مدیریت خلاقیت و کارآفرینی

نگرشی دیگر به خلاقیت و نوآوری

خلاصه كتاب:حامد وهانی

بيش تراز 2500سال قبل از يونانيان معتقد بودند كه خداياني عالم را اشباع كرده اند،وفكر هاي جديد به وسيله ي آن ها به انسان الهام مي شود وخلاقيت به تنها يي وجود ندارد.نمونه ي بارز اين تفكرات سقراط بود. در آغاز قرن نوزدهم،كه با نگرش علمي جديد و علمي نو همراه بود،مردم به اين نتيجه رسيدند كه خلاقيت از طريق الهامات خدايان از ماورائ الطبيعه نمي آيد.در قرن نوزدهم اين اعتقادات ظهور يافت كه خلاقيت بيش تر از قسمت هاي مخفي مغزانسان سرچشمه مي گيرد.بنابراين خلاقيت با زندگي انسان مرتبط است.
منبع: نگرشي ديگر به خلاقيت و نو آوري -نويسندگان:ليدا كاكيان- جعفر جوان بخت اول- محمد علي كياني- ناشر:  چاپ و نشر بين الملل- قدرت خلاقيت يعني ايجاد رابطه اي معنا داربين چيزهاي بي معنا:فصل اول: تاريخچه مقوله ي خلاقيت- تاريخچه خلاقيت،به عنوان يك موضوع،در سه دوره مورد بحث قرار مي گيرد:
1-عهد باستان
2- قبل از قرن بيستم
3- قرن بيستم
خلاقيت در عهد باستان رابايد درمالك مصر،ايران، يونان وروم قديم جست وجو كرد.مصري ها كه قبل از يوناني ها ابداعاتي داشتند،در زمينه ي اختراع كاغذ ،شكل بندي اهرام ثلاثه،ابداع خط وموميايي كردن اجساد خلاقيت خود را به نمايش گذاشتند.
بيش تراز 2500سال قبل از يونانيان معتقد بودند كه خداياني عالم را اشباع كرده اند،وفكر هاي جديد به وسيله ي آن ها به انسان الهام مي شود وخلاقيت به تنها يي وجود ندارد.نمونه ي بارز اين تفكرات سقراط بود.
در آغاز قرن نوزدهم،كه با نگرش علمي جديد و علمي نو همراه بود،مردم به اين نتيجه رسيدند كه خلاقيت از طريق الهامات خدايان از ماورائ الطبيعه نمي آيد.در قرن نوزدهم اين اعتقادات ظهور يافت كه خلاقيت بيش تر از قسمت هاي مخفي مغزانسان سرچشمه مي گيرد.بنابراين خلاقيت با زندگي انسان مرتبط است.
خلاقيت يعني ايجاد كردن،ايجاد گري،افريدن،آفرينش گري،نوآوري،خلق كردن وآفرينندگي
فصل دوم                             تعاريف خلاقيت
از آن جهت كه((خلاقيت))حوزه اي فراگير است،ارائه تعريفي جامع ومانع از چنين مفهومي سخت ودشوارمي باشد.البته اين نكته را نيز بايد در نظر داشت كه وجود عوامل دخيل درمفهوم و موضوع خلاقيت:مانند هوش، دانش ، ادراك ، هنر، آفرينش گري نو آوري  نو انديشي،و مفاهيمي از اين دست،دشواري تعريف صحيح از اين واژه را نه تنها تا مرزغيرممكن بودن پيش برده،كه اين ضرورت را ايجاب كرده كه در تعريف آن به همه ي آن مفاهيم واصطلاحات وحتي تقسيمات دروني آن ها مانند((هوش)):(هوش انتزاعي:اجتماعي ومكانيكي)تسلط داشته باشيم و در تعريف خود به آن مقولات نيز پبردازيم.
خلاقيت توسط افرادوصاحب نظران بارها تعريف شده است.
لغت نامه ي دهخدا:خلق كردن،آفريدن ، به وجود آوردن
فرهنگ سخن:آفريدن،آفرينندگي،قوه ي ابتكار،قدرت ايجاد آثارنو
فرهنگ ربر(REBER):خلاقيت برآن فرآيند هاي ذهني دلالت دارد كه به را ه حل ها،ايده ها،مفهوم سازي ها،اشكال هنري ونظريه هاي جديد ومنحصربه فرد منجرمي شود.
فرهنگ آكسفورد( oxford ):قدرت آفرينندگي،كه منوط به هوش،قابليت وتخيل است.بين خلاقيت وتخيل مي تواند رابطه اي وجود داشته باشد.
علاوه به فرهنگ هاي فوق الذكر،برخي صاحب نظرا ن نيز به تعريف خلاقيت پرداخته اند كه برخي ازآن ها به شرح زير است:
گانيه(1977):آفرينندگي و خلاقيت عبارت است از نواحي حل مسئله كه در آن عقايدوانديشه هاوزمينه ها ي مختلف را بايد با يكديگر مربوط ساخت.
آزوبل(1982): آفرينندگي و خلاقيت همان استعدادهاي بي همتا در يك زمينه ي ويژه و مخصوص است.
از تعاريف مربوط به خلاقيت مي توان اين نتايج را گرفت:
1 – خلاقيت مي توا ند خلق اشكال ياصورت هاي جديدي ازايده ها يا توليدات كهنه باشد.در اين مورد فكروايده هاي گذشته،اساس خلاقيت تازه است.
2 –خلاقيت امري توسعه پذير است.به عبا رت ديگر همه افراد در حد خود خلاقيت يا تفكر خلاق دارند.
3 –خلاقيت ازطريق آزمايش،تجربه و كاوش رشد مي يابد.
4 –خلاقيت بااستقلال فكر واعتماد به نفس همراه است بنا براين برخورداري از اعتماد به نفس براي رشد خلاقيت امري ضروري است.
5 –براي ظهور وبه فعليت در آوردن خلاقيت شرايط محيطي بايد به گونه اي باشد كه اشتباه كردن،تجربه كردن و ريسك كردن در آن مجاز باشد.
همه ي انسان ها در كودكي استعداد خلاق دارند اما نبودن محيط مناسب،بي توجهي وتقويت نكردن اين توانايي ها،مانع ظهور آن مي گردد.
فصل سوم                خصوصيات و ويژگي هاي افراد خلاق
افراد خلاق همان مردم كوچه وبازارند،اما با اين تفاوت كه فكري كاملا متفاوت با مردم كوچه وبازار دارند زيرا از شخصيتي ممتاز برخوردارند،به همين دليل درهيچ يك ازطبقه بندي هاي صورت گرفته نمي توانند قرار بگيرند.
برخي از ويژگي هاي افراد خلاق به قرار زير است:
1- هوشمند بودن:هر چند بهره ي هوشي شرط كافي براي آفرينش گري وخلاقيت نيست اما بايد آن از شرط لازم آفرينش گري وخلاقيت دانست،زيرا همواره هم بستگي مثبتي بين نمرات آزمون هوش وآزمون خلاقيت ديده مي شود.
2- آگاهي و حساسيت به محيط :افراد خلاق نسبت به محيط خويش بيش از حد معمول حساس هستند.آنان دررنگ و بافت اشيا و واكنش ها ي افراد نسبت به نوشته ها و خواندني ها يا چيزها يي كه ديگران متوجه آن نمي شوند،توجه خاص دارند.
3- توا نايي انعطاف پذيري وقدرت ابتكار:فرد خلاق همواره راه هاي گوناگون و نو رامي پذيرد ومي آزمايد ،مثلا اگر موارد كاربرد آجراز او خواسته شود،غالبا موارد غير معمول را بر مي شمارد،زيرا ابتكار ونوآوري از ويژگي هاي يك فرد خلاق است.اما ويژگي يك فرد عادي چنين نيست.
4- شك گرايي وپاي داري:افراد خلاق بيش از هر چيز محافظه كاري مي كنندوآن چه قبلا شناخته شده است ،اعتماد دارند وتازه پذير نيستند،اما افراد خلاق وآفرينش گر همواره به امور مختلف با ترديد مي نگرند و حتي نسبت به ايده هاي پذيرفته شده نيز مشكوك هستند.
5- بازي گوشي فكري و شوخ طبعي:فردخلاق و آفرينش گر با ايده هاي تازه اي كه پيدا مي نمايد به بازي مي پردازد.فرد خلاق معمولا شوخ طبع است ودر برابر ناسازگاري ها به گونه اي خود جوشش،واكنش طنز آميز ازخود نشان مي دهد.
6- نا هم نوايي واعتماد به نفس:افراد خلاق از اعتماد به نفس،اراده ي قوي وتجربي وقدرت رهبري قابل توجهي برخوردارند واز اين كه هم نوا با ديگران نباشند ناراحت نيستند.
7- دوست داشتن زندگي:در بين افراد خلاق خود كشي،افسردگي وترك دنيا مشاهده نمي شودوبه زندگي عشق مي ورزند.
8- دوست داشتن خود:ازآن جهت كه افراد خلاق زندگي را دوست دارند،به ديگران احترام مي گذارند و آن ها را دوست دارند واين دوست داشتن وارزش قائل شدن براي خود موجب تلاش بيشتر براي زندگي وكوشش فزون تر براي زندگي مي شود.
9-كنجكاو بودن:افراد خلاق كنجكاور،دقيق و جست وجو گرند.افراد خلاق نسبت به كوچك ترين مجهول كنجكاوي نشان مي دهند وبسيار دقيق ونكته سنج اند.
10- نترس بودن ونترسيدن از شكست:فرد خلاق از شكست نمي هراسد.او با شكست مبارزه مي كند.فرد خلاق معتقد است كه هيچ چيز ترس ندارد وترس زاييده تفكر خود فرد است.
11-داشتن انرژي فراوان:داراي انرژي فراوان واز آن ها به صورت مثبت و براي نيل به اهدافش استفاده مي كند.
12-دچار آشفتگي فكري نبودن:فرد خلاق فكر خود را آشفته نمي كند،به مسائل مي نگرد ودرپي حل آن ها برمي آيد.
13-زندگي كردن در زمان حال:تعدادي از مردم با گذشته و آن چه را كه در گذشته از دست داده اند براي آن حسرت مي خورند،تعدادي از آن ها در آينده سر مي كنندوتعدادي هم به حال مي نگرند و در حال زندگي مي كنندكه افراد خلاق اين گونه زندگي مي كنند.
14- عدم نياز به تاثير ديگران:افراد خلاق ازآن چنان اعتماد به نفسي برخوردارند كه نيازبه تاييد ديگران در خود احساس نمي كنند
15- مستقل بودن:او خودش كارهايش را انجام مي دهدو از اين كه به كسي متكي باشد احساس ناخوشنودي مي كند
16- خنده رو وشاد بودن:يك انسان خلاق به مردم نمي خندد،بلكه با مردم مي خندد.فرد خلاق فردي سخت وجدي نيست،علاقه و اصرار ندارد كه هر كاري را حتما در جاي وزمان خود انجام دهد .
17- داشتن بصيرت وبينش در كار ديگران
18- ارج نهادن به طبيعت
19-مثبت و سازنده بودن:فرد خلاق ،فردي كاملا مثبت وخوش بين وصادق و سازنده است.
20-قهرمان پرست نبودن:و براي خود از كاهي كوهي نمي سازد.همه را با يك چشم نگاه مي كند .يك فرد خلاق هنگامي كه با رقيبي رقابت مي كند،دلش مي خواهد او نيزعالي بداند يا عالي بازي كند تا خود برنده ي واقعي ميدان باشد.
21- تعلق به بشريت: فرد خلاق ،خودرا تنها به خانواده يا شهر يا استان ويژه اي متعلق نمي داند،بلكه خود را متعلق به كل بشريت مي داند.از نظر او بيكار شدن يك ايراني بدتر از بيكار شدن يك ترك ،عرب،اروپايي و…نيست.
22- برخورد صحيح با مشكلات
23- سلامت رواني وكلامي:آنان زيبا سخن مي گويند،حد و حدود را در نظر مي گيرند ونخست مي انديشند وبعد آن چه را فكر كرده اند را به زبان مي آورند.
24- خود انضباطي:آنان نيازي ندارند به آنان در مورد انضباط تذكر دهند،بلكه خود ذاتا منضبط هستند.
25- ترجيح دادن فعاليت هاي تخيلي به روي داده هاي واقعي:آنان به فيلم ها ،داستان ها و…تخيلي علاقه دارند وبر داستان ها وفيلم هاي واقعي ترجيح مي دهند.
26 صراحت وقاطعيت:آنان حرف خود را با قاطعيت و بدون شك وشبهه  والبته با رعايت حرمت وهمراه با متانت به مخاطبان خود ارائه مي دهند.بديهي است هر فرد خلاق همه ويژگي ها ي فوق الذكر را ندارد،اما همه ي اين ويژگي ها در افراد خلاق بالنسبه قابل مشاهده است.
به جاي آن كه اطلاعات فراواني براي بچه ها جمع كنيم،بايد آن ها را به جست وجوي اطلاعات رهنمون شويم
فصل چهارم                          منشا خلاقيت
برسي هاي انجام گرفته روي مغز انسان مي تواند در مشخص نمودن وتعيين منشا خلاقيت موثر واقع شود.امروزه اين نكته محقق گرديده كه مغز انسان از دو نيم كره تشكيل يافته است كه هركدام از اين نيم كره ها وظايف خاصي دارند.
معمولا نيم كره چپ مغز انسان،قسمت چپ بدن را كنترل مي كند.اين قسمت اعمالي مانند:شنيدن ،سخن گفتن وپردازش اطلاعات كلامي را در كنترل خود دارد.بسياري از تكاليف سنتي مدارس،مانند:مشق نوشتن ونقاششي كردن نيز از قسمت چپ مغز سر چشمه مي گيرد.ونيم كره ي سمت راست اغلب كلي نگر است،يعني به تصوير كلي
عملكرد اين دو نيم كره را مي توان به شرح زير بيان كرد:
الف:عملكرد نيم كره ي چپ مغز:
1-تحليلي                    2- منطقي                    3 – زماني
4- متوالي                   5- خطي(موازي)           6- كلامي               7- تركيبي                   8- عملي              9- انتزاعي،تجريدي ،بسار ذهني       10- توجه به واقعيت ها   12- استفاده از حقايق      13- عملكرد دقيق وموشكافانه
ب: عملكرد نيم كره ي راست مغز:
1-شمي (شامه)ادراكي     2- خود انگيخته              3- غير زماني                    4- اتفاقي                    5- كلي نگر                  6- غير كلامي                       7 – پاسخ ده                 8- حسي                      9- نظري وتئوري                   10- استعاره اي           11- ابتكاري                  12- نمادي
تفكر خلاق را با ارزش بدانيم:اگر انتظار داريم خلاقيت گسترش يابد،بايد ياد بگيريم كه آن را با ارزش بدانيم
فصل پنجم                             اهميت خلاقيت
محققان معتقدند همه انسان ها در كودكي از استعداد خلاق برخوردارند،لكن فقدان محيط نا مناسب وبي توجهي وعدم تقويت اين توانايي،مانع ظهور آن مي گردد.براي هر جامعه وجود افراد خلاق ضروري است ،زيرا جوامع در دوره ي انتقال و تغيير،نيازمبرمي به راه حل هاي مفيد براي مسائل حال وآينده ي خود دارند.
شعاري نژاد در كتاب((روان شناسي رشد)) خود مي نويسد0:ارزش خلاقيت براي عامه ي مردم در توليداتي كه براي نفع مردم فراهم مي كند، وموجب پيشرفت جامعه مي شود.
امروزه همه ي دانشمندان ،انديشمندان و محققان با هم هم نظرندكه اساس قدرت انسان ناشي از خلاقيت اوست،پس مي توان گفت:تاريخ تمدن ثبت توانايي بشر است.چنين است كه تورنس معتقد است:ايجاد فرصت براي هر جامعه به مقوله ي مرگ وزندگي است و هم چنين مي گويد: ما براي بقا نيازمنديم قدرت خلاق انسان ها را توسعه داده ومورد استفاده قرار دهيم.ولي هم چنين خلاقيت رامهم ترين اسلحه ي آدمي مي داند كه با آن مي تواند فشارها ي روحي كه به سبب زندگي روزانه و غيرمنتظره پيش مي آيد را از بين برد.
فرآيند خلق و ابداع ،همان فرآيند رشد وتكامل است كه در حيات ما رخ مي دهد.
فصل ششم                           فرآيند خلاقيت
خلاصه قدرت خلاق كه به گام هاي اساسي تجزيه و تحليل شده است،اشاره مي شود:
1-به گفته افراد خلاق،مشخصه تفكر خلاق در آنان مكالمه دروني است.فرويد و ديگران گفته اند افراد  خلاق،اين مكالمه خيالي را بين خود ويك خود((ديگر))عنوان كرده اند.
2- در بسياري از موارد افراد در يك حالت نيمه هوشيار،كه بين خواب و بيداري به انسان دست مي دهد يا هنگامي كه انسان بدون وجود احساس يا حضور ذهن به كاري اشتغال دارد،به پيشنهادهاي بسياري دست يافته اند.اما تلاش آگاهانه به منظورافزايش خلاقيت از راه ايجاد حالت هاي نيمه هوشياربه وسيله دارو ظاهرا كارساز نيست.
در جريان كاملا خلاق چهارمرحله متمايز شده است كه عبارت اند از:
1-مرحله ي آمادگي( Preparation):در اين مرحله فرد به جمع آوري مدارك و حقايق مي پردازد ومسئله را از جهات مختلف مورد بررسي قرار مي دهد وپس از آن كه  مدارك مزبور را جمع آوري نمود،آن ها را سازمان مي دهد ورابطه حقايق را با مسئله ي مورد بحث در نظر مي گيرد.
2-مرحله رشد غير محسوس( Incubation):در اين مرحله فرد ظاهرا فعاليتي براي حل مسئله،بحث يا نيل به هدف معيني از خود ظاهر نمي سازد ودر اين جهت پيشرفتي نصيب او نمي شود،اما ممكن است به طور ضمني فرضيه يا راه حل خاصي رارد يا  قبول كند.
3-مرحله ي كشف( Iunination ):مرحله ي سوم در تفكر خلاق اهميت خاصي دارد:در اين مرحله فكر تازه ظاهر مي شودو مانند يك نور افكن زمينه يا موقعيتي را كه مسئله در آن قرار دارد،روشن مي سازد.فكر و انديشه تازه در اين مرحله شكل مي گيرد ومشخص مي شود.به طور كلي طرح،شكل،اساس يا هسته مركزي اختراع در اين مرحله ظاهر مي گردد.
4-بررسي و آزمايش( Verification):در اين مرحله متفكر كم تر تحت تاثير عواطف قرار دارد وبا خون سردي آن چه را كشف يا اختراع كرده مورد توجه قرار مي دهد،حالت انتقادي به خود مي گيردومانند يك قاضي بي طرف جنبه هاي مثبت و منفي اختراع خود را در نظر مجسم مي كند.در اين مرحله متفكر،نتايج آثار تازه يا راه حل هاي جديد را مورد مطالعه قرار مي دهد.ممكن است ارزش سنجي ايده يا انديشه تازه او رابه تغير آن يا تجديد نظر در آن وا دارد.
غني ترين سوخت براي ايده جويي،تجربه است.تجربه،ماده سوختني است كه مصرف مي شود تا ايده هاي تازه به دست آيد.
فصل هفتم                      خلاقيت و ويژگي هاي آن
واژه خلاقيت در واقع از سال 1950كه مفهوم آندر ايالات متحده ي آمريكا موضوع تحقيقات مهمي قرار گرفت،معمول شد.
درباره ي خلاقيت بايد به دو نكته بسيارمهم توجه داشت:
اول اين كه،خلاقيت مي تواند خلق شكل ها يا صورت هاي نو از ايده ها يا توليدات كهنه باشد.
دوم اين كه،خلاقيت امري است انحصاري وحاصل تلاش فردي و لزوما موقيت يا اقدامي عمومي نيست.يعني ممكن است فردي چيزي را خلق كند كه قبلا هيچ گونه سابقه ذهني از آن نداشته است.
نكات زير دردرك مفهوم خلاقيت وتوسعه ي آن اهميت ويژه اي دارد:
1-خلاقيت امري فردي و ارزيابي خلاقيت با ارزيابي توانايي هاي فردي توام است.
