست آمده باشد اين روند مطلوب ارزيابي نمي‌شود. از اين روست كه مي‌توان گفت بهره گيري از واژه پيشرفت مي‌تواند بيانگر چنين تفاوت‌هاي اساسي بين روند رشد در جامعه‌اي اسلامي با آرمانشهرهاي تمدن غرب باشد. ‏
رهبر معظم انقلاب در همين نشست به خوبي به اين تفاوت اشاره كرده‌اند. ايشان به صراحت دستيابي به مقوله معنويت را يكي از شاخص‌هاي بنيادين الگوي اسلامي ايراني پيشرفت معرفي كرده‌اند كه اين امر كاملا تفاوت دو نسخه توسعه اسلامي و غربي را مشخص مي‌كند. ايشان معنويت را مهمترين عرصه‌اي دانستند كه در كار پيچيده، دقيق و بلند مدت تدوين الگوي اسلامي ايراني پيشرفت، بايد به آن توجه شود چرا كه معنويت، روح پيشرفت واقعي در همه زمينه‌ها و مسائل است. ايشان همچنين توجه به مسئله توحيد را در اين الگو داراي ضرورت كامل دانستند و افزودند: اگر توحيد، اعتقاد به خدا و التزام به اين اعتقاد، به بدنه زندگي بشر بسط داده شود، مشكلات جامعه بشري حل و راه پيشرفت حقيقي گشوده خواهد شد.(2)‏

پي نوشتها در دفتر روزنامه موجود است.

رسالت

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *