عمومی

تحلیل محتوای فرمایشات امام خیمنی(ره) در خصوص انتخابات

چکیده:
تحقیق حاضر با هدف بررسی و طبقه بندی رهنمودها و انتظارات رهبر کبیر انقلاب اسلامی حضرت امام خمینی(ره) با روش تحلیل محتوا انجام شده است. نتایج تحقیق در قالب وظایف مردم، راه های شناخت کاندیدای اصلح و ویژگی های کاندیدای اصلح دسته بندی شده است.در مکتب امام (ره) اصول گرایی یک حزب سیاسی و دارای اعضاء خاص نیست ، بلکه یک جریان اجتماعی است که ریشه در فرهنگ دینی ملت ایران و مذهب تشیع دارد. و همه ی مردم شیعه ایران و همه ی شیعیان جهان بر اساس باورهای درونی و فطری و مذهبی شان بدان گرایش دارند. از این رو بر اساس احزاب ، محصول تحولات و دگرگونی های زمانه نیستند، بلکه خود تحول آفرین و دگرگون کننده اند.

* وظایف مردم‏
الف. شرکت در انتخابات‏:
امروز مسؤولیت به عهده ملت است. اگر ملت کنار بنشینند، اشخاص مؤمن، اشخاص متعهد کنار بنشینند و اشخاصى که نقشه کشیده‏اند براى این مملکت از چپ و راست، آنها وارد بشوند در مجلس، تمام مسوولیت به عهده ملت است. هر قدمى که بر ضد اسلام بردارند، در نامه اعمال ملت نوشته مى‏شود. هر کارى که انجام بدهند، مسوولیتش متوجه ملت است. امروز سرنوشت اسلام و سرنوشت مسلمین در ایران و سرنوشت کشور ما به دست ملت است و اگر مسامحه کنند در این امر، اهمال کنند، نروند و رأى ندهند، عینا مسوولیت متوجه خود آنها است و اگر بروند و چنانچه اشخاص متعهد مسلم – کسانى که براى کشور و براى اهالى کشور ارج قائل هستند، کسانى که نمى‏خواهند زمام امور کشور ما به دست چپ بیفتد یا به دست راست بیفتد – این اشخاص را تعیین کنند، به تکلیف خودشان عمل کرده‏اند و چنانچه مسامحه در این امر کنند و آنها پیش ببرند – آنهایى که مى‏خواهند ما را به زنجیر چپ و راست بپیوندند و ما را اسیر کنند در دست قدرتهاى بزرگ – اگر آنها پیش ببرند و شما ساکت باشید، تمام مسوولیت متوجه شما است. امروز مسوولیت بزرگى به عهده همه ما است.(1)

ب. شناسایى کاندیداى اصلح‏:
احدى شرعاً نمى‏تواند به کسى کورکورانه و بدون تحقیق رأى بدهد و اگر در صلاحیت شخص یا اشخاصى، تمام افراد و گروهها نظر موافق داشتند، ولى رأى‏دهنده تشخیصش برخلاف همه آنها بود، تبعیت از آنها صحیح نیست و نزد خداوند مسوولیت دارد و اگر گروه یا اشخاص، صلاحیت فرد یا افرادى را تشخیص دادند و از این تأیید براى رأى‏دهنده اطمینان حاصل شد، مى‏تواند به آنها رأى دهد.(2) ما نباید مقلد کسى باشیم که هر چه را عده‏اى تشخیص دادند، همان را عمل کنیم،
بلکه باید کاملًا توجه کنیم که مثلًا در تهران چه کسانى لیاقت دارند که هم مسائل روز را بفهمند و هم متدین باشند و هم براى اسلام کار کنند، اشخاصى را انتخاب کنیم که از هر جهت صالح باشند.(3)
ملت در سرتاسر کشور در کارهایى که محول به او است، بر طبق ضوابط اسلامى و قانون اساسى انجام دهد و در تعیین رئیس جمهور و وکلاى مجلس، با طبقه تحصیل‏کرده متعهد و روشنفکر با اطلاع از مجارى امور و غیر وابسته به کشورهاى قدرتمند استثمارگر و اشتهار به تقوا و تعهد به اسلام و جمهورى اسلامى مشورت کرده و با علما و روحانیون با تقوا و متعهد به جمهورى اسلامى نیز مشورت (نمایند).(4)
شناخت این اشخاص یا با آشنایى به اعمال و رفتار آنان از زمان رژیم طاغوت تاکنون است و یا به معرفى روحانیون متعهد در شهرستانها یا اشخاص متدین موجه که گرایش به چپ و راست یا دسته‏اى نداشته باشند.(5)

* راههاى شناخت کاندیداى اصلح‏
1. در نظرگرفتن سوابق و روحیات و خصوصیات دینى – سیاسى‏:
در هر حال، مردم با بصیرت و درایت و تحقیق، کاندیداها را شناسایى کرده و به سوابق و روحیات و خصوصیات دینى – سیاسى نامزدهاى انتخاباتى توجه نمایند.(6) مردم، افرادى را که تعیین مى‏کنند، باید سعى در شناسایى آنها نموده و قبل و بعد از انقلابشان را در نظر بگیرند و بعد رأى دهند.(7)
2. مشورت با علما و افراد صددرصد مورد اعتماد:
مردم در انتخابات آزادند و احتیاج به قیم ندارند و هیچ فرد و یا گروه و دسته‏اى، حق تحمیل فرد و یا افرادى را به مردم ندارند. جامعه اسلامى ایران که با درایت و رشد سیاسى خود، جمهورى اسلامى و ارزشهاى والاى آن و حاکمیت قوانین خدا را پذیرفته‏اند و به این بیعت و پیمان بزرگ وفادار مانده‏اند، مسلّم قدرت تشخیص و انتخاب کاندیداى اصلح را دارند، البته مشورت در کارها از دستورات اسلامى است و مردم با متعهدین و معتمدین خویش مشورت مى‏نمایند، ولى هیچ‏کس نباید توقع داشته باشد که دیگران اظهار نظر و اظهار وجود نکنند.(8)
هیچ‏کس تحت تأثیر دیگرى نیست. اگر چنانچه اشخاص مطمئنى باشند که آنها تشخیص بدهند، شهادت بدهند که فلان آدم، جهات مختلفش همه خوب است، آن وقت مانعى ندارد که کسى به واسطه تشخیص آنها و اطمینان به این‏که این صحیح است، رأى هم به آنها بدهد، اما این طور نیست که کورکورانه انسان دنبال این باشد که ببیند کِیَک چه گفته؛ این صحیح نیست، این در اسلام نیست و در جمهورى اسلامى هم نباید باشد.(9)
در تشخیص خودتان؛ اگر مى‏توانید تشخیص بدهید و اگر خودتان نمى‏توانید، اشخاص متدین صحیح هستند، به آنها مراجعه کنید که آنها تشخیص بدهند.(10) در تشخیص خوب و بد، اتکال به قول غیر نکنید، مگر اشخاصى باشند که مورد اعتماد خودتان باشد صد در صد. این را به مردم دارم مى‏گویم.(11)
مردم در صحنه حاضر باشند و تحت تأثیر کسى واقع نشوند. مردم با علما و اشخاص مورد اعتمادشان مشورت کنند، بعد به هر کس که خواستند رأى دهند.(12) بعد از این‏که مشورت کردند که براى اسلام مفید است، رأى دهند، (اما) اگر کسى مورد شک بود و یا اگر کسانى منحرف، خودشان را معرفى کردند، به آنها رأى ندهند.(13)

* ویژگیهاى کاندیداى اصلح‏
الف. به اسلام ناب، معتقد و مدافع آن باشند:
افرادى که تعیین مى‏شوند، باید کسانى باشند که به درد اسلام و جمهورى اسلامى بخورند و عقیده‏شان هم این باشد که اسلام خوب است، نه فقط اظهار کنند، ولى عقیده نداشته باشند، کما این‏که در اول انقلاب خیلى‏ها اظهار اسلام مى‏کردند.(14)
مردم شجاع ایران با دقت تمام به نمایندگانى رأى دهند که در قول و عمل، مدافع اسلام پابرهنگان زمین، اسلام مستضعفین، اسلام رنج‏دیدگان تاریخ، اسلام عارفان مبارزه‏جو، اسلام پاک‏طینتان عارف و در یک کلمه، مدافع اسلام ناب محمدى – صلى اللَّه علیه و آله و سلم – باشند و افرادى را که طرفدار اسلام سرمایه‏دارى، اسلام مستکبرین، اسلام مرفهین بى‏درد، اسلام منافقین، اسلام راحت‏طلبان، اسلام فرصت‏طلبان و در یک کلمه، اسلام آمریکایى هستند، طرد نموده و به مردم معرفى نمایند.(15)
ب. به اجراى احکام اسلام متعهد باشند:
کسانى را انتخاب کنند که صد در صد مسلمان و معتقد به احکام اسلام و متعهد به اجراى احکام اسلام و مخالف با مکتبهاى انحرافى و معتقد به جمهورى اسلامى باشند.(16)
پ. به حسن سابقه و تعهد به قوانین اسلام معروف باشند:
امید است ملت مبارز متعهد به مطالعه دقیق در سوابق اشخاص و گروهها، آراى خود را به اشخاصى دهند که به اسلام عزیز و قانون اساسى وفادار باشند، و از تمایلات چپ و راست، مبرا باشند، و به حسن سابقه و تعهد به قوانین اسلام و خیرخواهى امت معروف و موصوف باشند. باید ملت شریف بدانند که انحراف از این امر مهم اسلامى، خیانت به اسلام و کشور است و موجب مسوولیت عظیم است.(17)
ت. به جمهورى اسلامى معتقد باشند
ظ:باید دانست مسلمان بودن تنها فایده‏اى ندارد، باید جمهورى اسلامى را قبول داشته باشد.(18) هر جور وکیلى براى هر محلى که مى‏خواهید تعیین بکنید، وکیلى (باشد) که (به) جمهورى اسلامى اعتقاد دارد. اگر وکیلى باشد که اینجایش از شدت سجده پینه بسته، و لیکن جمهورى اسلامى را نمى‏خواهد، این به درد شما نمى‏خورد. اگر وکیلى باشد که بدانید دشمن با رژیم منحوس بود و دشمن با آمریکا، لکن جمهورى اسلامى را نمى‏خواهد، این وکیل را وکیل تعیین نکنید. وکیلى که تعیین مى‏کنید، آنى است که جمهورى اسلامى را عقیده داشته باشد؛ نه چهار روزى که حالا مى‏خواهد وکالت بکند، بگوید جمهورى اسلامى! ما یک نفر را داشتیم که مى‏خواست وکیل بشود، مى‏گفتند که این آدم در ایامى که مى‏خواهند رأى بگیرند، نماز مى‏خواند! این جور نباشد. خودتان فهمیده باشید؛ بین خودتان زندگى کرده باشد، فهمیده باشید که مسیر همان مسیرى است که شما دارید. اگر یک نفر آدمى باشد که فیلسوف باشد، یک آدمى باشد که تمام عالم را در تحت سیطره علمى خودش برده باشد، لکن جمهورى اسلامى را نمى‏خواهد، این را تعیین نکنید.(19)

ث. به قانون اساسى معتقد باشند:
من متواضعانه از شما مى‏خواهم که حتى‏الامکان در انتخاب اشخاص با هم موافقت نمایید و اشخاصى اسلامى، متعهد، غیر منحرف از صراط مستقیم الهى را در نظر بگیرید و سرنوشت اسلام و کشور خود را به دست کسانى دهید که به اسلام و جمهورى اسلامى و قانون اساسى معتقد و نسبت به احکام نورانى الهى متعهد باشند و منفعت خود را بر مصلحت کشور مقدّم ندارند.(20)
ج. به اصل ولایت فقیه معتقد و وفادار باشند:
پس از این‏که همه اوصافش را به دست آوردید و او را شخصى دانستید که لیاقت دارد براى یک همچو مسندى و مى‏تواند این مملکت را – به طورى که خدا مى‏خواهد – اداره کند تا آن حدودى که در اختیار او است و شخصى است که تعهد به اسلام دارد، اعتقاد به قوانین اسلام دارد، در مقابل قانون اساسى خاضع است و اصل صد و دهم ظاهراً که راجع به ولایت فقیه است، معتقد است و نسبت به آن وفادار است، یک همچو شخصى را شماها خودتان انتخاب کنید و گروههاى مردم را هم وادار کنید که یک همچو شخصى را انتخاب کنند و از تفرقه بپرهیزند.(21)
چ. به مکتبهاى انحرافى گرایش و پیوستگى نداشته باشند:
نگذارید اشخاصى در مجلس وارد بشود که خیر امت را نمى‏خواهد، بلکه خیر اشخاصى را مى‏خواهد که ظالم هستند؛ نگذارید در مجلس شورا اشخاصى بروند که آنها با قدرتهاى بزرگ پیوستگى دارند. باید ملت با اختیار خود و اراده خود و با امتیاز خود و انتخاب خود، اشخاص صالح را، اشخاص متقى را، اشخاصى را که براى ایران کار مى‏خواهند بکنند، به نفع ایران کار مى‏کنند- آنها را باید تعیین بکند.(22) وکلایى که مردم در بلاد خودشان شناختند که اینها مردم صالحى هستند، اینها مردم اسلامى هستند، اینها گرایش به شرق و غرب، گرایش به مکتبهاى فاسد ندارند، اینها را تعیین کنند.(23) رأى بدهید به اشخاصى که اسلامى هستند، متعهد هستند، چپى و راستى نیستند؛ براى ایران مى‏خواهند زحمت بکشند. اشخاصى را انتخاب کنید که براى اسلام، براى کشور منتج باشند، نافع باشند؛ خائن نباشند.(24) باید منتخبین شما اشخاصى باشند که توجه به اسلام داشته باشند، متعهد به اسلام باشند، بازیگر نباشند، به شرق و غرب توجه نداشته باشند. باید تکلیف کرد به مردم که وقتى انتخابات پیش آمد، به طور شایسته، روحانیین عمل کنند، وعاظ عمل کنند و مردم هم به تبع آنها عمل کنند تا یک مجلسى داشته باشیم که دیگر در آن هیچ اشخاصى که مخالف با وجهه جمهوریت هستند، نداشته باشیم.(25) باید اشخاصى که در مجلس مى‏روند، اشخاص امین باشند، اشخاص فاضل باشند، اشخاص مطلع باشند؛ گرایش نداشته باشند به چپ و راست؛ ملى باشند، مستقل باشند؛ فکرشان مستقل باشد.(26) افرادى را انتخاب کنید که متعهد به اسلام، شرقى و غربى نباشند، بر صراط مستقیم انسانیت و اسلامیت باشند. وکیلهایى (را انتخاب کنید) که آراسته به اخلاق خوب هستند، متعهد هستند به اسلام، وفادار هستند به کشور خودشان، خدمتگزار هستند به شما و به کشور، آن اشخاص را انتخاب کنند و در مجلس بفرستند.(27)
ح. مثل مدرس، نترس و صاحب تشخیص باشند:
سعى کنید مثل مرحوم مدرس را انتخاب کنید، البته مثل مدرس که به این زودیها پیدا نمى‏شود، شاید آحادى مثل مدرس باشند، کسانى را که انتخاب مى‏کنید باید مسائل را تشخیص دهند، نه از افرادى باشند که اگر روس یا آمریکا یا قدرت دیگرى تشرى زد، بترسند، باید بایستند و مقابله کنند.(28)
خ. طعم فقر را چشیده و در فکر محرومان باشند:
این ملت چیز مى‏فهمد، مى‏فهمد کى آدم صالح است، کى آدم ناصالح، البته گاهى هم یک کسى خودش را جا مى‏زند، اما این گاهى است. هر کسى در هر شهرى که هست، طول این بیست، سى سالى که همراه با این مردم بوده، مى‏داند که اینها کدام یکى‏شان از ریشه‏هاى آنها است، کدام‏شان نیستند. مردم آنهایى را باید انتخاب بکنند که مى‏شناسند که به این ملت خدمتگزار است و دلش براى این طبقه ضعیف مى‏سوزد.
ما نمى‏خواهیم یک مجلس اعیان درست کنیم. به مجلس سنا مجلس اعیان مى‏گویند. ما مى‏خواهیم اعیان را از بین ببریم، آدمشان کنیم آنها را، آن اعیانى که در مجلس سنا نشستند و آن قدر خیانت به مملکت ما کردند، در آن مجلس را اصلًا بستیم. مجلس شیوخ و مجلس اعیان و مجلس سنا، اینها یک دسته مفتخوارى بودند. پیرمردهاى آخر عمرشان بعد از همه خیانتها، پیرمردهایى بودند که آنجا مى‏رفتند جمع مى‏شدند و شاید رفیقش هم که نشسته بود، راجع به این‏که دوایش چه است یا غذایش چه است، صحبت مى‏کرد و پول این ملت را مى‏خورد، این درش را بستند، ما مجلس سنا نداریم؛ مجلس شورا داریم. مجلس شورا هم نمى‏خواهیم از طبقه بالا درست بشود؛ مى‏خواهیم مجلس شورا از آدمهایى (درست شود) که متوجه‏اند به این‏که به این ملت در پنجاه و چند سال و در طول نظام شاهنشاهى چه گذشته است.(29)
مردم شجاع ایران با دقت تمام به نمایندگانى رأى دهند که طعم تلخ فقر را چشیده باشند.(30) توجه داشته باشند رئیس جمهور و وکلاى مجلس از طبقه‏اى باشند که محرومیت و مظلومیت مستضعفان و محرومان جامعه را لمس نموده و در فکر رفاه آنان باشند، نه از سرمایه‏داران و زمین‏خواران و صدرنشینان مرفه و غرق در لذات و شهوات که تلخى محرومیت و رنج گرسنگان و پابرهنگان را نمى‏توانند بفهمند.(31)
د. احتمال انحراف در آنان نرود:
باید به اشخاصى که احتمال انحراف در آنان مى‏رود رأى ندهند – چه احتمال انحراف عقیدتى، اعمالى و یا اخلاقى – که به چنین اشخاص اعتماد نمى‏شود کرد و رأى به آنان موجب مسوولیت خواهد بود.
ذ. از اوضاع جهان و مسائل روز و سیاستهاى اسلامى مطلع باشند:
وصیت این‏جانب به ملت در حال و آتیه آن است که با اراده مصمم خود و تعهد خود به احکام اسلام و مصالح کشور در هر دوره از انتخابات، وکلاى داراى تعهد به اسلام و جمهورى اسلامى که غالباً بین متوسطین جامعه و محرومین مى‏باشند و غیر منحرف از صراط مستقیم- به سوى غرب یا شرق- و بدون گرایش به مکتبهاى انحرافى و اشخاص تحصیل‏کرده و مطلع بر مسائل روز و سیاستهاى اسلامى، به مجلس بفرستند.(32)
مجرد این‏که این آدم یک آدم خیلى خوبى است، نمازش را اول وقت مى‏خواند و نماز شب مى‏خواند، این براى مجلس کفایت نمى‏کند؛ مجلس اشخاص سیاسى لازم دارد، اشخاص اقتصاددان لازم دارد، اشخاص سیاستمدار لازم دارد، اشخاص مطلع بر اوضاع جهان لازم دارد. باید تعهد به اسلام باشد و موافقت با جمهورى اسلامى باشد، لکن این مسائل هم باشد.(33) باید از مسائل روز اطلاع داشته باشد.(34)
ر. احتیاجات مملکت و مصالح و مفاسد کشور را بشناسند:
آیا مى‏خواهید انتخاب اصلح بکنید براى خودتان یا براى اسلام؟ اگر براى خودتان باشد، شیطانى است، اما اگر انتخاب اصلح براى مسلمان‏ها است، «کى و از کجا است» مطرح نیست؛ از هر گروهى باشد، حزب باشد یا غیر حزب، نه حزب اسباب این مى‏شود که غیر آن فاسد، و نه صد در صد حزبى‏بودن باعث صلاح آنها است.
انتخاب اصلح براى مسلمین یعنى انتخاب فردى که تعهد به اسلام و حیثیت آن داشته باشد و همه چیز را بفهمد، چون در مجلس، اسلام تنها کافى نیست، بلکه باید مسلمانى باشد که احتیاجات مملکت را بشناسد و سیاست را بفهمد و مطلع به مصالح و مفاسد کشور باشد و ممکن است به شما و گروه شما هم مربوط نباشد. اگر اصلح را انتخاب کردید، کارى اسلامى مى‏کنید و این یک محکى است براى خودتان که تشخیص بدهید انتخاب براى اسلام است یا براى صلاح خودتان.(35)
ز. متخصص باشند:
در یک مجلس باید همه چیز باشد. در این کمیسیونهاى مجلس از – امور ارتشى و کشاورزى و اقتصاد و – همه چیز بحث مى‏شود، اینها باید مطلع باشند. آنهایى که در این کمیسیونها هستند، باید اشخاصى در بینشان باشد که عالم به اقتصاد باشد، عالم به امور کشاورزى باشد، عالم به امور ادارى باشد، عالم به مسائل جهانى باشد. مجلس مى‏خواهد ایران را در مقابل جهان اداره کند، مجلس یک چیزى نیست که بخواهد ایران را در مقابل خودش درست بکند.(36)
س. متفکر باشند:
امید آن دارم که با وحدت کلمه و کوشش در راه التیام بین قشرهاى مختلف، موفق شوید که نمایندگانى متعهد، متفکر، دلسوز به ملت و خصوص طبقه مستضعف و خدمتگزار به اسلام و مسلمین در مجلس شوراى اسلامى بفرستید.(37)
ش. خدمتگزار باشند:
اشخاص مطمئن، اشخاص ملى، اشخاصى که خدمتگزارندْ براى شما (را) تعیین بکنید.(38)
ص. براى کشور، دلسوز و به ملت وفادار باشند:
باید بدانیم که اگر رئیس جمهور و نمایندگان مجلس، شایسته و متعهد به اسلام و دلسوز براى کشور و ملت باشند، بسیارى از مشکلات پیش نمى‏آید و مشکلاتى اگر باشد، رفع مى‏شود.(39) مردم شجاع ایران با دقت تمام به نمایندگانى رأى دهند که متعبد به اسلام و وفادار به مردم باشند و در خدمت به آنان احساس مسوولیت کنند.(40)
ض. آزادمنش باشند:
باید وکلاى آزادمنش، وکلاى ملى، وکلاى متدین، وکلاى فاضل به مجلس شورا بفرستید.(41)
ط. به امانت معروف باشند:
اشخاصى که امین هستند، اشخاصى که پیششان به امانت، به دیانت، به خدمت به مردم معروف است، آنها را تعیین بکنند.(42)
ظ. به اخلاق خوب آراسته باشند:
من امیدوارم که این مرحله را هم به شایستگى و به طورى که دلخواه همه ملت ما است و دلخواه ما است، عمل بکنند و وکیلهایى که آراسته هستند به اخلاق خوب، متعهد هستند به اسلام، وفادار هستند به کشور خودشان، خدمتگزار هستند به شما و به کشور، آن اشخاص را انتخاب کنند و در مجلس بفرستند.(43)

منابع و مآخذ:
1) صحیفه امام، ج 12، صص 181 – 182
2) صحیفه امام، ج 18، ص 337
3) صحیفه امام، ج 18، ص 276
4) صحیفه امام، ج 21، ص 422
5) صحیفه امام، ج 12، صص 277 – 278
6) صحیفه امام، ج 21، صص 10 – 11
7) صحیفه امام، ج 18، ص 243
8) صحیفه امام، ج 21، ص‏10
9) صحیفه امام، ج 18، ص 285
10) صحیفه امام، ج 18، ص 438
11) صحیفه امام، ج 18، صص 283 – 284
12) صحیفه امام، ج 18، ص 243
13) صحیفه امام، ج 18، ص 243
14) صحیفه امام، ج 18، ص 243
15) صحیفه امام، ج 21، ص 11
16) صحیفه امام، ج 12، ص 277
17) صحیفه امام، ج 12، ص 178
18) صحیفه امام، ج 18، ص 276
19) صحیفه امام، ج 7، ص 465
20) صحیفه امام، ج 12، ص 149
21) صحیفه امام، ج 11، ص 485
22) صحیفه امام، ج 6، ص 482
23) صحیفه امام، ج 9، ص 55
24) صحیفه امام، ج 6، ص 502
25) صحیفه امام، ج 18، صص 173 – 174
26) صحیفه امام، ج 6، ص 513
27) صحیفه امام، ج 12، ص 168
28) صحیفه امام، ج 18، ص 276
29) صحیفه امام، ج 10، صص 524 – 525
30) صحیفه امام، ج 21، ص 11
31) صحیفه امام، ج 21، ص 422
32) صحیفه امام، ج 21، صص 419 – 420
33) صحیفه امام، ج 18، ص 284
34) صحیفه امام، ج 18، ص 276
35) صحیفه امام، ج 18، صص 196 – 197
36) صحیفه امام، ج 18ص 284
37) صحیفه امام، ج 12، ص 156
38) صحیفه امام، ج 7، ص 299
39) صحیفه امام، ج 21، ص 422
40) صحیفه امام، ج 21، ص‏11
41) صحیفه امام، ج 6، ص 514
42) صحیفه امام، ج 10، ص 525
43) صحیفه امام، ج 12، ص 169

 
تهیه و تنظیم: پایگاه مقالات علمی مدیریت   www.SYSTEM.parsiblog.com
 
انتخابات مجلس از نگاه امام
امام خمینی (ره) مردم را یکی از پایه های حکومت اسلامی می دانستند و در بیانات خود همواره بر لزوم اتکای حکومت به مردم، عدم تحمیل بر مردم، رضایت مردم، نظارت مردم و … تاکید داشتند.
.تبلور اصلی جایگاه مردم در اندیشه سیاسی امام خمینی(ره)، در دفاع ایشان از نظام “جمهوری اسلامی” است. که واژه جمهوری در آن تاکیدیست بر نقش مردم در حکومت اسلامی
امام خمینی کوشید پیوند بین نظام اسلامی و مردم را در قالب مذکور صیانت و تقویت نماید و به چالش با دیدگاه هایی بپردازد که اسلامیت را مغایر جمهوریت می دانستند. افزون بر این ایشان به تبیین دیدگاه خود درباره جمهوریت و وجوه تشابه و تمایز آن با دموکراسی و چگونگی رابطه اسلام و جمهوریت پرداختند.(ر.ک به صحیفه امام (ره) جلد 4 ص418 ،جلد 8صص121 و 458 ، جلد 11 صص 280و415)
از دیدگاه امام (ره) مردم مقدمه ای واجب برای تشکیل و استمرار حکومت اسلامی می باشند . به گفته ایشان:
“حکومت اگر حکومت ملی باشد به دست ملت یک حکومتی وجود پیدا کند، چون از خودشان است اگر یک وقتی از بین برود، همه نا راحت می شوند، اگر بخواهد از بین برود همه پشتیبان اند.”
امام خمینی (ره) با تاکید بر رابطه دین و سیاست و لزوم تاثیر مسلمانان در حوزه سیاسی ،از حضور آنان در این حوزه دفاع می کند. ایشان مکررا با اشاره به دور شدن بیشتر مردم از صحنه سیاسی،آن را برای کشور فاجعه بار دانسته اند. و در موارد متعددی اعلام می کردند:
“حفظ اسلام یک تکلیف شرعی است برای همه ی ما. حفظ مملکت توحیدی یک تکلیفی است برای همه ی قشر های ملت.”
ونیز می افزودند:
“مردم هم خودشان مکلف اند به اینکه شرکت کنند در انتخابات؛ نروند کنار؛تکلیف است؛ حفظ اسلام است.رفتن به کنار خلاف تکلیف است؛خلاف مصالح اسلام است… مردم اگر حضور نداشته باشند و خدایی نخواسته،لطمه ای به اسلام وارد شود، مسئول هستند.”
از نظر امام خمینی (ره)امر به معروف و نهی از منکر بر همه ی مسلمانان واجب است.ایشان تبلور امربه معروف را حضورمردم در صحنه سیاسی و دخالت در این حوزه و نظارت بر آن می داند، و آن را فریضه ای می شمارد که زمینه ساز مشارکت سیاسی است.امام خمینی با اشاره به حدیث نبوی”کلکم راع و کلکم مسئول” از این مشارکت یاد می کند و بدین رو مردم را موظف می داند که بر امور سیاسی نظارت داشته باشند.
بحث نقش مردم ،به نوع نگاه امام به سرشت انسان ها باز می گردد. به باور ایشان:
“مردم که همه غیر صالح نیستند. مردم اکثرشان صالح اند؛ مردم خوبند دلشان می خواهد مملکت شان صحیح باشد، سالم باشد… از خدا می خواهند که صلحایی بالای سرشان باشد.قهرا وقتی که انتخابات آزاد شد و اشخاص غیر صالح دخالت در آن نکردند، در مجلس اشخاص صالح می روند. وقتی اشخاص صالح در یک مجلسی رفتند؛دولت صالح به پا شد؛ رئیس جمهور صالح شد،آنها مخالف مصلحت مملکت عمل نخواهند کرد… برنامه ما اینست که رجوع کنیم به آراء عمومی، به آراء مردم.”برپایه ی انسان شناسی مزبور، امام (ره) معتقدند رای اکثریت در امور اجتماعی از نظرشریعت دارای اعتبار است ؛ زیرا درک اکثریت از مصلحت اجتماعی ، به واقع نزدیکتر است، بر همین اساس وی معتقد است:
“آرای عمومی نمی شود خطا بکند،یک وقت یکی می خواهد کاری بکند اشتباه می کند،یا جمعی اشتباه می کنند، اما یک مملکت نمی تواند اشتباه بکند. کسی بگوید لعل یک آدم غلطی را گذاشتند… قدم اول را که برداشت، همین ملت عزلش می کنند.”
ویژگی های نماینده اصول گرا در مکتب امام خمینی (ره)
امروزه مکتب امام جزء لا ینفک فرهنگ ملت ایران شده است یعنی ملت ایران بر اساس تفکر اسلام ناب که در مکتب اهل بیت تجلی یافته است ، حضرت امام خمینی (ره) را به عنوان نایب حضرت ولی عصر پذیرفت و با ایشان انقلاب اسلامی را برپا کرد؛ انقلاب اسلامی ایران چیزی جز نمود مکتب امام در حیات اجتماعی- سیاسی شیعه نیست که به همت ملت مسلمان ایران به منصه ظهور رسیده است.
مکتب امام (ره) در اعتقادات،ارزش ها و آداب و رسوم تابع مکتب اهل بیت (علیهم السلام) است. و مکتب اهل بیت(علیهم السلام) به نوبه خود مبتنی بر مکتب اسلام، قرآن و رسول خاتم (صلی الله علیه و آله) می باشد. بنا بر این اصول گرایی در مکتب امام چیزی جز اصول گرایی در مکتب اهل بیت(علیهم السلام)، اسلام ،قرآن و رسول خدا (صلی الله علیه و اله) نیست.
در مکتب امام (ره) اصول گرایی یک حزب سیاسی و دارای اعضاء خاص نیست ، بلکه یک جریان اجتماعی است که ریشه در فرهنگ دینی ملت ایران و مذهب تشیع دارد. و همه ی مردم شیعه ایران و همه ی شیعیان جهان بر اساس باورهای درونی و فطری و مذهبی شان بدان گرایش دارند. از این رو بر اساس احزاب ، محصول تحولات و دگرگونی های زمانه نیستند، بلکه خود تحول آفرین و دگرگون کننده اند.
اعتقاد و تعهد توامان به اسلام و نظام و قانون اساسی: یکی از اموری که حضرت امام (ره) بر آن تاکید ویژه ای دارند و می توان گفت در تفکر امام در راس معیار های گزینش جریان ها و شخصیت های اصول گرا قرار دارد، مسئله اعتقاد و تعهد به اسلام و نظام و قانون اساسی است.حضرت امام (ره) این حکومت را استمرار راه انبیاء می داند از این رو نظام جمهوری اسلامی را تنها منبعث از جریان سیاسی ای که اعضای آن مسلمان هستند نمی داند، بلکه حقیقتا نظام و قانون اساسی را بر خاسته از یک ایدئولوژی الهی و مکتب اسلام می داند.از این رو اسلام و جمهوری اسلامی و قانون اساسی را در یک راستا و منظومه می بیند، و دین منهای سیاست، اسلام منهای حکومت را مساوی انکار امکان اجرای احکام اسلام، جامعیت و کمال دین می داند.
بر این اساس مصرانه از ملت شریف ایران می خواهد توجه کنند که، نمایندگان مجلس افرادی باشند که به اسلام، جمهوری اسلامی و قانون اساسی به صورت همزمان ایمان داشته باشند و به احکام اسلام متعهد باشند، می فرماید:
“من متواضعانه از شما می خواهم که حد الامکان در انتخاب اشخاص با هم موافقت نمایید و اشخاصی اسلامی، متعهد ،غیر منحرف از صراط مستقیم الهی را در نظر بگیرید و سرنوشت اسلام و کشور خود را به کسانی دهید که به اسلام و جمهوری اسلامی و قانون اساسی معتقد و نسبت به احکام نورانی الهی متعهد باشد و منفعت خود را بر مصلحت کشور مقدم ندارند.”
رسیدگی به مردم(به خصوص محرومان): یکی از مولفه های اساسی اصول گرایی در اندیشه امام (ره) مسئله خدمت به مردم به صورت عام و توجه به محرومان به طور خاص است. امام (ره) نظام جمهوری اسلامی را مانند حکومت رسول اکرم(ص) از آن مردم مومن و به خصوص محرومان می داند و معتقد است اگر پیروزی هایی نصیب گردیده در اثر مبارزه و مجاهده توده ملت و پا برهنگان است از این رو مسئولان نظام اسلامی باید خود را مدیون توده های زحمتکش و مستضعف بدانند و در خدمت رسانی به آنها دریغ نورزند.
مقاومت در برابر الزامات بین المللی: در یک نگاه خوشبینانه به تاریخ معاصر ایران مهمترین چیزی که مجلس دوران مشروطیت را به انحطاط کشاند، اصلاحات تحت تاثیر ملاک های غربی بود. در آن روزگار عده ای گمان کردند تمدن غرب برترین تمدنهاست.
اکنون یکصد سال بعد از مشروطیت نیز همین نزاع در جامعه ما وجود دارد، برخی از احزاب سیاسی بر این باورند که اجرای قوانین اسلام به طور دقیق مانع پیشرفت کشور است و برای گذار از این بحران باید بعضی از احکام دین را در بستر حیات سیاسی اجتماعی تعطیل کرد و بر اساس الگوهای غربی کشور را اداره نمود. به عنوان نمونه در سالهای گذشته برخی از نمایندگان اهل تساهل کشور تلاش می کردند رابطه با آمریکا را محقق نمایند،یا با تسامح نسبت به حجاب و میگساری، صنعت توریسم را رونق بخشند، از این رو با مقاومت های شورای نگهبان رو برو شدند ، خواهان محدود کردن شورای نگهبان و نظارت هایش شدند.