2-خلاقيت امري است توسعه پذير
3-خلاقيت از طريق ايجاد حساسيت در درك مسائل قابل توسعه است
4-خلاقيت از طريق آزمايش،تجربه و كنكاش رشد مي كند
5-انديشه تخيلي و تفكر ابتكاري
6-خلاقيت مبتني بر كنجكاوي وتمايل براي تجربه در امور گوناگون است
يكي از خصوصيات افراد خلاق،داشتن اعتماد به نفس واستقلال شخصي است.
فصل هشتم                     عوامل مرتبط با خلاقيت
عوامل زيادي با خلاقيت در ارتباط اند كه در ذيل به بيان بعضي ازآن ها مي پردازيم
1-بازي و خلاقيت:معمولا شخصيت كودك وحتي نوجوانان ضمن بازي شكل مي گيردو دگرگوني هاي قابل توجهي در روحيات وي روي مي دهد،همه اين ها موجبات پيشرفت را براي او فراهم مي آورد.از اين جاست كه ارزش بازي مشخص مي شود.در حال حاضر نيز براي آموزش از اسباب بازي استفاده مي شود.
به طور كلي بازي علاوه بر جنبه هاي آموزشي وتربيتي،شيوه ي برخورد با زندگي را به انسان مي آموزد به همين جهت بازي عمده ترين شكل و مناسب ترين وسيله براي رشد فعاليت وخلاقيت و آفرينندگي به شمارمي آيد.
2-هوش وخلاقيت:رابطه ي بسيار ناچيزي بين هوش وخلاقيت وجود دارد،زيرا افرادي كه بهره هوشي بالايي داشته اندهم خلاقيت كمي داشته اند مثلا:كودكان با بهره هوشي كمي شده كه خلاقيت كمي يا زيادي را به نمايش بگذارند يا بالعكس كودكان با بهره هوشي بالا خلاقيت كمي يا زيادي را به نمايش بگذارند.
3-پيشرفت تحصيلي و خلاقيت:تيلور و همكارانش تحقيقات زيادي رادر اين زمينه انجام داده اند كه مشخص كننده عدم وجود ضريب همبستگي بسيار بالا بين نمرات آزمون هاي خلاقيت و پيشرفت تحصيلي مي باشد.
كروپلي در يك بررسي بر روي 320دانش آموز متوجه شدهم بستگي مثبتي بين خلاقيت وپيشرفت تحصيلي شده است.
او چهار گروه به شرح زير تشكيل داد:
الف:داراي خلاقيت و بهره هوشي بالا
ب:داراي خلاقيت بالا ولي بهره هوشي پايين
ج:خلاقيت پايين ولي بهره هوشي بالا
د:خلاقيت و هوش پايين
نتيجه بررسي اين روان شناس نشان داد كه گروه ((الف)) ازگروه ((ج)) وگروه ((ب)) از گروه ((د))،از لحاظ پيشرفت تحصيلي به طور معناداري برتر بودند.
4-اكثر روان شناسان،خلاقيت و حل مسئله را فرآيند هاي مشابه دانسته اند:مثلا گانيه بالاترين سطح يادگيري را توانايي حل مسئله مي داند.
5-جنسيت وخلاقيت:تحقيقات متعدد بيان گر اين واقيت هستند كه در زمينه ي خلق ايده هاي بديع و تازه زنان از خود استعداد بيشتري نشان داده اند تا مردان،اما زنان كمي از قدرت خلاقيت خود با خبرهستند واز آن استفاده مي كنند وخلاقيت خود را شكوفا مي كنند
6-سن وخلاقيت:شواهد علمي مبتني بر اين كه خلاقيت با سن ارتباط نزديكي دارد.پروفسورلهمان تحقيقي انجام داد بر روي بيش ازهزارموفق خلاق كه نشان داد متوسط سني اي كه اين ابداعات در آن صورت گرفته هفتادو چهارسالگي است.اكنون اين سوال مطرح مي شد كه آيا جوانان خلاقيت بيشتري دارند يا پيران؟مسلما دلايل قطعي وجود دارد كه جوانان خلاق ترند تا پيران،زيرا انرژي بيشتري دارند،انگيزه وقدرت جسمي و…بالاتري دارند.در مقابل نيز دلايل و نمونه هايي وجود دارد كه پيران از جوانان خلاق ترند،زيرا دانش بيشتري دارند وتجارب آن ها نيز بسيار زياد است.
خلاقيت امري است توسعه پذيروهمه دانش آموزان از توانايي بالقوه ي خلاقيت برخوردارند.
فصل نهم                      اجزاي تشكيل دهنده ي خلاقيت
خلاقيت درهر زمينه اي كه باشد به سه عامل بستگي دارد:
1-مهارت درهمان زمينه
2-مهارت هاي كار و تفكر خلاق
3-انگيزه ذاتي يا دروني
1-مهارت در همان زمينه(قلمرو مهارت ها): قلمرو مهارت ها تا حدي ذاتي است،اما آموزش و فراهم كردن امكان كسب تجربه مي تواند حتي براي افرادي كه استعداد نسبتا كمي دارند،امكان دستيابي به خلاقيت را فراهم مي كند.مسلما كسي مي تواند در يك زمينه خاص خلاق باشد كه در آن زمينه از قبل مهارت لازم را كسب كرده باشد.
2- مهارت هاي كاري و تفكر خلاق: برخي شيوه هاي كاري،شيوه هاي فكري و برخي ويژگي هاي شخصيتي خاص در افراد وجود دارد كه آن ها را قادر مي سازد تا قلمرو و مهارتي خود را در زمينه ها و راه هاي جديد و نو به كار گيرند.
3-انگيزه ذاتي يا دروني: ميل به انجام هر كاري به خاطر همان كار و به خاطر آن كه جالب و رضايت بخش است،نوعي مبارزه طلبي شخصيتي است.انگيزه دروني ممكن است تااندازه اي فطري باشد،اما انگيزه دروني تا حدود بسيار زيادي به محيط اجتماعي بستگي دارد.
خلاقيت را مي توان به طور ساده((آفريدن و نوآوري با استفاده از اطلاعاتي كه در اختيار است)) تعريف كرد.
فصل دهم                       روش هاي پرورش خلاقيت
1-بارش مغزي: اجراي يك فن گردهمايي كه در از طريق آن گروهي مي كوشند راه حل هاي جديدي براي مسئله به خصوصي با انباشتن تمام ايده ها بيابند،بيان گر اين روش خلاقيت است.
قوانين حاكم بر جلسات بارش مغزي عبارتند از:
الف:انتقاد ممنوع
ب:كيفيت بيش تر بهتر است: براي كيفيت بيشتر بايد ايده ها وراه حل هاي بيشتري داشته باشيم.
ج:تركيب و اصلاح ايده ها مهم است
2-فهرست خصوصيات(گرافورد): پديده هاي مورد نظر از نظر وسعت وساختار كلي و ابعاد موجود درآن مورد مطالعه و تجزيه و تحليل قرار مي گيرد.
3-فهرست سوالات(اسكنپر) يا الگوي فهرست صورت تطبيقي: فهرستي از سوالات مختلف تهيه مي شود تا موجب بر انگيختگي قدرت تفكروتصور فراگيرد.سوال ها به گونه اي تنظيم مي شوند كه ايده بر انگيز باشند.اين روش به صورت فردي يا گروهي قابل اجراست.
سوال ها در اين روش عبارتند از:
الف:كاربرد هاي ديگر:مثال:آيا مي توان از اين وسايل استفاده ي ديگري نمود؟
ب:اقتباس: مثال:از چه روش ديگري مي توان براي اين كار اقتباس كرد؟
ج: تغيروتعديل: مثال:با چه تغيري مي توان اين وسيله را مناسب تر ساخت؟
د:جانشين سازي: مثال:چه چيزي را مي توان جانشين ساخت؟
ه:بزرگ سازي مثال:چه چيزي را مي توان به اين وسيله افزود؟
و:كوچك سازي: مثال:چه چيزي را مي توان حذف كرد؟
ز:تغير تربيت: مثال:چه چيزي را مي توان در اين تربيت تغيرايجاد كرد؟
ح:وارونه سازي: مثال:برعكس آن چيست؟
ط:تركيب: مثال: چه افكاري را مي توان با هم تركيب كرد؟
4-ارتباط اجباري:اين روش توسط ((وايتينگ)) طراحي شده است ونوعي رابطه اجباري يا تحميل شده بين دو چيز يا دو فكراست،دو چيز يا دو فكر كه اصلا ربطي به هم ندارند.با مربوط ساختن اين دو فكريا روشي،مفهوم يا شي تازه اي به وجود مي آيد.
5-سينك تيكس يا بديعه پردازي:سينك تيكس تركيبي از دو لغت تركيبي به معني اتصال و همراهي عناصر به ظاهر بي ربط با هم ديگر است.اين شيوه زماني كه راه حل هاي قديمي براي انجام كاري مناسب نباشد،مطرح مي گردد.
خلاقيت يعني ((اظهار وجود ،استقلال طلبي وحفظ شخصيت انسان و نشان دادن عمل رفتاريا توانايي خلاق)) و به طور كلي عمل خلاقانه يعني ((استعداد وتوانايي در پيدا كردن راه حل تازه براي حل يك مشكل)).
فصل يازدهم              راه هاي پرورش خلاقيت دانش آموزان
1-سوال هاي غريب،غير معمول وعجيب دانش آموزان را نبايد ناديده گرفت
2-سعي كنيد در همه فكرها نكات مثبت را بيابيد
3-مهم است كه به طور منظم به خلاقيت دانش آموزان خويش پاداش دهيد
4-از دانش آموزان خويش انتظارخلاقيت داشته باشيد وآن را طلب كنيد
5-به خلاقيت بايد امتيازاضافي داد
6-براي رفتارهاي خلاق الگو نشان دهيد
والدين نقش بسيار بزرگي درشكوفايي خلاقيت فرزندان خود دارند
فصل دوازدهم              نقش والدين در پرورش خلاقيت
شايد بزرگ ترين مسئوليت پدران و مادران،تلاش در جهت تعليم وتربيت صحيح فرزندانشان باشد.منظور از تعليم وتربيت صحيح مفهوم عاميانه آن،يعني بزرگ كردن فرزندان،حرف شنو،مطيع و…نيست،بلكه منظور،كمك به جريان رشد كودكان در جهت پرورش وشكوفايي هر چه بيشترتوانايي ها،استعدادها و خلاقيت ها و به طور كلي شخصيت آنان است.