حضرت امام (ره) کسانی را که با خود کم بینی اسلام را در اداره جامعه موفق نمی دانند و تحت تاثیر القائات شرق و غرب در پی اجرای اصلاحات مورد نظر بیگانگان هستند، سیاست بازان خدعه گری می خواند که کاتالیزر اجرای پروژه استعمار در جهت وابسته کردن ملل مسلمان هستند.از نظر امام(ره) اصول گرا کسی است که در برابر الزامات ظالمانه بین المللی ایستادگی کند و در این امر هیچ شکی به دل راه ندهد.
حساسیت فرهنگی:غالب انسان ها فکر می کنند وظایف حاکمیت تنها برقراری امنیت مالی و جانی،ایجاد عمران و آبادی، رشد اقتصادی و … است واگر از فرهنگ و آموزش عالی سخن به میان می آید ، در حد زمینه سازی برای دوره های دبستان ، راهنمایی ، دبیرستان و رشته های دانشگاهی است. وزارت فرهنگ نیز موظف است زمینه توسعه نشر،مطبوعات ،هنر و … را فراهم نماید . در حالیکه در بینش دینی یکی از اهداف عالیه تاسیس حکومت ، فراهم نمودن حیات طیبه در جامعه است ، یعنی کارگزاران حکومت اسلامی همواره باید اوضاع اعتقادی ، میزان التزام دینی و فضائل و رذائل اخلاقی را رصد کنند، و اگر کاستی هایی در آن دیدند با برنامه ریزی حساب شده به اصلاح آن بپردازند.
بنابراین در مکتب امام میزان توفیق گروه ها و افراد دراحیای امربه معروف و نهی از منکر و زمینه سازی ارتقای دینی مردم ، شاخص مهمی در اصول گرایی به شمار می آید. کسانی که نسبت به گسترش گناه در جامعه بی مبالات هستند، یا اصلاح مفاسد اخلاقی جامعه را جزء رسالت خود نمی دانند، از اصول گرایی راستین فاصله دارند.
اعتقاد و اعتماد به ولایت فقیه:یکی از راهکارهای مهمی که حضرت امام برای پاسداری از انقلاب و حراست از آرمانهای اسلامی وخون شهدا در ساختار انقلاب اندیشیدند و بدان سفارش می کردند مسئله ی ولایت فقیه و پشتیبانی از آن بود. امام با ادله ی عقلی و نقلی ثابت فرمودند ولایت فقیه استمرار ولایت اهل بیت (علیهم السلام) است واطاعت از ولی فقیه مانند اطاعت از امام معصوم واجب است. تفاوت ولایت معصومان با غیر معصومان در دامنه ی اختیارات نیست بلکه در نوع ولایتشان است که ریشه در مرتبه وجودی و نفسانی آن ذوات مقدس دارد.
حضرت امام خمینی (ره) تمایز ماهوی بین ولایت معصومان و ولایت فقیه را در نوع ولایت آن دو می داند ، و معتقد است ولایت اهل بیت (علیهم السلام) یک ولایت تکوینی و همراه با مقامات عینی مقدس است ، ولی ولایت فقیه صرفا یک جعل و اعتباری استکه بر اساس ادله ی شرعی ، اهل بیت برای فقیه قرار دادند. یعنی برای هیچ کس این توهم نباید پیدا شود که مقام فقها همان مقام ائمه (علیهم السلام) و رسول اکرم (ص) است. زیرا اینجا صحبت از مقام نیست ، بلکه صحبت از وظیفه است.
پایداری بر اصول:در طول تاریخ کم نبودند افرادی که حق و باطل را تشخیص می دادند و ممیزات هر یک را می شناختند و به حق می گرویدند و نیز کم نبودند کسانی که بعد از تشخیص حق و باطل ، به جبهه ی حق پیوسته و در راه حق مدت زمانی را مجاهده کردند ، مال و جاه و رفاه خود را فدای احیای حق نمودند ولی در میان آنها عده ی بسیار اندکی ،اهل استمرار دفاع از حق و پایداری در راه حق بودند؛ بسیاری از جبهه حق بعد از مدتی مبارزه در مقابل اهل باطل به ضعف گراییدند و اقتدار نظام اجتماعی و سیاسی شان دوباره به دست جبهه باطل افتاد.
تجربه تاریخ صدر اسلام و مقاطع دیگر نشان می دهد ، انقلابی شدن آسانتر از انقلابی ماندن و اصول گرا بودن آسانتر از اصول گرا ماندن است ، یعنی غالبا پایداری بر اصول سخت تر و مهمتر از پذیرش اصول در گام نخست است.
نگرش الهی:
اخلاص در عمل و نگرش الهی داشتن نسبت به امور کشور و تلاش برای نحوه اداره آن از دیگر شاخص های اصول گرایی درمکتب امام (ره) به شمار می آید.حضرت امام (ره) سازندگی برای کشور ، مدیریت اصلاح نظام اداری و غیره را مانند جنگ نوعی جهاد فی سبیل الله می بیند و از ملت و مسئولان می خواهد با چنین عینکی به به خدمت در عرصه های مختلف نظام بنگرند.