معلم خلاق كسي است كه قادر باشد بين روح و جسم كودك هماهنگي سالم به وجود آورد.
فصل سيزدهم               نقش معلمان در پرورش خلاقيت
افراد بسياري كه در پي جست وجو راه هاي بهبود اوضاع براي خلاقيت در محيط مدرسه هستند،مرددند كه اگر توجه معلمان را به هر يك از اعمالي كه مانع بروز خلاقيت مي شود جلب كنند،آيا ممكن است بهبود قابل ملاحظه اي در اين زمينه حاصل آيد؟
تورنس عقيده دارد كه خصوصيات معلم به افزايش ابتكار در شاگردان مي انجامد،اما مشروط به آن كه نكات زير در آن رعايت شود:
1-به تفكر خلاق اهميت بدهد
2-به نظرات و عقايد وساخته هاي كودكان احترام بگذارند ودر آن ها رامورد تشويق قرار دهد
3-به كودكان ياد دهد براي تفكر خلاق خود ارزش قائل شود
4-موقعيت هايي براي تفكر خلاق ايجاد كند
5-زميته هاي متنوعي براي كسب دانش فراهم آورد
6-پيش قدم شدن دريادگيري را تشويق كند
بررسي ها نشان داده است كه معلمان نسبت به پرورش قوه ي خلاقيت نگرش مثبت دارند.
فصل چهاردهم         نقش مدرسه و دانشگاه در پرورش خلاقيت
براي اين كه مدرسه و دانشگاه بيش ترين نقش را در پرورش كودكان و نوجوانان داشته باشد،روان شناسان پيش نهاد كرده اند:
1-مسائلي  كه به يادگيرندگان مي دهيد،طبقه بندي كنيد: گتزلز(1964)مسائل را به دو دسته تقسيم كرده است:مسائلي كه به دانش آموزان داده مي شود ومسائلي كه خود آنان كشف مي كنند.
2-مهارت هاي حل مسئله را به يادگيرندگان آموزش دهيد وآن ها را به استفاده از اين مهارت ها ترغيب كنيد.
3-دستاوردهاي يادگيرندگان را مورد تشويق قرار دهيد.
4-تجارب كودكان را به موارد خصوصي محدود نكنيد.
5-نسبت با اختلافات فردي يادگيرندگان با احترام برخورد كنيد ودر پرورش استعدادهاي ويژه ي آنان بكوشيد
صاحب نظران بر اين باورند كه وجود انعطاف و تغير پذيري همراه با احساس امنيت در كلاس درس ،از عواملي هستند كه به شدت خلاقيت وآفرينندگي دانش آموزان را تحريك مي كندوآن را پرورش مي دهد.
فصل پانزدهم                    خلاقيت در كلاس درس
معلم ابتدايي بايد يك سري اصول و مبنائي را درجهت پرورش خلاقيت دانش آموزان در كلاس در نظر داشته باشد تا بتواند در اين زمينه موفقيت داشته باشد.برخي از اين اصول به شرح زير است:
1-پرورش خلاقيت در آموزش ابتدايي نيازمند نوگرايي،انعطلف پذيري و تنوع در رفتار،گفتار و تدريس است.
2-اگر معلم ابتدايي پرتكاپو،با انرژي،فعال وبا نشاط باشد،سبب رشد خلاقيت در دانش آموز خواهد بود.
3-اعتماد به نفس معلم ورشد اعتماد به نفس در دانش آموزان ،به خصوص در دوره ي ابتدايي ،خود خلاقيت است.
4-بازي و فعاليت هاي آزادو انعطاف پذير كلاسي سبب رشد افكار واحساسات خلاقانه مي شود.
5-معلم شوخ طبع،خوش رو و داراي علايق هنري،باعث تحريك و رشد خلاقيت مي شود.
فرد خلاق از چنان اعتماد به نفس بالايي بر خوردار است كه نياز به تاييد ديگران را در خود احساس نمي كند.
فصل شانزدهم                          عامل خلاقيت
والدين به عنوان اولين كساني كه كودك با آن ها در تماس است،مهم ترين نقش را در زمينه رشد و پرورش شخصيت كودك ايفا مي كند والدين از يك سوعامل وراثت،واز سوي ديگر عامل محيطي براي بروز خلاقيت هاي كودك هستند.
دامنه مسئوليت والدين نسبت به فرزندان
1-تعهد در باره ي خود
2- تعهد در قبال يكديگر
3- تعهد در قبال كودك
4- تعهد در قبال اجتماع
5- تعهد در قبال خداوند
وظايف والدين در بروز خلاقيت:والدين وظيفه دارندهمه ابعاد وجود طفل را بپرورانند. پيامبر(ص)مي فرمايند:به كودكان محبت كنيد و نسبت به آن ها ترحم نماييد و وقتي وعده اي داديد ،وفا كنيد.
از نظر اسلام اين وظايف در سه جنبه بايد مورد توجه قرار گيرد:
1-جنبه بدني: والدين موظف هستند با فراهم آوردن امكانات مادي،خواسته هاي بدني آن ها را تامين نمايند.آنان بايد به تغذيه طيب و حلال و كافي كودك توجه نمايند.در اين خصوص مسئله ي ورزش و بازي كودكان نيز داراي ارزش است.
2-جنبه رواني: انتخاب نام نيكو،احترام به كودك،محبت و… از مسائل اين جنبه است.
3-جنبه تعقلي و علم آموزي: پيامبر اسلام با سواد نمودن كودك را در نخستين مرحله،از وظايف اساسي والدين مي دانند.
معلم نبايد دانش آموز را به دنبال جواب هايي بفرستد كه خود او از قبل مي داند آن پاسخ ها چه شكل و چه حالتي دارند يا آن پاسخ ها به صورت آماده در كتاب هاي درسي و غير درسي پيدا مي شوند
فصل هفدهم                       كنش متقابل و خلاقيت
در مدرسه و كلاس درس در هر سه مقطع تحصيلي به خصوص در دوره ي ابتدايي ،پيوستن به معلم و شاگرد كنش متقابل صورت مي گيرد.در چنين كنش متقابلي ،دانش آموز به اهداف ،مقاصد و معلومات معلم پي مي برد ومعلم مي تواند علاوه بر درك افكار دانش آموز،به باور كردن احساس،فكر،رفتار و ارزش هاي دانش آموز بپردازد . دراصل،كنش متقابل معلم و دانش آموز علاوه برآموزش هاي جديد دانش آموز،سبب در هم آميختن احساس،ادراك،عاطفه و هيجان هاي در فراگيرنده و فرادهنده مي شود.
معلمان بايد با هوشياري ((طبيعت)) حل مشكل را دريابند تا شاگردان خود را براي رشد دادن به اين قابليت معنادار،راهنمايي كنند.
فصل هجدهم                        حل مشكل وخلاقيت
در يك جامعه با حكومت منتخب مردم ،معلمان بايد با هوشياري ((طبيعت)) حل مشكل را دريابند تا شاگردان خود را براي رشد دادن به اين قابليت معنادار،راهنمايي كنند.در جوامعي كه دولت اختيار داركليه شئون زندگي اجتماعي و ثروت ملي است، احتمالا مفيد اين است كه شاگردان،برحسب عادت و مطابق رويه،جواب هايي را كه قبلا              (( كارشناسان )) تهيه كرده اند ،بياموزند.اما در جامعه ي داراي حكومت منتخب مردم ،عنصر مطلوب و صالح جامعه كسي است كه در زمينه ي منش هاي جامعه و اوضاع فعلي آن سوال ،انتقاد و قضاوت كند،بسنجد،به تحقيق دست بزند و وسايل بهبود و ترقي را پيشنهاد نمايد.
در شكوفايي خلاقيت،تفكرات قالبي،تصورات جانبي و برچسب زدن،بسيار بازدارنده است
فصل نوزدهم                           موانع خلاقيت
در آموزش و پرورش خلاقيت موانعي وجود دارد كه مي تواند مانع ازتفكر خلاق شود.به طور كلي مي توان اين موانع را به چهار دسته تقسيم كرد:
1-موانع ادراكي: موانعي هستند كه فراگيررا از درك روشن مسئله شناسايي اطلاعات لازم براي حل آن باز مي دارد.اين موانع عبارتند از:
الف:تفكرات قالبي: اين نوع تفكرات از آن جهت كه باعث مي شوند مسائل به طور واضح و روشن ديده نشوند،از موانع ادراكي خلاقيت هستند.
ب:ناتواني درتشخيص و جداسازي مسئله: بسياري از مسائل كه فرد با آن ها رو به رو است به دليل ناقص بودن اطلاعات،براي او گمراه كننده و مبهم جلوه مي كند،لذا او قادر به درك كامل آن ها نيست .
ج:تمايل به محدود كردن حوزه ي مسئله
د:ناتواني در بررسي مسئله از ديدگاه هاي مختلف
ه:اشباع: اگر ذهن انسان همه ي اطلاعات ورودي را ضبط كند و در خود نگه دارد بيش از حد متعارف پر شود و اشباع گردد در آن صورت نمي تواند بسياري از اطلاعات ورودي مشابه را به راحتي،مجددا يادآوري نمايد.
و:شكست در استفاده از اطلاعات ورودي به همه ي حواس: حواس انسان به شكل نسبتا مستقيمي با هم ارتباط دروني دارند.به طور مثال اگر حس چشايي به شدت بازداري شود،حس بويايي نيز خاموش مي شود و بالعكس.
2-موانع هيجاني: در بيان ايده ها ،هيجانات و انفعالات موانع بسيار بزرگي به شمار مي روند.بعضي از اين حالات دروني كه براي آرزوي فردي در اكتشاف و خلاقيت ايجاد مزاحمت مي كنند،عبارتند از:
الف:ترس از اشتباه نمودن،شكست خوردن و خطر كردن
ب:تمايل به امنيت و نظم،ترس از اشتباه كردن
ج:تمايل درباره ي ايده ها به جاي تمايل به ايجاد ايده ها
د:ناتواني در آرام شدن و گذراندن دوره ي كمون
ه:فقدان اشتياق در مقابل اشتياق بيش از حد
و:عادت
ز:عدم انعطاف پذيري

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *