مدیریت ریسک

موفقیت بدون ریسک

مترجم:منوچهرسرحدی

خلاصه كتاب:‌ جایی که هستید همان جاییست که هستید.دنیاشما و من ترکیبی است ازسه بخش:گذشته,حال,اینده.توجه داشتن به گذشته یا اینده شمارابه دردسر و زحمت خواهد انداخت و تاثیرشما را در زمان حال بی اثروبی نتیجه می کند. تمام انرژی شما برای به انجام رسانیدن آن است که توانایی شما برای خوشحالی،وحداکثر کنترل شخصی شمابرزمان حال باشدوتکیه برآن،امرمهمی است.تنهاکنترل شماودقت شمابرهمین دقایق یالحظه های زمان حال است.راجع به ان فکرکنید.اگرمی خواهیدهمین صندلی راکه روی آن نشسته ایدحرکت دهیدفقط این کاردرزمان حال میسر است وحتی قدرت بدنی شمانیزمحدودبه همین زمان است.شمانمی توانید هم در گذشته وهم در آینده صندلی خودتان راتکان دهید.فقط می توانید آرزوکنیدکه ای کاش آن رادرگذشته تکان داده بودید،یامی توانید به زمانی درآینده برای حرکت دادن آن فکرکنید،اماهیچ یک ازآرزوهای شما اهمیتی ندارد.شماتوان تغییرگذشته راندارید.فقط درزمان حال این قدرت راداریدکه افکارواحساسات ونظریات خودرا راجع به گذشته کهنه تغییر دهید.بعدازهمه این هاتفکرشما،احساس هیجان انگیزشماوطرزتلقی شمابه گونه ای است که درهرلحظه به جز خود شماکسی نمی تواندروی آن اعمال قدرت کند.مگراینکه به دیگران اجازه دهید به طریقی که خودبه آن فکرمی کنیددیگران هم فکرکنند.می توانیدتاثیر هردوعکس العمل یاجواب دادن به گذشته راخودانتخاب کنید.نخستین عکس العمل نسبت به گذشته این است که به افکارتان اجازه بدهید که به عقب برگرددمانند دری که بر پاشنه گرددوهمان احساسات هیجان انگیز رانسبت به اتفاقات گذشته تحریک کنید،درست مثل وقتی که برای اولین بار آن را تجربه کردیدوعلاقه ای به آن نداشتید. پاسخ به گذشته پذیرفتن این نکته است که در زمان حال به عنوان یک جای موجه کجا هستید وسپس برخورد با گذشته،یعنی این که هیچ چیز بیش از انچه اکنون در جریان است اهمیت ندارد.بدانید هیچ قدرتی روی زمان حال شما بیش از انچه وجود دارد تاثیرنداشته است.باهمه وجودبپذیریدکجاییدواز همان جا حرکت کنید.
برای طراحی وکنترل آینده به صورت موثر ابتدابایدگذشته رارها کنید. هرچه بیشتر روی گذشته تکیه کنید وساکن بمانید گذشته بیشتر آینده شمارابه کنترل خود درمی آورد وآن رامحدود می کند.برای کنترل زندگی می توانید بایک تخته سنگ تمیز شروع کنید.به این معنی که کثافات وزباله های گذشته رادوربریزیدوتخته سنگی روی آن بگذارید،این یعنی آنچه رادرگذشته برای شما اتفاق افتاده چه دردوران کودکی ویادیروزی که به همین زودی گذشته وانچه را ازتجارب منفی برای شما اتفاق افتاده چه خرد وچه کلان همگی رابه فراموشی وبه سادگی بیانگارید.زیرا انها تجربه ی گذشته شما بودندوشما حتی می توانیدبا این احساس شروع کنید که تنها کسی هستید که تابه حال در چنین موقعیتی قرارگرفته است.امامهم نیست که گذشته شماچه بوده ویاچه کشیده ایدویا چه زمینه ای داشته است.این گذشته می تواند گردابی ازاحساسات هیجان انگیز منفی که به سوی آینده کشیده شده به شمار آیدیا سکویی محکم از موقعیت های مستحکم وممتاز برای آینده باشدان هم برای به اتمام رساندن کارهایی که دنبال خود کشیده اید.
برای رسیدن به هر کجا که می خواهید بروید ابتدا پاهایتان رامحکم روی زمین بگذارید وهر کجا که هستید محکم قدم بر دارید.
اتمام رویاها واهداف مستلزم آگاهی وپذیرفتن این نکته است که کجا هستید،چه هستید وکه هستید.در زندگی برای جاودان ماندن حقایق بی چون وچرایی در روزگار وجود دارد.هر کجا که هستید جایی است که اکنون هستید،جایی خوب که مناسب است وباید بپذیرید که لااقل موقتّا همان جا باشید،بدون توجه به این که برای شما در دراز مدت یا کوتاه مدت چه اتفاقی افناده است.با دادن این شانس یا موقعیت به گذشته که در کمین شماست این اجازه را ندهید که به سادگی وسنگینی بار اضافی به شما تحمیل کند.بپذیرید که دقیقا کجا هستید وجایگاه خودتان را قبول کنید.
تصورکنید که در ساحل یک رودخانه پرتلاطم ایستاده اید وتنها راه عبور از روی یکی از سنگ های پوشیده از خزه های لغزنده است.پیشروی فقط از روی سنگ هایی که آب به آن ها حمله وراست آن هم به ارامی میسر است.شروع می کنیم به قدم برداشتن به طرف سنگ بعدی واین چنین است که هر دو پاراروی سنگ لغزان محکم می کنید وبالاترین تعادل را ایجاد می نمایید؛ تعادل و استقامتی که باعث حرکت بعدی شما می شود.تنها نقطه تعادل سنگ زیر پای شماست.درآن لحظه حق انتخاب یا شانس این که جای دیگری باشید راندارید.شکایت ازشرایط ومقتضیاتی که شمارابه آن نقطه کشانده،تنها باعث منحرف کردن شما از فعالیتی که برای عبورورسیدن به طرف دیگر رودخانه به عهده شماست واین تمرکز لازم است.احساس کردن وفکر کردن شبیه به یک قربانی که:چرا من؟چه کاری کرده ام که سزاوار این عقوبت شده ام؟ومانند این ها فقط کمک می کند که سرانجام در آب فرو روید.در واقع به طریقی که خود شما تعیین یا انتخاب کرده اید،مثل یک قربانی هستیدکه شایسته همدردی و دلسوزی است.ذهن خود را از پرتگاهی غمناک ومنفی دور کنید،چون شانس از دست دادن آن نقاط عبور رانیز افزایش خواهید دادو کار شما به جهیدن از سنگی لغزنده روی سنگ لغزنده دیگروسرانجام افتادن وخیس شدن وتلاش کردن دوباره ختم می شود.امابدون این تمرکز غیر لازم برای آن که بدانید دقیقا کجاهستید وبرای تجدید تعادل بعد از هر قدمی توقف کنید می توانید راهتان را ازسنگی به سنگ دیگر بدون این که به لغزندگی سنگ ها فکر کنید طی کنید.در زندگی پیدا کردن جای پای محکم از قبول داشتن قبول داشتن خود وشرایط تمرکزموجود به دست می آید.مسئله این نیست که شما چقدر ارزومند این بوده ایدکه شخص دیگری ویاجای دیگری باشید،موضوع این است که ازپذیرش رهبری یا ایستادگی بر سرحرف خود امتناع کرده اید.عجز در برابرشرایط جاری،خشم نسبت به وقایع گذشته و اعمال دیگران،گناه ودلتنگی راجع به رفتار خود واز دست دادن شهامت وجرات واعتماد به نفس در توانایی هاوتحمل ونیز مطالعه این که در اطراف شماچه می گذردواعتراف وپذیرش این که کجا هستید،همه این ها به این معنی نسیت که از مطلوب خود در آینده چشم بپوشید یاآن را رهاکنید.این به این معنی است که آسوده یا خوشنودباشید وبر عکس پذیرفتن این کجا هستید شما را درجایی قرار می دهد که کنترل بسیاری را در آینده خود اعمال کنید.زیرا شما با تنها نقطه ی قدرت خود در لحظه موجود عمل می کنید.این روش شما را روی زمان  حال متمرکز می کند.از این به بعد هرگاه خود را پیدا کردید متوجه می شوید که با احساسات و انگیزه های گذشته،انگیزه هایی مانند:خشم،گناه،ظن وگمان وعدم اعتماد به نفس قطع رابطه می کنید.
به خودتان بگویید:من هر جا که هستم آنجاست که هستم.موضوع این نیست که خودتان را کجاو در چه نقطه ای از زندگی پیدا کرده اید بلکه مهم آن است که کوله بارعواطف و احساسات غم انگیز گذشته رابه زمین بیاندازید.وقتی این کار را می کنید هر عملی که انجام می دهید وهر تصمیمی که می گیرید انتخاب آگاهانه ی شما خواهد بود.به این که در گذشته کجا بوده اید تکیه نکنید.ببینید در زمان حال کجا هستید ودرآینده کجا می خواهید باشید.
کمبود ها و کوتاهی های گذشته را به عنوان علتی برای حرکت به کار گیرید نه برای بازماندن از حرکت یا عدم تحرک.
اگر کسب وکارتان زیان کرده ویا اگر شغل خودتان را از دست داده اید ودر عشق شکست خورده اید،یامقام پیشین خود را دیگر در اختیار ندارید،ازاشغال کردن ذهن خود به تکرار چیزهای ازدست رفته دوری کنید و راجع به آنچه که گذشته فکر نکنید.گذشته را رها کنید وبا زمان حال درامیزید.این انتخاب شماست ؛قربانی شدن یا پیروزی.قربانی شدن برای گذاشته یا پیروزی بر اینده.
ازدست دادن و ضررهارا به عنوان نشانه ای که سمبل شکست نیستند مورد استفاده قرار دهید.
برای اینکه موفقیت را تشخیص دهید اولین ضرورت تعریف کردن شکست است . عجز یا شکست ،امتناع کردن ازایجاد یک برنامه ریزی و تلاش به سوی به انجام رساندن آن بدون توجه به موانع است.آنچنان که مردم عقیده دارند شکست نتیجه فقدان استعداد ،پول،وقت یا سایر منابع نیست .شکست به طور ساده امتناع از پی ریزی اهداف یا انگیزه ها در زندگی است و کوشش نکردن برای رسیدن و انجام دادن کاری بزرگ است. اگر با افرادی که نه هدفی دارند و نه انگیزه ای برای موفق شدن صحبت کنید در می یابید که زندگی آنها نه هیجانی دارد و نه مقصودی.انها احساس وا مانده ها یا شکست خورده ها را دارند.مهم نیست چند بار برای بالا رفتن از قله سقوط کرده اید مهم آنست که احتمالا بالاخره به قله ی کوه برسید. این چند بار که بالا رفتید و دوباره حرکت کردید اهمیت دارد . سعی کردن یعنی عدم شناخت از جواب مثبت دادن،به کنار گذاشتن و دست کشیدن از کاری به جای اینکه برخیزید و حرکت کنید شکست وقتی اتفاق می افتد که برای نا توانی خود نسبت به موفق نشدن بهانه بیاورید . سعی کردن چیزی مثل دروغ گفتن،دروغ به خودتان راجع به آنچه انجام میدهید.به جای کشیدن یا بهانه آوردن و گفتن سعی کردم از خودتان سوال کنید که انتخاب صحیح من کدام یک از این ها بوده است؟قدم بعدی من چیست؟سپس بهترین را انتخاب کنید و ادامه دهید.همه زندگی انتخاب است.اگر اجازه دهیدکه آن اتفاق بیفتد متوقف خواهید شد.سعی کردم چیزی نیست جزسنجاق کردن یک مدال تلقینی روحی برسینه خود برای درنگ وتاخیرداشتن درمسیر رسیدن به هدف.این را بپذیرید.
از بازده منفی برای دوره های صحیح ومثبت استفاده کنید.(شکست پایه پیروزی است.)
شما باحرکت برنده می شویدنه باسعی کردن.وقتی دانشمندان ناساموشکی را به فضا پرتاب می کنند،دلسرد نمی شوند ونمی گویند”خوب سعی کردیم”حالا دیگر برگردیم منزل وفضانوردان آن بالارافراموش کنیم.آن هاتغیراتی رابرای درست رفتن و به موقع برگشتن انجام می دهند.موشک از طریق کوشش صحیح ومداوم به مقصد خود می رسد تابه تکرار کلمه”سعی کردم”
اهدافتان را تعریف کنید.
یک هدف مشخص است.نتیجه قابل اندازه گیری آنچه شما می خواهید،باید در یک زمان قابل تصمیم گیری حاصل شود.اهداف شما بالا رفتن از پله های سنگی به سوی واقعیت ها،کلید دوم عامل اصلی درنقشه نهایی زندگی شماست.
اهداف تجاربی هستندکه تابه حال نداشته اید،جاهایی که هرگزنبوده اید،مردمی که ملاقات نکرده اید،درامدی که به آن نرسیده اید،نوعی ازمعاشرت که از آن لذت نبرده اید،داشتن چیزی که به طوررایج نداشته اید وصاحب آن نبوده اید.شبیه رویاهای شمامحدودیتی برای تعداداین اهداف نیست .شمامی توانیدبیش ازحد تصورآن هارا تنظیم کنید ،اگرچه همین اهداف آن چه راکه قصد دارید درآینده به آن بردسید معرفی می کنند اما آن ها همیشه تنظیم خواهندبود و روی آن در آینده کار خواهدشد.تعریف ان که دنبال چه هستید50%مبارزه برای رسیدن به پیروزی است.اهمیت دادن به زندگی با آفریدن اهداف به وجود می اید.تفهیم اهداف چیزی است که غالبا بازنگری وکوشش دوباره شخصی وموفقیت های تجاری با اهداف نوشته شده را به عنوان محرک نیاز دارد .رسیدن به اهداف چیزی است که بستگی به دید وسیع با فعالیت های فراوان در برنامه شخصی وموقعیت های تجاری دارد.تنظیم هدف درحرکت وموفقیت شما به همان اندازه اهمیت دارد که غذا خوردن وخوابیدن برای شما مهم است.تنها فرق آن این است که اگر هدف شما مشخص نباشد زندگی برای شما سرانجامی نخواهد داشت.در حالی که بدون هدایت اهداف در زندگی بیشتر قوای بالفعل خود را برای کسب تجربه های مثبت هیجان های زندگی،تحرک،لذت وحتی خوشحالی از دست خواهید داد.بدون هدف مشخص،زندگی شما از مشکلی به مشکل دیگر ختم می شود درحالی که می تواند از یک خوشبختی به خوشبختی دیگری پایان پذیرد.تنظیم اهداف هنگامی که قادرنیستید بر موانع غالب آید،شمارا به سوی سوق می دهد.آن هم درزمانی که بین حصارهایی که برای موفقیت کامل شما ضروری است متوقف می شوید. اداره ی زندگی بدون هدف مثل اتومبیلی است که رانندگی آن را از صندلی عقب به عهده داشته باشید. برای موثر بودن در جریان تنظیم ب اهداف که چگونه آینده اندیشی کنید،باید به ماورای خواسته ها صعود کنید.اهدافتان رابا انتظارات اشتباه نگیرید.پیدا کردن اهداف و ایجاد آن در زندگی تصادفی مثبت است ،اما آنچه که امیدوارهستید درزندگی به آن برسید بستگی به انتظارات شما دارد،غیر ازآن چه که برای رسیدن به اهداف پایه گذاری شده روی آن کارمی کنید ، شما خود را برای ندیدن و فراراز ناامیدی ها آماده کرده اید.نتیجه انتظارات شما مقدارزیادی غم و اندوه ومقدار بسیار زیادی رضایت خاطر و موفقیت است . انتخاب کاملا روشن است. توسعه دادن به اهداف واینکه انتظارات را دور بیاندازید. اشتباه است که انتظار داشته باشید هر هدفی را به اتمام برسانید آن هم به صرف اینکه سزاوار آن نبوده اید، یا اینکه خبری در گذشته شما وجود داشته که به شما حق رسیدن به اهداف خاص را می دهد ولی بدبختانه آنجا چنین چیزی وجود ندارد . دست یابی به اهداف در زندگی فقط به علت برنامه ریزی و کنترل است نه بدلیل این که شما بدهی های گذشته خود را پرداخته اید. انتخاب کنید بهانه نیاوردید. بهانه های فراوانی برای تنظیم نکردن اهداف وجود دارد مانند:

*آنقدر گرفتارم که وقت تنظیم اهداف را ندارم.
*اهدافم را تنظیم نمیکنم ، چون نمی خواهم ناامید شوم .
*من واقعا مطمئن نیستم که دنبال چه چیزی هستم.
*من اهداف خود را تنظیم می کنم، اما فکر نمی کنم که اتفاق بیفتد.
شما حق دارید بهانه بتراشید،اما بهانه نتیجه ای به بار نخواهد آورد . در واقع شما حق یکی از این دو انتخاب را دارید. آینده خود را باتنظیم اهداف طراحی وهدایت کنید یا باکوتاهی موقعیت ابداع وکنترل زندگی خودرا از دست دهید.در حالت اخیر اجازه داده اید که نه تنها آینده بلکه زمان حال شما نیز به وسیله سایرین کنترل گردد.اگرچه آن چه را که با آن احساس تکامل می کنید تلخ است اما حقیقت این است که انتخاب دیگری وجود ندارد.آرزو کردن با خواستن باید متفاوت باشد ودرواقع با هم نیز یکی نیستند اما هنگامی که اهداف را تنظیم می کنید،آن ها ابزار کشتی رانی شما هستند وشمارا به سوی آینده ای قابل پیش بینی راهنمایی می کنند.به سوی مقصدی که علیرغم حوادث اجتماعی گوناگون گاه قابل پیش بینی به نظر می رسد.وهمچنان که به تعریف زندگی در مورد اهداف خود شروع می کنید،خودبه خود سطح هیجان،زنده بودن،ابزاراحساسات،اعتمادبه نفس و خود برانگیختن را افزایش می دهد.
اهداف را برای سازماندهی وساخت افکارتان در نهایت اثربخشی تنظیم کنید.
شتاب زندگی شما به وسیله تنظیم اهداف سرعت می گیرد اما تنظیم اهداف در ایجاد مشکل و عقب نشینی هایی که با آن مواجه می شوید تاثیر ندارد . تنظیم اهداف شما را از تمام موانع و عقب نشینی هایی که در زندگی با آن روبه رو هستید خلاص نمی کند. تنظیم در واقع مقصود ویا ارزش ایجاد اهداف نیست . بلکه به عنوان یک حقیقت در می یابید که در لحظه مواجه شدن با یک سنگ لغزنده امکان وقوع تصادف افزایش می یابد، اما به هر حال این یک پندار خوب به شمار می رود نه یک خبر بد . زیرا شما را به سوی اهدافتان با سرعت بیشتری سوق می دهد. برای رسیدن به رویاها معمولا بیش از یک سال وقت لا زم است در حالی که هدف چیزی است که اگرهمه چیزدر مسیر خودش حرکت کند ویااین که ناگهان با مسائل غیر منتظره مواجه نشوید برای دست یابی به آن به کمتراز یکسال وقت نیاز دارید.حتی یک رویا که در آغاز به نظر می رسد سال ها وقت لازم داردممکن است درخلال یکسال به آن برسیدوآن رابیابید.برخی از رویاها ممکن است تمام عمر یا بیش از آن وقت لازم داشته باشند زیرا بسیاری مسائل دیگر قبل از آنها اتفاق بیافتد.
اهداف خودرا معین و قابل اندازه گیری کنید.
اهداف شما علائمی هستند روی تیرها که درطول حرکت به سوی رویاها راهنمای شما هستند.اما همین تیرهای علامت گذاری شده،وقتی مفید هستند که به شما بگویندچه راهی را باید طی کنید تابه آنجایی که می خواهید برسید.در ضمن سعی کنید هدف خودرا قابل اندازه گیری کنید.بدون این که هدف ازنظرکمیت اندازه گیری شده باشد ،تلاش شما مانند یک مقدار خاک رس است که هنوز به صورت گلدان زیبای کاملا قابل استفاده شکل نگرفته باشد. هدف شما هرچه بیشترمشخص وقابل اندازه گیری باشد،سریع تر شما را به شناخت مکان ،ایجاد و تسلط برای استفاده ازمنابع ضروری برای رسیدن به آن قادر خواهد ساخت .برای به اتمام رساندن هرهدف شناخت منابع وراهای رسیدن به آنها ضروری است منابعی که به طور معمول نیاز دارید عبارتند از:زمان ، پول ، مواد لازم ، دانش وکمک گرفتن از دیگران همه اینها باید با هم در یک فضای هماهنگ فراهم شوند. طول زمان لازم برای رسیدن به اهداف وکلاچگونگی عمل کردسریع شما توانایی درجمع آوری این منابع واستفاده کردن از آنهاست اگر هدف شما روشن معیین نیست دوره زمانی وجریان ومنابع لازم برای تکمیل آن نیز نامشخص است طی طریق آن غالبا گیج کننده است . اگرهدفی روشن وباارزش به نظر و فکرخودتان نمیرسد ،به سادگی به آن دسترسی نخواهید داشت . وقتی که هدف خود را مشخص و قابل سنجش می نمایید انرا به طور موثر به قدرت و توانایی های فکری متصل میکنید . افکار شما مانند یک آهنربا عمل می کند و موقعیت های لازم را برای به اتمام رساندن اهداف به سوی شما جذب می کند . هدف هرچه مشخص تر و بیشترقابل انداره گیری باشد ، سریع تر به نتیجه می رسد.
اهداف خود را باور کردنی کنید.
شک متضاد باور است. شک عدم باور موقت در توانایی برای به نتیجه رسیدن است. وقتی امکان رسیدن به هدف را باور ندارید ، شانس رسیدن به آن نیز وجود نخواهد داشت . مسئله این نیست که چگونه وچقدر آرزوی بدی داشته اید وچه روش هایی را به کار برده اید . بزرگترین فاصله بین این که کجا می خواهید باشید همین است . ساده ترین کار برای شک کردن ، عامل شک بودن است . اگر ایمان قوی ، شبیه فشار به دنده اتومبیل به سوی اهداف باشد پس شک یا عدم باور شبیه قراردادن اتومبیل در دنده بالا تر و ترمز کردن است . شک غالبا به صورت اتفاقی وبا فکر زیاد نشان داده می شود. حالتی است که بدون توجه به محتمل بودن یا غیر ممکن بودن رسیدن به مقصد انتخاب شده در کادر زمانی یا حتی رسیدن به مقصد صورت می پذیرد. به طور کلی “شک “انرژی حرکتی افکار منفی است . تردید برخورد مستقیم دارد . متناسب با هر دو سطح مشکلات دررسیدن به یک هدف و افزایش شک ، مشکلاتی که شما برای رسیدن به هدف خود از آنها سبقت می گیرید اگر مبتنی بر شک باشد ساده تر می شود . شک غالبا هنگامی برانگیخته می شود که اهداف شما خارج ازدید وتجارب گذشته وانتظارات شما باشد . اگر هدفی که برای خود ترسیم کرده اید به هردلیل در ذهن شما غیر واقعی ظاهر شود بدانید که مبتنی بر شک است . در این زمان انرژی مثبت وجدان شما ضایع می شود . این وارد شدن به یک میدان جنگ است در حالی که یک دست شما را از پشت بسته باشند. شک تنها معلول دیگری را برای شما اضافه می کند . حذف کردن شک های مخرب بیان گر اهداف شماست  ، در شرایطی که البته برای شما قابل قبول باشد . در این حالت هیچ کس دیگری مطرح نیست . به عنوان مثال ممکن است باور داشته باشید که زمانی در طول زندگی امکاناتی وجود داشته که شما می توانستیدبا استفاده از آنها به ماه مسافرت نمایید.ممکن است با فراهم آمدن  احتمالات یا امکانات قبول کنید که این کاراتفاق خواهد افتاد.درحالی که اگرهدفی را تنظیم کنید که در یک زندگی دیگربتوانید به ماه مسافرت کنید احتمال دارد که افکار شما پراز تردید شود.بامطالعه اهداف وجابه جا کردن افکاری که درمغز شما می گذرد،به طرف آزمایش وباور هدف بروید.اگر فقط هیجان را تجربه می کنید در زمینه فکر کردن به اهداف،شک نداشته باشید که در راهی صحیح قدم بر می دارید.اما اگر افکارشما درهر حال پرازدلایلی است که می خواهند هدف شمارا غیر محتمل نمایند،هنوزباید کارهایی را انجام دهید که به طورصحیح آن هدف را تعریف می نماید.با اظهارات مثبت زمان حال،برشک خود غلبه کنید.شک شما درمورد به اتمام رساندن هرهدفی ممکن است نتیجه تجربه گذشته شما باشد.مقدار ضعیفی از اعتماد به نفس یاسایر نظرات راجع به خودتان در ضمیر شما برنامه ریزی شده است.دراین صورت شک کارساز نیست.چرا که با احتمال به انجام رساندن هدف ، خود را مشکوک می کنید .
اهداف خود را روی کاغذ بیاورید .
برای پذیرفته شدن یک هدف و رسیدن به خواسته ها باید اهدافتان نوشته شده باشد . هدف های شفاهی و نوشته نشده به طور کلی هدف نیستند . خود را بازی ندهید که “من اهدافی دارم ومی دانم آنها چه هستند و بنابراین نیازی به نوشتن آنها ندارم” اهداف نانوشته روشن و مشخص نیستند . هر هدفی را در نوشتن شفاف کنید که به صورت یک سری از جزییات تثبیت شده درآید . هدف روشن تر به راحتی قابل دسترسی است . در یادداشتی که از آن برای ترسیم نقشه نهایی زندگی استفاده کرده اید، صحنه ای را درست کنید که بتوانید بر آن ، لیست اهداف و هر یک از اهداف خود را بنویسید. سعی کنید هر کدام را روی یک خط بنویسید . به لیست رویاهایی که تازه درست کرده اید بازگردیم.اگر رسیدن به هر هدف به شما کمک خواهد کردکه رویاهای خودرا درک کنید.در واقع به طرف مسیر درستی گام برمی دارید . همچنین لیست رویا هارا برای اینکه ببینید کدام یک از آنها قابلیت وارد کردن فوری در لیست را دارند دوره کنید و لیست نهایی را در محلی که قابل دسترسی باشد بگذارید . جایی که مطابق شرایط روز تنظیم نموده و بعضی اوقات به آن اشاره نمایید . هر وقت هدفی را کامل نمودید آن را از لیست خود خط بزنید . به خاطر داشته باشید هر هدف مشخصی را که تکمیل می کنید یک قدم به زندگی رویایی خود نزدیکتر می شوید .
اهداف خود را به شکل مفرد با جملات کوتاه تعریف کنید.
هریک از اهداف شما باید در یک جمله کامل با واژه های محکم شروع شود ، البته با یک فعل عملی یا حرکتی . فعل عملی حرکت را نشان می دهد و نفس هر هدف در حرکت از جایی که هستید وبه جایی که می خواهید بروید نهفته است . افعال فراوانی وجود دارد که به صورت فعل امر یا مصدر می توان آنها را به کار برد ولی در اینجا بیشتر بر فعل امر تاکید شده که افعال عملی یا حرکتی نامیده می شوند.
تاریخ واقعی و زمان رسیدن به هرهدف را تنظیم کنید .
تنظیم تاریخ رسیدن به هدف برای به انجام رساندن آن در لیست ضروری است . زمان هدف تاریخی است که به وسیله آن هدف شما می تواند کامل شود . بخشی از زمان هدف به امیال وبخشی به امکان و عملی بودن آن بستگی دارد . در صورتی که هریک از اهداف را می نویسید تاریخ تقریبی را نیز برای تکمیل آن مقرر کنید . از آنجا که هدف چیزی است که برای به اتمام رساندن آن در خلال یک سال برنامه ریزی می شود، تاریخ هدف شما به طور معمول در طول دوازده ماه آینده فرامی رسد . البته خط محدود کننده بین مطلوب و امکان وجود دارد . اگر چه ممکن است مایل باشید که هدف خود را فردا تا دیروقت به انجام برسانید ولی واقعیت این است که انجام رساندن هر هدفی نیاز به زمان دارد . زمان مورد نیاز معمولا عمل کرد منابع ، پول و دانش مورد احتیاج و کارایی سایر قدم هایی را که برای به اتمام رساندن هدف برداشته می شود لازم دارد . انتخاب زمان آمال شما ترکیبی است از بهترین هدف و بهترین زمان ممکن البته تا آنجا که ممکن است .
یک نسخه از ده هدف برتر خود را درجایی که بتوانید هر روز آن را ببینید قراردهید .
آشفته شدن از صرف وقت و انرژی روی آنچه که انتخاب کرده اید به نام مهم ترین بخش اهداف زندگی بسیار ساده است. خود را در جاده ای قرار دهید که به طور مداوم با یاد آوری آن بدانید اهدافتان چه هستند روبه رو باشید . لیستی از ده هدف برتر خود را در جایی که هر روز آن را خواهید دید نگهداری کنید . چند جا مثل :
– آینه حمام
– کشوی میز تحریر دفتر کار
– ضمیمه کردن با نوارچسب بالای میز کامپیوترمنزل
– روی یک کارت در کیف پول ویا کیف دستی
– روی آفتاب گیر اتومبیل با استفاده از یک نوار کشی لاستیکی
اهداف خود را به صورت عادتی معمولی مجسم کنید.
تجسم یک هدف شبیه یک دستور مستقیم به مغز است که با تمام انرژی به سوی پایان رساندن اهداف برویم. اما بدبختانه ، تصوری که از اهداف خود ترسیم کرده اید ، تنها سابقه ای است که به وسیله ذهن شما دریافت گردیده وآن هم فقط درصد کمی از دریافت سوابق است . بخشی که ممکن است حتی دارای اطلاعاتی منفی باشد. شامل دلایلی که چرا نمی توانید به هدف برسید، اما سعی و تلاش کنید . راه افکار منفی رابا تجسم مثبت ببینید. تا کنون ابزار علمی برای اندازه گیری قدرت تجسم وجود نداشته. علم هم پیشرفتی در این سطح که قادر باشدآگاهی یا تفکررا اندازه بگیرد، نداشته. البته آنچه که در امواج مغزی تغییر می کند . ومنتظر آن هستیم که دانشمندان بدان بسند مشکلی هم نیست که بیشتر اوقات آن چه را که دنبال آن هستید و مجسم می کنید، خیلی سریع تر تجربه کرده و نتیجه محسوس آن را می بینید. به عنوان مثال ، اگر هدف شما این است که معاون ورئیس جمهور ویا رئیس قوه مجریه یا بخشی از یک شرکت شوید، خود را در دفتر جدید در حال خنده و یا نصب شدن تابلو نام و نام فامیلی شما به عنوان ریاست قوه مجریه روی میز تحریرمجسم می کنید. به یاد داشته باشید با ثبت جزییات بیشتر و شکست تصاویر افکار، اغلب اوقات آنچه را که می خواهید تصور کنید خیلی سریع تر احتمال دارد که به نتیجه برسید وبر موانع آشکار بین آنچه که هستید و جایی که می خواهید باشید، غلبه نمایید.
نیروی احساس قوی را همراه با سرعت به تجسم خود اضافه کنید.
چنانچه گفته می شود”دست به کار شوید”اهداف خود را با ایجاد بعضی از هیجان های مثبت و احساسات راجع به آن مجسم کنید. در ذهن خود آن را ببینید. لمس کنید، احساس کنید، باور کنید ویا آن زنده بودن را تجربه کنید. ببینید، این هدف شماست و هدف شما چیزی است که راجع به آن هیجان زده می شوید. اهداف خود را با احساسات مثبت مجسم کنیدزیرا بهترین راهی است که شک را کنار بگذاریدابزار احساسات است افکار واحساسات منفی را در تصویر نگذارید . با احساسات مثبت کار را به پایان برسانید و سعی کنید احساسات مربوط به شک و عدم کفایت را کنار بگذارید . آن جا هیچ چیزی برای شما وجود ندارد.
اهداف خود را درست قبل از این که به خواب بروید تجسم کنید.
ذهن شما هیچ گاه نمی خوابد. حداقل وجدان ناخودآگاه شما همیشه بیدار است . واین وجدان ناخودآگاه شماست که جرقه توانایی را می زند و اندیشه ای را به واقعیت تبدیل می کنید.
این است که بزرگترین اوقات تجسم اهداف ، وقتی است که در راه رفتن به سوی سرزمین تجسم و تصدیق هستید . یک نسخه از لیست اهداف را کنار رختخواب خود قرار دهیدو قبل از که چراغ را خاموش کنید به آن خیره شودد. سپس تحقق بسیاری از اهداف را که امکان دارد ، تجسم نمایید . در طول مدتی که خوابیده اید زهن ناخودآگاه شما جریانات را ادامه می دهد و حتی با بعضی جواب های گول زننده که شما آن ها را نمی خواهید بیابید کنار می آید . آنچه را با این روش انجام می دهید کنترل کردن آگاهانه دریافت یا اطلاعات افکار ناخودآگاه شماست که در طول شب فعالیت خواهید کرد. نتایج مبهوت کننده است. چند بار به آن مراجعه کنید . اگر چه جواب ها و راه های مختلف آن بلافاصله در بیداری شما به نظر نمی آیند اما در می یابید که یک باره وقتی سر میز صبحانه قهوه خود را سر می کشید یا وقتی که در راه رفتن به سر کار هستید، چیزی به ذهن شما می رسد.
ممکن است دریابید که این جریانات شما را از به خواب رفتن به آسانی و به سرعت باز می دارد. اگر به زحمت به خواب می روید، تجسم اهداف مثبت شبانه ، افکار منفی ویا دلواپسی هایی را که به نظر می رسددر روشنایی به سرعت به ذهن شما هجوم می آورند کنار خواهید زد و شما را کاملا بیدار وخیره شده به سقف نگه می دارد.
اهداف خود را اگر تقریبا به آن ها رسیده اید ، تجسم کنید.
اگر اهداف خود را به عنوان چیزی که در آینده به آن خواهید رسیدتجسم کنید به اتمام رساندن آن ها دائما غیر از تجربه زمان حال به طرف آینده شما متراکم خواهد شد . امکان ندارد مانع آن شوید که اهداف شما واقعیت بپیوندند ، اما ممکن است زمان رسیدن به آنها را طولانی کنید . این گفته قدیمی را فراموش نکنید ، فردا هیچ گاه نمی آید و همیشه اهداف خود را در زمان حال تصویر کنید . به عنوان مثال اگر می خواهید معاون شرکت بشوید خود را در حالی که معاون هستید تجسم نمایید . حالا اهدافتان را در زمان حال مجسم کنید که ذهن شما آن را می سازد . با افزایش میزان احساسات حتی به  نقطه ای می رسید که تصویر آینده شما شبیه تجربه ی زمان حال به نظر می رسند و می توانید رویاها واهداف را برای خود مجسم کنید . شما در مسیر خود برای به اتمام رساندن آن اهداف موجه هستید.
برای حداکثر رضایت خاطر و تاثیر اهداف خود را با بالاترین ارزش ها به ترتیب ردیف کنید .
هنگامی که اهداف شما به ترتیب قرار گرفته اند وقت شما ، روح شما وانرژی شما نسبت به ارجح بودن ارزش ها روی اهدافی که رسیدن به آنها مهم ترین است ، سرمایه گذاری می کند . این یک دستور است :”زندگی کن”. یک زندگی موفقیت آمیز به صورتی که اهداف و ارزش های والای شما به ترتیب در حالتی منظم قرار گیرند . راضی کننده ترین و پر احساس ترین اهداف که همیشه آرزوی به انجام رساندن آن ها را در زندگی خود خواهید داشت ، با هدف والا و با ارزش شما مطابقت می کند . شما احساس شادی و گرفتن پاداشت از اهدافی که فوق العاده با ارزش هستند ، خواهید داشت. آن ها “از شش تا ده هستند”اما وسعت و دامنه به اتمام رساندن اهداف ردیف شده و هماهنگ شده با ارزش هایی که یک تا پنج را برای شما ایجاد کرده اند را ندارد . رسیدن به آن دسته از اهداف لیست شده که با یکدیگر هماهنگ نیستند با هیچ یک از ده هدف با ارزش شما هم وزن نیست و حتی وقتی به موقع و با کوشش فراوان به آن اهداف دست پیدا کردید احساس می کنید که این تلاش نوعی ضایع کردن وقت بوده است .به طور کلی تنها چیزی که مخرب تر از تنظیم است ، عدم تقدم و نظم هدف هایی است که خارج از ردیف و ناهماهنگ با ارزش هستند. شما می توانید تضاد ها وبی کفایتی هارا پشت سر بگذارید وبه جای آن تجربه و قناعت و تاثیر گذاری در عادات استفاده از ارزش ها را تمرین کنید . ردیف کردن اهدافی که شما با لیست ارزش های خود تنظیم کرده اید اولین قدم در هماهنگی زیبای شما تهیه ی نقشه نهایی برای یک زندگی موفق وموثر است. برای کامل کردن تمرین ارزش های ترتیبی لیستی را که از ده هدف برتر خود و از ده ارزش مقدم بر آن ها تهیه کرده اید به سادگی با یکدیگر مقایسه کنید . اگر اهداف شما با ارزش ها در یک خط نیستند تجدید نظر در لیست ارزش ها و تنظیم اهداف جدید که انعکاس ارزش های شما باشد با آزمایش دوباره اهداف و حذف آ ن دسته که دیگر مهم به نظر نمی رسند ضروری است وقتی به این نکته که هر یک از اهداف شما با یکی از ده ارزش بالای شما برخورد دارد رسیدگی کردید ، شماره ارزش ها را همچنان که در لیست مقابل اهداف شماست .
اهداف خود را در لیست با یک طرح حرکتی کامل کنید .
اکنون که مطمئن هستید که اهداف و ارزش های شما در یک خط ردیف شده اند ، وقت آن است که به جانب رسیدن به اهداف خود حرکت کنید . اول وقت و انرژی خود را برای رسیدن به حداکثر استفاده موثر حفظ کنید . یک طرح عملی یا حرکتی برای هر هدف چگونه طرحی است ؟ یک طرح حرکتی یا عملی شما را برای رسیدن به مفهوم یا تجسم هدف و دنبال کردن آن ناتوان خواهد ساخت و بنابراین لازم است روی یک صفحه که پیشرفت شما را به صورت یک مطلب ساده نمایش می دهد تمام برنامه های عملی خود را برای طرح نهایی نگاه دارید . طرح های عملی قسمت اعظم برنامه ریزی وسیستم کنترل شما در کارهای اداری و کارهای شخصی زندگی است . هر هدف یک مقصد است، اما در طول راه نیاز به تک تک قدم ها برای رسیدن به آن دارد. قدم های ضروری برای رسیدن به مقصد والبته تمام چیز هایی که باید به انجام برسند و آرزوی شماست . پیش از تبدیل هدف به یک واقعیت اهداف مانند پل های سنگی که جای پای شما به طرف رویاها است و آمال شما نیز تیرهای چراغ برقی است که در کنار جاده رسیدن به هدف قرار داده شده اند.برآورده شدن هر آرزو شما را به یک گام به مقصدتان نزدیکتر می کند . بنابراین لازم است که :
1- طرح حرکتی را که چاپ شده کپی نمایید .
2- روی هر فرم یک هدف را کپی کنید و از نسخه تک جمله ای برای لیست اهداف استفاده کنید.
شماره اهداف را از روی لیست خود حتی اگر کاری آزاد و شخصی هستند یادداشت کنید . تاریخ شروع و حرکت و به انجام رسیدن آن را نیز یادداشت کنید. اولین قدم را به عنوان اولین موضوع در طرح حرکت خوی مشخص کنید.
گفته شده است که طولانی ترین سفرها با قدم اول شروع میشود و واقعیت سفرشما نیز همان طول راه به سمت مسیر است .یک اختلاف بزرگ بین عمل کننده و صحبت کننده برداشتن اولین قدم است. بعد از اینکه هدفی را در طرح عملی نوشتید ،یک جمله کوتاه که به طور اختصار حرکت شما به سوی انجام آن را نیز بیان می کند ،یاداشت کنید . اولین قدم اولین مسُله شماست . البته دشوارترین قسمت برای بیشتر مردم دقیقا شروع کار و غالب شدت بر بی حالی است تعریف روشن از اولین قدم شما که باید برداشته شود هم شروع حرکت و هم جهت انرا به شما نشان خواهد داد.با وارد شدن به مرحله عمل ،موفقیت را فعال خواهید کرد.موفق شدن در رسیدن  به هر هدفی نیاز به :حضور به موقع و بهره برداری از موفقیت موجود دارد.فرصت اختیاری است که اگر ازآن استفاده شود شما را یک یا چند قدم به سوی هدف ازپیش تعیین شده پیش خواهد برد.هر طرح عملی که شما را به سوی حرکت هدایت میکند ،به شما اجازه درک  تا سوابق و تجربه بیشتری برای شروع آن جریان دارید . پس اولین قدم جمع آوری اطلاعات و دانش بیشتر خواهد بود به همان صورت که اهداف را نوشتید ،با یک فعل حرکتی شروع کنید و اولین گام را بردارید. برای دو برابر کردن تاثیر خود قانون 80/20را دنبال کنید.
یک تنظیم نهایی از روش های فردی وجود دارد که به شما در رسیدن به هدف و مقصد سرعت می بخشد و از این رو واقیت بخشیدن به رویا ها از طریق لیست فعالیتهای روزانه ،تقدم فعالیتهای مورد توجه شما راخط به خط نشان می دهد وتعیین کننده مقصود شما از به انجام رساندن کاری درطول روز جاری تا انتهای ماه تقویمی است.به نظر می رسد که محدودیتی برای زمان در هم سویی با لیست دراز مدت فعالیت هایی که می توانید انتخاب کنیدبرای شما در وقت وجود نداشته باشد.بنابراین به ندرت روزی در طول زندگی پیدا می شودکه احساس کنید پایان یافته است.به گذشته برگردید.آیا هرگز می توانید آنچه را که روزی احتیاج داشته ایدبه اتمام برسانید،انجام داده وانجام شده باشد.نکته مهم این است که فعالیت هایی که در به اتمام رساندن رویاها واهداف شما مهمترین بوده انددر برنامه ای به وسیله شما تنظیم شده است.داشتن احساسی خوب درمورد چگونگی صرف وقت موردنظر نیستولازم نیست که تمام لحظات رایابه طور مداوم برای رسیدن به احساس مثبت یا پاداش های معنوی دنبال کنید.به این مسئله فکر کنید:اگر بتوانید تاثیر خود رادو برابر کنید یا تغییری که می توانید بیش از دو برابر پیشرفت در همان مقدار زمان کاری به اتمام برسانید می توانید سرعت را در آنچه مقصود شمارا کامل می کند دو برابر کنید وزمان رسیدن به آن رویاها و اهداف را به نصف تقلیل دهید.دقیقا 20%فعالیت هایی را که شما می توانستید انتخاب کنید و وقت روی آن صرف کنید می توانند 80%نتایجی را که دنبال آن هستید باز گردانند.بر عکس صرف وقت وانرژی روی 80%دیگر از فعالیت های شما فقط20% از نتیجه ای را که دنبال آن هستید به ارمغان می آورد،آن هم شامل 20%کل احساس رضایت خاطر شما از انجام آن کاربه شمار می آید.وقتی که زمان رسیدن به رویاهاواهداف فرا می رسد،دقیقا 20%از فعالیت ها شما را به طرف گذرگاهی سریع ترو دورتراز دیگران هدایت خواهد کرد.آن 20%را شناسایی کنیدوسپس بیشترین وقت وانرژی روحی وجسمی خود رادر اتمام آن ها به کار بندید.ابتدا بر شروع وتکمیل آن 20%متمرکزشوید واین چیزی است که انرژی تلف شده کافی رابه تاثیرات نتایج ایجاد شده تبدیل می کند.در کمال تواضع باید اشاره کردکه ضایع کردن وقت شما استعداد وانرژی درصرف کردن وقت روی چیزی است که بیش از 20%فعالیت شما در لیست شما نخواهد بود.تا جایی که آن 20%کلا به پایان رسیده است.اگر قانون 80/20 در مقدم ساختن فعالیت های عقلانی استفاده نشود،افکارشما خودبه خود شما را به سوی فعالیت هایی که ساده تر عمل می کنند وتفکر کمتری را نیاز دارند کشیده می شود.انداختن لباس در لباس شویی ممکن است فعالیت ساده ای باشد چرا که به برنامه ریزی ویا به انرژی فکری کمتری نیاز دارد.اما محققا شما رابه رویاها واهداف نزدیکتر نخواهد کرد.شما به این ترتیب در می یابید که بیش از دو برابرکار را در نیمی از زمان انجام داده اید.به خاطر داشته باشید که تقدم فعالیت ها چیزی نیست که با فشار برشما تحمیل شده باشد وشمابه صورت اختیاری آن را انجام می دهید.به کار بستن قانون 80/20همچنین اضطراب را که غالبا اتفاق می افتدآن هم وقتی که حس کنید که عقب افتاده اید و نتیجه کافی برای کار وکوششی که صرف آن شده به دست نیامده کاهش می دهد.با فرم درخواست قانون 80/20می آموزید که زمان را فشرده کنید.در یک روز با به انجام رساندن کاری که قبلا دو یا چهار یا حتی ده روز انجام آن طول می کشید،با تمرین سطح مهارت شما گسترش می یابد.این تمرین تاثیر واقعی تجربه موفقیت و نیروی جدیدی را به شما منتقل می کند وشما را در متعادل کردن وکنترل زندگی توانا می سازد وخود شایسته شما استفاده کردن از قانون 80/20را بررسی می نماید.
کفایت وسودمندی را به تاثیر بخشیدن با حق تقدم در لیست فعالیت ها تبدل کنید. همچنان که نقشه نهایی زندگی خود رابه حرکت درمی آورید به درک اختلاف بزرگی که بین کفایت و تاثیر وجود داردخواهید رسید.کارایی عبارت است از جریان فعال بودن در تمام اوقات بدون لحظات بیکاری یا تنبلی.درحالی که تاثیر عبارت حداکثر بهره برداری در کمترین زمان است.بیشتر مردم زندگی را صرف کوشش در ثمربخشی بیشتر برای جامعه می کنند.هنوز هم سودمندی کلید به انجام رسانیدن کار بیشتر نیست.رویاهای شما اهداف،طرح های عملی همگی برای کسب نتایج هستند.انها ارتباط زیادی با مشغول بودن ندارد.وجود کفایت دریچه ای از هوشمندی است. تصور می کنید که چون سرگرم هستید باید حتما به جایی برسید.در واقع اغلب عکس این نظر صادق است”هیچ وقت آنقدرسخت کار نکرده ام که نتیجه ای کم گرفته باشم”این احساس بیانگر این است که نتایج متناسب با کوشش به کار برده شده به دست نیامده است.شما فقط طبق برنامه ای که آموزش تبدیل سودمندی به تاثیر گذاری است به اهداف خود خواهید رسید وآن را کشف خواهید کرد.هر روز از زندگی شما می تواند به یک سری از فعالیت ها تقسیم شود.از مسواک زدن دندان ها تا توقف در رفتن به منزل ونوشتن یک نامه مهم یا حتی تلفن زدن به مادرتان تمام فعالیت های روزانه در مقایسه با هم با اهمیت فعالیت های برنامه حرکتی است.از اهمیت بالاترین آن ها تا اهمیت پایین ترین فعالیت ها لیست تهیه کنید،تا آن جا که کامل شوندویا این که وقت شما در پایان روز تمام شود.اگر مثل تمام مردم گرفتار هستید می بینید که بارها وقت کم آورده اید.برای اینکه لیست را کامل کنید مشکلی نیست.همیشه فردایی وجود دارد.در حالی که فعالیت های قبلی وجود دارد می توانید هر روز را کامل کنید وهمین برای شما مشخص خواهد نمود که به چه تعداد از اهداف ورویاهای خود در سال رسیده اید.قانون 80/20را برای میزان اهمیت فعالیت ها ی رئزانه به کار گیرید.وقتی که 20%فعالیت ها را در لیست خود شناختید مهم ترین تقسیم بندی این فعالیت ها به صورت “باید بشود”و”باید انجام می شد”صورت می پذیرد.فعالیت های باید شدنی آن هایی هستند که اگر در زمانی معین یا در تاریخ مشخص شده به اتمام نرسند مسایلی فوق العاده نامطلوب به بار می آورند.این فعالیت ها حتی مشکل از دست دادن زمان را نیز به همراه دارند.باید بشودها را در راس تقدم فعالیت های خود قرار دهید. فعالیت های باید شدنی غالبا در انجام اهداف ورویاهای شما شرکت دارند.اما بسیاری از آن ها اگر چه ضروری هستندولی مهمترین نتیجه یا دستاورد نیستند.تاآن جاکه هنوز وقت در مورد ضروریات صرف می کنید موثر هستید،ولی نه آن چنان که مطابق با وقت صرف شده سودمند باشند.به علت این که به اتمام رسیدن این فعالیت ها متضمن صرف وقت وانرژی بیشتر است که بعدا انجام می شود.به عبارت دیگر دوباروقت برای آن ها صرف می شودوبهای بیشتری برای آن می پردازید.اگر زندگی شما تقریبا در کنترل است این باید بشودها و فعالیت های بی حاصل فقط بخش کوچکی از ساعت روز شما را می گیرند وشما می توانید هر روز قبل از اینکه بایدمی شد را آغاز کنید آن هاراکامل نمایید.از ضایع کردن وقت و انرژی با توسعه دادن لیست فعالیت های روزانه که شامل تقویم ماهانه می شوداجتناب کنید.به علاوه قبل از این که فعالیت های اجتماعی را در آن روز معین ثبت کنید منتظر پایان رور نباشید.در عوض می توانید تمام فعالیت های روزانه را که می توانید روی آن ها کار کنید در لیست بگنجانید ودر غیر این صورت همین موضوع شما رابرای شناخت بهتر اولویت های لیست ناتوان خواهد کرد.
لیست فعالیت خود را به چهار قسمت مساوی تقسیم کنید.
بهترین و ساده ترین وجه استفاده کردن از لیست فعالیت های شما این است که آن را به چهار قسمت تقسیم کنید:فعالیت های کاری،تلفن های کسب وکار،فعالیت های شخصی وتلفن های شخصی.اگرچه فعالیت های کاری وفعالیت های شخصی هردو به طور مساوی قابل اهمیت هستند اما اگر بخواهید تعادل رادر زندگی خود رعایت کنید ساده ترین راه این است که وقتی این دو را ازیکدیگر جدا می کنید روی لیست فعالیت ها کار کنید.این موضوع بستگی به شما و فعالیت هایی داردکه برای یک ماه در لیست خود برنامه ریزی کرده اید.شماهم می توانید همه فعالیت ها را در یک صفحه جداگانه لیست کنید.احتمالا اهدافی را انتخاب کرده اید که درزندگی شما مهم ترین هستند.در طرح عملی نیز برای هر هدف قدم های معینی را که باید بردارید ویا نقطه نظر های خاصی را که باید رعایت شوند لیست کرده تا به اهداف برسید.حداقل هفته ای یک بار فرم طرح های عملی را چک کنید ویکی را انتخاب کنید،در خلال تقویم ماهانه دو یا سه فرم خارجی از هر طرح عملی که دوست دارید به اتمام برسانید انتخاب کنید.هریک از این فعالیت های عملی رادر بخشی مناسب در لیست فعالیت های روزانه خود بگنجانید.نقطه نظرهای شما برای حرکت و تکمیل به محض این که به لیست فعالیت ها انتقال می یابند شکلی برنامه ریزی شده را به خود می گیرند.برای این هر پیشرفت را به خاطر داشته باشید تاریخ واقعی آن را که در لیست فعالیت های شماست وآن را کپی کرده اید در طرح عملی یادداشت کنید.وقتی که فعالیت ها راکامل کردید آن را از لیست فعالیت و لیست اهداف خارج نمایید وتاریخ اتمام آن را در طرح عملی خود یادداشت کنید.وقتی که به تمام نقطه نظرها که در طرح عملی شما لیست شده رسیدید هدف شما باید کامل شده باشد.
آخرین نتیجه را در پایان هر تقویم سالانه بازنگری کرده و پیشرفت گذشته خود را برآورد کنید ومسیر آینده ی خود را در نقشه نشان دهید.
در پایان هر سال تقویمی در هفته بین تعطیلات یک ساعت در روز از سال جدید را برای خود در مطالعه و مدرن کردن نقشه نهایی زندگی کنار بگذارید.روی پوشه نقشه نهایی برچسبی قرار دهید واین پوشه را به پرونده ای جهت اقلام تکمیل شده از آخرین نقشه سالیانه رویاهای به انجام نرسیده اهداف ،طرح های عملی و فعالیتهایی که باید درآخرین نقشه شما باقی بمانند تعدیل کنید. در این شرایط زمان اضافه کردن رویاهای جدید و اهداف همراه با طرح های عملی وفعالیتهایی که انها را باید در سال جدید دنبال کرده و به اتمام برسانید فرارسیده است.پایان سال همچنان برای دوباره چک کردن ارزشها زمان مناسبی است. آنچه را که کامل کرده اید و مطمئن نیستید که با مهمترین ارزشهای شما هماهنگ است لیست کنید.همچنان که آخرین نقشه ی خود را در انتهای هر سال دوره میکنید ،رضایت خاطر عمیقی را احساس می کنید. احساس میکنید که هر روز از سال مسیری و مقصودی داشته اید برای این حالت که “جای که اکنون هستید “،”مکانی نیست که سال پیش بوده اید “.اکنون شما قدم هایی پرمعنی به سوی رویاها و اهداف واقعی خود خواهید برداشت . نقشه ی نهایی به شما قدرتی برای برنامه ریزی و کنترل اینده می دهد که به سال جاری با پیش بینی و اعتماد به نفس و حرکتهای ضروری لحظه ای برای از میان برداشتن آنچه در سر راه شما مانع شود نگاه کنید.شما خود ایده ال خودتان هستید و هیچ چیزی اکنون قادر به متوقف کردن شما نیست.
با آموختن تمرکز سطح میزان موثر بودن خود را افزایش دهید.
یکی از دلایل مهم برای کنترل وقت در روش های برنامه ریزی شبیه اهداف،موضوع ها و فعالیتها این است که بدون آنها فکرشما سرگردان خواهد شد و به ندرت بر آنچه فکر می کنید باید انجام شود متمرکز خواهد بود.تمرکز چگونگی ثابت نگه داشتن افکار ،توجه و به طور کلی انرژی بر وظیفه ای است که به عهده شما قرار داده است.با آموختن حفظ تمرکز در سرعت بیشترین کار را در کمترین زمان به اتمام خواهید رساند و این عصاره ی تاثیر بخشی است .انضباط تمام آن چیزی است که به تمرکز داشتن نیاز دارد و تمرکز کلید موفق شدن در انجام کارها است.مجاز دانستن یا ایجاد وقفه و تاخیر داشتن در آغاز پروژه تا هنگامی که احساس کنید آنرا دوست دارید نتایج شکست در گزینش است. افکار شما خدمتکار دست بسته شماست.او هر آنچه را که از او میخواهید انجام خواهد داد.آماده به فرمان شماست و با حرکت شما منظور شما را که کار و پیشه است تایید میکند.البته شبیه به یک کودک بی سرپرست بار آمده است .وقتی که افکار شما در کنترل و تحت فرمان شما نباشد ذهن و فکر شما غالبا شما را در مسیری غیر اختیاری و تصادفی هدایت می نماید. به عنوان مثال افکار شما بهانه ی بزرگی برای شروع نکردن و یا متوقف شدن روی یک پروژه را دارند . جریان هدایت افکار و ذهن شما برای محقق ساختن این که شما بر کارها تمرکز دارید حرکتی است که به آن نظم گویند.انضباط به معنی آن است که بدون بهانه حرکت و عمل نمایید . عملکرد است که اهمیت دارد . در واقع موضوع این نیست که در لحظه ی قبل چه کار کرده اید یا چه کار نکرده اید . انضباط ربطی به این ندارد که شما چگونه شخصی هستید . نظم حقیقتی است که شما آنرا انتخاب می کنید و باید درهر لحظه و هر ثانیه از روز و شب آنرا همراه داشته باشید و این به تدریج برای شما یک عادت خواهد شد.انضباط به شما کمک میکند که در ورای آشفتگی و توقف ،خستگی و تمام سطوح کم توجهی تمرکز داشته باشید.آگاهانه موفق شوید و دائما مانند یک انسان منضبط عمل کنید.
با اظهار موافقت با دیگران تاثیر خود را افزایش دهید و اعتماد و اطمینان آنها را کسب کنید.
هیچ یک از جنبه های انضباط مهمتر از موافقت شما نسبت به آنچه می گویید و عمل می کنید نیست.دقیقا وقتی میگویید آنرا انجام میدهید این یک موافقت با خود،شخصی دیگر،یا با یک گروه خاص است و کوتاهی کردن در قول و قرار حتی با خود و انعکاس آن می تواند به خود شما ،به مسائل کاری و زندگی شخصی شما برگردد.توانایی و علاقه مندی به پایبند بودن به قرار داد و موافقت سنجش یا معیار مستقیمی است از میزان کنترلی که شما بر زندگی خود دارید . اگر خواهان برنده شدن هستید باید به نگاه داشتن قرار موافقت با خود در مقابل روبه رو شدن با بهانه های ایجاد شده علاقه مند باشید. پایبندی به موافقت از هیجان شما می کاهد زیرا این موضوع کم و بیش چیز دیگری در مورد تفکر و تصمیم گیری لازم ندارد . پایبندی بر موافقت خطاهای بالقوه را نیز حذف می کند و به شما در راهی که می روید اعتماد به نفس می بخشد.با مدت کوتاهی پایداری در قرارها زندگی شما آسان ،راحت و منظم میشود و علاوه بر این پایبندی به قول شما را مطمئن و متکی به نفس می گرداند و همین طور اطمینان دیگران را به سوی شما جلب خواهد کرد.وقتی خوش قول هستید مردم میتوانند به شما متکی باشند و همینطور نسبت به آنچه که می گویید و عمل میکنید.در نتیجه موقعیت شما درخشان میشود در این حالت در میابید که اعتماد به نفس شما به گونه ای افزایش یافته که بهانه هارا به جای به هم زدن قرارها میتوانید حذف کنید. بسیاری از مردم وقت زیادی صرف تغییر نقشه ها برای شکستن عهد و پیمان خود می کنند وهردوی این ها نشانه آن است که زندگی در حال خارج شدن از کنترل آن ها است.به پیمان خود وفادار بودن در قراردادها یکی ازمهم ترین و قوی ترین ابزارخودشایستگی است که می توانید در جستجوی دوبرابرکردن تاثیرشخصیت خود باشید.وفاداری واعتماد دیگران همگونی لازم را برای رسیدن به رویاها و اهداف فراهم می آورد.بهانه فقط برای پیمان شکنان درست شده و آنان هیچگاه موفق نیستند . بیشتر مردم عقیده دارند که پیمان شکنی یا بهم زدن قراردادها تا آنجا که بتوانند بهانه ی خوبی بیاورند بد نیست.در نتیجه بیشتر لحظه های زندگی و روابط آن ها با پیمان شکنی ها ادامه پیدا میکند . اما اینها بهانه ی خوبی نیستند.طبیعتا عذر خواهی زیانی برای موفقیت ،ثروت و خوب بودن است وشما ضرورتا می توانید از بهانه آوردن برای درماندگی با پایبند بودن به قول و قرار خود اجتناب کنید.
فقط درباره آنچه که می توانید انجام دهید قول دهید و آنرا نیز انجام دهید.
یک معیار مهم میزان کنترل بر زندگی درصد پایبندی به قول و قرارهاست.وقتی به عهد خود وفا می کنید منظور شما البته صد درصد است.نه فقط بخاطر دیگران که درگیر گرفتاری های خود هستند بلکه به جهت منافع شخصی و موفقیت خود شما این مسائل اهمیت دارند.چرا پس مردم با آنچه که میدانند محققا نمیتوانند انجام دهند موافقت میکنند ؟ یک دلیل آن میل به خوشحال کردن دیگران و اجتناب از برخورد بالقوه است.به عنوان مثال رئیس شما گزارشی برای هفته آینده از شما می خواهد و شما هم میدانید که آنرا تا آن وقت نمی توانید انجام دهید اما شما نمی خواهید اورا اشفته کنید بنابراین موافقت میکنید .حاصل کوتاه مدت این حالت رنج و درد بلند مدت است . وقتی گزارش برای هفته ی آینده آماده نمیشود رئیس شما واقعا آشفته خواهد شد.شما میتوانید به او بگویید که احتمالا نخواهید توانست آن گزارش را حاضر کنید. چون او نباید برنامه اش را مبنی برتاریخی که غیر واقعی بود تنظیم میکرد. اما شما این کاررا نکردید.در واقع شما باید راههایی را پیشنهاد میکردید که می توانستید آن گزارش را در تاریخی که امیدوار بودید به پایان برسانید .باید در مواردی فوق العاده عمل کنـید و اما اگر ان عملی نبود باید هر دوی شما در مورد زمان سررسید اجرا به توافق می رسیدید.قرار و مدار برپایه خوشحالی کوتاه مدت خیلی ساده است.قرارهای کوتاه مدت را برای اجتناب از ناراحتی در زمان دیرتری انجام دهید یک قرار ملاقات انتخابی از سوی شما که به آن پایبند باشید همیشه چه در دراز مدت و کوتاه مدت یک امر انجام شدنی است.
وقت را کنترل کنید وگرنه زمان شما را کنترل خواهد کرد.
زمان عاملی است که اثر نقشه نهایی شما را خلق می کند.زمان می تواند یکی از بزرگترین دوستان شما یا یکی از بزرگترین دشمنان شما باشد.مادامی که اکثر مردم توسط زمان در کنترل قرار می گیرند،سازمان شما بر آن است که کنترل زمانی شما را در کنترل داشته باشد.شما حق انتخاب کردن ساعاتی از روز یا هفته یا ماه را ندارید.اما به عنوان این که آن زمان را چگونه صرف کنیداین موقعیت را دارید که بدانید لحظه های زمانی شما در کنترل باقی مانده یااین که متوجه شوید کنترل زمان،افکار وحتی زندگی خود را از دست داده اید و برای یک اتفاق یا شخص دیگر دلواپس و لرزان وخسته شده اید.شما در این حالت یا در کنترل هستید یا نیستید.حد وسطی وجود ندارد.یک روز را از لحظه ای که از خواب بیدار می شوید تا لحظه ای که دوباره در شب به رختخواب می روید،به عنوان خط زمانی روزانه درنظر بگیرید.خط زمانی روزانه برای بیشتر مردم از 15تا18ساعت طول دارد.در این کادر زمانی تمام نیروی بالقوه شما برای به اتمام رساندن هر کاری وجود دارد.فکر کنید چگونه باآن سرعت آینده برنامه ریزی شده سامان می یابد.با یک روز وقت اضافه به سادگی می توان اضطراب،فشار،دلواپسی،عقده،خشم وبی حوصلگی،به صورت موقت دست از کار کشیدن،عدم تعادل روحی وحسی وکارهای درهم شده وبی نتیجه را کنار گذاشت.یا این که روز شما می تواندبرنامه ریزی شده حساب شده،آرام،بدون استرس وسرشار ازنتیجه گیری باشد.این بستگی به خود شما دارد.بنابراین حفظ ونگهداری کنترل خط زمانی در دست شماست در صورتی که:موانع وفعالیت های روزانه پیش بینی واز قبل برنامه ریزی بشوند.در نظر گرفتن تقدم مسایل وفعالیت های روزانه به ترتیب اهمیت .
همیشه به موقع برسید.
اعتبار اولیه خود را بر پایه قدرت توانایی در پای بندی به قول و قرار در رابطه با دیگران نشان دهید. از سوی دیگرچگونگی توجه شما هنگامی که به مقصد می رسید یک اندازه گیری دقیق از توانایی شما را در نگه داشتن قول و قرار نشان می دهد. به این صورت که چند بار در رسیدن به محل تاخیر کرده اید،در ملاقات ها برای کمیسون ها ویا خارج شدن از منزل برای رفتن به فرودگاه یا حتی برای رفتن به سینما . تاخیرداشتن به طور مداوم نشان می دهد که وقت به طور کلی در کنترل شما نیست و در عوض متعلق به تنش های دائمی و تاخیرهای غیرضروری ،ضعیف بودن برنامه ریزی در خط زمانی که دلیل واقعی دیر رسیدن و دیر خارج شدن ازمنزل است . رسیدن به موقع با به موقع حرکت کردن آغاز می شود . تقدم خارج شدن به موقع را یک مبازه شخصی با خود به شمار آورید. اگر نسبت به خودتان متعهد شوید که به موقع رسیدن در درجه اول اهمیت برای شما قراردارد، حتی اگر با موی شانه نکرده هم ازخانه خارج شوید باعث می شود که این حالت و احساس را دوست نداشته باشید و اجازه ندهید که این اتفاق دوباره بیفتد. ممکن است کفش هایتان را در اتومبیل به پا کنید ولی دیگراجازه نمی دهید این اتفاق بیافتد. موفقیت ها و به انجام رساندن ها غالبا متضمن شکستن عادات مردود گذشته است . مسئله این نیست که تا چه اندازه آنها کوچک به نظر می رسند اگر آنها روزها بعداز روز ها تکرارشوندباعث عدم تاثیر بر شما خواهند شدو اگر عادت داریدکه دیر برسید این عادت را بشکنید . زود برسید اما هرگز تاخیر نکنید. 15دقیقه زود رسیدن بهتر از 15دقیقه تاخیر داشتن است . عذر خواهی کردن برای چگونگی این که “تقصیرشما نبود”شما را دفعه بعد زودتر به محل قرارنخواهد رساند. در واقع عذر خواهی مهری است بر تایید خطای شما ، بسیار به آنچه “من سعی کردم ، اما نشد “. تاخیر داشتن چیزی نیست که دیگران باعث به وجود آمدن آن شوند. این نشانه ای از کل زندگی شماست که چگونه در دوران شکوفایی و توانایی خود در طرح برنامه برای وقت و کار عمل کرده اید. تاخیر داشتن ویا کامل بودن نشانه ای از تعریف زندگی شماست که متاثر از فقدان کنترل خط زمانی است.زمان می تواند همکار شما والبته علیه شما ودشمن شما باشد واین انتخاب به بستگی دارد .زمان بدون در نظر گرفتن داوری شما همراه ویا بدون شما همگام است و با شما قدم می زند و کارگر شماست . اما اگر می خواهید زمان را شاخص وبرتر نشان دهید روش های زیرا را بدون بهانه الگوقرار دهید . بی شک در این صورت همیشه به موقع خواهید رسید.
سعی نکنیدآخرین کارها راقبل از ترک خانه انجام دهید.
آماده شدن به موقع با برنامه ریزی درست و به موقع انجام می شود. آیا قبل ازبیرون رفتن منتظر دوش گرفتن ، لبس عوض کردن و حاظر شدن تا آخرین لحظه ممکن خواهید ماند؟این کار در عودتی است از خود برای رفتن به استقبال بدبختی و بیماری. اگر حاظر شدن آخرین کاری است که قبل از بیرون رفتن از منزل انجام می دهید، مطمئن باشیدکه بیشتر اوقات دیر از منزل بیرون خواهید رفت . اگر آماده شدن شما به طور معمول 40دقیقه طول می کشد ، محاسبه منطقی این است که خارج شدن در همان 40دقیقه که حدس زده اید، انجام شود. در طول آن 40دقیقه ممکن است یک یا دوبار کارهایی غیر منتظره اتفاق بیافتد که حداقل 5تا 10دقیقه به وقت محاسبه شده باید اضافه کنید . روش شما باید بر گرفته از برنامه ریزی اتفاقات پیش پا افتاده که درست در لحظه حاضرشدن رخ می دهند مبتنی باشد .این البته در زمانی است که می خواهید از منزل خارج شوید . طرح زمان بندی انجام دادن بعضی از کارها ، یادداشت ها ، تلفن زدن خیلی وقت می برد و کافی است آن ها را محاسبه کنید . اگر درگیر آن ها شدید زمان از دست رفته می تواند با جهیدن از روی آن ها و گذر کردن از آن فعالیت های غیر منتظره ترمیم شود . آنهایی که معمولا و عادتا دیر آماده می شوند بازهم وقت خارج شدن حاضر نیستند. آیا هرگز کلید اتومبیل خود را گم کرده اید ؟این چه سوالی است ؟ نمی توانید مجسم کنید کجا آن را گذاشته اید ؟ احساسی آشنا از درون شما سوال می کند : چند بار کلید ماشین را گم می کنید ؟ برای خلاص شدن ازدست این فراموشی ها ی بی ارزش و ناچیز سیستم رسیدگی به آنها ممکن است بخشی از کارهای روزانه یا زندگی اداری باشد اما عده کمی از این سیستم ساده در زندگی روزانه خود استفاده می کنند. کلید های ماشین را همیشه جای معینی از منزل قرار دهید . اگر کلید های شما جای مشخصی داشته باشند وهر زمان که آنها را بخواهید همان جا باشند در آن صورت بیماری گم کردن کلید به سادگی در ما خواهد شد. هر وقت شما یا کس دیگری خانه را ترک میکند جای کلید ها معین و قابل دسترسی است . این روش آن قدر ساده و موثر است که دیگر هرگز کلید های ماشین گم نخواهد شد. این سیستم را تنظیم کنید و برای کل کارهای قابل تکرار در زندگی با یک حرکت مختصر از آن استفاده کنید .
هنگامی که برای بیرون رفتن حاضر می شوید از جواب دادن به زنگ تلفن و آیفن خودداری کنید.
آیا تاکنون توجه کرده اید که وقتی می خواهید برای رفتن به جایی آماده شوید به نظر می رسد که مردم سر شما می ریزند و به طرف شما هجوم می آورند و در نتیجه کار شما برای حاضر شدن به طول می انجامد . در زمان حاضر شدن برداشتن گوشی تلفن یک بلا و بدبختی است . بگذارید تلفن زنگ بزند تا تمام شود ویا اگر منشی تلفنی دارید مکالمه را در زمان بیکاری خود اگر وقتی پیدا کردید جواب دهید .زمانی که در حال حاضر شدن هستید زنگ در را هم جواب ندهید . چیزی را از دست نخواهید داد و ازخانه هم به موقع خارج خواهید شد .
وقت موثر خود را در زندگی امتحان کنید وسپس درباره اطرافیان قضاوت کنید.
همیشه یک نفر در تنظیم وقت در معاشرت ها بهتر از دیگران است. اجازه ندهید که این اختلاف سلیقه ها برخورد ایجاد نمایید.اگر از در آپارتمان آماده خارج شدن هستید وهنوز همسر شما حاضر نشده،برای شما چیزهای دیگری هم غیر از عصبانیت وخودخوری وجود دارد.بهتر است با تاخیر داشتن برای ملاقات با شخصی که سر وقت حاضر نیست ،دور از احساسات رفتار کنید. به خاطر داشته باشید که شما همیشه این شانس را دارید. می توانید به موقع خارج شوید و به موقع هم به کارتان برسید . از سوی دیگر می توانید به آرامی منتظر بمانید تا دیگری حاضر شود و با هم بیرون بروید . تاثیر تنظیم زمان تنها می تواند به وسیله خود شما تمرین شود . پیشنهاد این که دقیقا دیگران همین کار را انجام دهند درست و عملی نخواهد بود.
وقت خود را برای کارهای شخصی تان با همان اهمیت و توجهی که به جزئیات زمان برنامه کاری ویا تجاری واداری دارید برنامه ریزی کنید.
هر روز 24ساعت وهر هفته 168ساعت است واین برای همه یکسان است واستثنائی ندارد.موضوع این نیست که اوقات شماچگونه می گذرد بلکه نحوه محاسبه حداکثرزمان مفید موجود اهمیت دارد.ساعات فعالیت شما رسما بین کار وزندگی خصوصی شما تقسیم می شوند وهیج وقت معینی وجود نداردکه شما را از فکر کردن راجع به زندگی شغلی یا کاری باز دارد.اما مهم تراز هر چیز کوششی است که در مورد فراموش شدن زندگی شخصی شما صورت می گیرد.وقتی یک زندگی موفق ورضایت بخش داریدآن وقت زندگی برای شما جلوه ای از مسائل کاری وشخصی داردکه ساعت های آن دقیقا در هم ادغام شده اند،یعنی به هم پیوسته اند وشما نیز تنها این را آموخته اید که روی زندگی کاری وشغلی خود تمرکز داشته باشید؛در حالی که هر چیز به جای خویش نیکو است واین بدین معنی نیست که در برنامه کاری خود ویا شرکت شما یک برنامه بازی گلف وجود نداشته باشد وبا همکاری در مورد زندگی شخصی ویا احساسات و افکار شما ویا چگونه رسیدن به اهداف وراهبرد واداره کردن شغل خود دیده شود همه این ها شما را برای رسیدن به بعضی اهداف کمک خواهند کرد. همینطورسعی کنید زمانی که در محیط کار نیستید راجع به کاراداری و خارج از منزل صحبت نکنید.زیرا کلیدی برای مغز وجود ندارد که سبب شود فکر کردن راجع به بعضی مسائل را متوقف کرده وآن راخاموش کند.فکر کنید دور از محل کار خود هستید وممکن است متوجه بزرگترین معامله وجدیدترین مسائل شوید ودر حالی که تمام افکار شما متوجه این موضوع شود.در حالی که تمرکز اولیه شما مبتنی بر فعالیت های شخصی اهداف شما بوده است.در این جا یک فرق بسیار مهم وجود داردکه باید بین زندگی کاری وزندگی شخصی شما وجود داشته باشد.هیچگاه دلواپسی ونا آرامی را از محل کار به خانه وزندگی شخصی خود منتقل نکنید وآن را جایگزین روش های موفقیت آمیز دنباله دار نگردانید.شما در می یابید که شغل یا کار شما می تواند با سطوحی از دلواپسی و فشار تا حدود 90%ارتباط داشته باشد،بنابراین بیش از این مقدار وقت و انرژی برای زندگی خصوصی یا فامیل ودوستان خود صرف کنید واین نوع زندگی از فشار روحی ونگرانی شما می کاهد.اجازه ندهید که زندگی کاری وقت شخصی شما را کنترل یا بی مقدار نماید.اگر در کار ویا شغل خود تاکنون این گونه عمل کرده اید همه چیز غلط اتفاق افتاده است واگر ضرورتا وقت خود را در این محدوده صرف می کنید احتیاط کنید. زندگی خود را با کسانی صرف کنید که دوستشان دارید مانند:همسر،بچه ها ،والدین،دوستان.کار و شغل می آیند و می روند وهمیشه وجود دارند.بنابراین به اوقات خصوصی خود بیشتر توجه داشته باشید وعزیزان خود را در تمام عمر دوست بدارید وبه آن ها توجه کنید وبرای ندگی خود ارزش قائل شوید وحق تقدم را به زندگی خصوصی خود دهید.
برای فعالیت های شخصی خود برنامه ریزی کنید چون آن ها قرارهایی نیستند که قابل نادیده گرفتن باشند.
اگر شما با همه ویا با یکی از بستگان و دوستان خود برای شام قرار دارید زمان آن را در دفتر فعالیت های روزانه خود بنویسید،آن را لیست کنید و برهمه برنامه ی کاری خود آن را مقدم بدارید.تنها برای خود زندگی نکنید وجامعه خانوادگی را نیز در نظر بگیرید.اگر این موقعیت راحفظ کنید در این صورت تعادل کلید آن موفقیت است.وقت شخصی و وقت خانوادگی باید هر دوتنظیم شود واین رفتار به عنوان بالاترین تقدم در خصوص هر دومورد وهریک ازوالدین به تنهایی ودرجایی که هردوباهم مشترک هستند،باید همیشه موردنظرشما باشد.
از این که خانواده خود را در درجه دوم اهمیت قراردهید پرهیز داشته باشید.
ارتباط شما ممکن است جدا یا همراه خانواده به علت اهمیت دادن به تقدم یکی از آنها و یا اهمیت ندادن و جایگزین نکردن با وقت شخصی شکل گرفته باشد. بچه های شما بزرگ میشوند ،شما پیر میشوید و زمانی را که میتوانید با خانواده ویا رویاهای شخصی و هدف خود صرف کنید غیر قابل جایگزین به نظر میرسد.با خانواده حداقل نیم ساعت را کنار هم باشید ودر هر نوبت غطا خوردن با صحبتهای پرمحتوی و بحث های خانوادگی که بسیار خوش آیند و مفرح است ،آن را یک سنت خانوادگی بدانید.
با فعالیتهای مربوط به امور مادی ،مؤثر بودن خود را افزایش دهید.
بدون شک شما نیز ساعاتی از روز را صرف فعالیتهایی می کنید که لذت بخش نیستند ویا ارزش کمی دارند.بعضی از این فعالیتها ممکن است ضروری باشند ،از قبیل پخت و پز که خواسته شما را در مورد خوردن براورده می نماید ولی حقیقت این است که به هرحال شما زمان قابل ملاحظه ای را صرف فعالیت هایی می کنیدکه مستقیما به رویاها واهداف شما کمک نمی کنند.ازآن جاکه رویاها ،اهداف وارزش ها نشان دهنده ومرتبط به آنچه درزندگی مهم می دانید هستید،زمانی راصرف چیزهای دیگری کنیدکه می توانید واحساس می کنید مفید هستند.احتمالا نیمی از اوقات بیداری شما صرف فعالیت هایی ازاین قبیل می شودکه شما را سرگرم نگه می دارد،امارضایت خاطر در شما ایجاد نمیکند و چه اتلاف وقتی ازعمر گران بها شما صورت میگرد.اگر مستخدم،آبدارچی ویا متخصص مکانیک اتوموبیل نباشید ،ممکن است صدها ساعت در سال را قربانی فعالیتهای شخصی کنید که هماهنگی با ارزشهای شما ندارد و یا مستقیما روی اهداف و رویاهای شما اثر نمیگذارد.
کنترل وقت خود را با حذف مزاحمتها بدست آورید.
کارهای غیر عادی و مزاحم آن دسته از کارهایی هستند که ممکن است امکانات زندگی شما را از بین ببرند. همچون اکثر مردم به احتمال زیاد شما نیز مزاحمتهایی دارید و مدت زیادی را با مزاحمت میگذرانید.اگر آن گونه فعالیت را که واقعا دوس دارید راهبرد های رفع مزاحمت را در زندگی اعمال نکنید،همیشه دچار توهم این گونه آزارها خواهید بود.مزاحمت چیست؟مزاحمت چیزی است که توجه شخص را از چیزی که انتخاب کرده تا انجام بدهد به فعالیتی که شخص دیگری عمدا برای او ایجاد کرده جلب کند. مزاحمت یک چیز عادی است و بدون توجه به اهمیت ویا تاثیر آن بر وقت و اولویت شما انجام می شود.مزاحمت وقت و انرژی شما را ازبین می برد. مزاحمت هایی که روزانه باآن مواجه می شوید به دو نوع عمده تقسیم می شوند. این مزاحمت ها یا در خانه و یا در اداره قرار دارند و اغلب از طریق تلفن ها و یا اشخاص می باشند.تلفن یک منبع بزرگ مزاحمت است . چون در حقیقت یک دستگاه الکترونیکی مزاحم است به دلیلی به ما آموخته شده که به محض این که تلفن زنک می زند، همه کارهارا رها کنیم و به تلفن گوش دهیم قبل از این که زنگ آن متوفق شود. این عادت مثل وا داشتن شخص است که شما را دنبال کند و روزی 20بار نعره بکشد و از شما انتظار داشته باشد هر بار روی مسیر درست، سه تا ده دقیقه حرکت کنید . خطر این جاست که عادات تلفن قدیمی غیر ضروری ، ساعات و اوقات گران بهای شما را می بلعند . اوقاتی که هرگز نمی توانید آن ها را جبران نمایید . سطح موثر بودن شما در زندگی به وسیله تعداد ساعاتی است که در اختیار دارید و روی اهداف معینی کار کنید . هر چه ساعات شما کمتر باشد شما کمتر مفید هستید . پاسخ دادن به تلفن به علت این که زنگ می زند زیر و رو کردن وقت و توجه شما به چیز دیگری در یک اخطار است که باعث می شود رسیدن به اهداف ورویاهای شما بسیار مشکل تر شود . در حالی که بر کار دیگری و بلکه در هتل و مغازه هم می گیرد .
برای رفع مزاحمت تلفنی از زندگی تمرین های زیر را انجام دهید.
برای قطع عادت به تلفن طرحی تهیه کنید که در خانه باقی بمانید و قول دهید که از لحظه ای که از خواب بیدار می شوید تا زمان خواب هرگز گوشی تلفن را برندارید . به این که چه کسی پشت خط باشد اهمیت ندهید . بگذارید کس دیگری تلفن را جواب دهد ویا بگذارید تلفن آن را ضبط کند . دیگر هیچ اتفاقی نخواهد افتاد به جز این که روز خوبی نظیر آن چه که مدتها قبل داشته بودید خواهید داشت .یک تلفن بدون پاسخ دست کم تا زمان شکستن عادت تلفن ممکن است سبب فشار روحی شود . اما فشار روحی بیشتر اگر اجازه دهید که تلفن کنترل زندگی شما را دست بگیرد ایجاد می شود. از این به بعد به تلفن مثل یک مزاحم اجباری نگاه کنید و سیستمی را ایجاد نمایید که همه تلفن ها و پاسخ ها را در دستور کار شما بگذارد نه در دستور کار دیگری.
به جای اینکه به شما تلفن کنند شما خود به دیگران تلفن کنید .
وقتی افرادی باشند که بخواهند به تلفن آنها پاسخ دهید عادت کنید که به آنها تلفن بزنید تا این که مورد خطر مزاحمت قرار گیرید . ماموریت شما این است که اجازه ندهید کسانی کنترل وقت شما را در دست گیرند . بیشتر تلفن ها وقت شما را ضایع می کنند در حالی که با فرستادن فکس و یادداشت می توان این ابطال وقت را به حداکثر پانزده تا بیست دقیقه مکالمه رساند . معنی کنترل زمان تلفن این نیست که از صحبت با دیگران خودداری نمایید. بلکه آن این است که تلفن هارا با برنامه های خود ، هدف و مزاحمت های معمولی خود تطبیق نمایید . این امر زمانی اتفاق می افتد که شما مجبور شوید روی برنامه های دیگران عمل نمایید .
اجازه دهیدهمه ی تماس های تلفنی شما ضبط شوند.
یک ابزارموثر در چرخه تلفن منشی تلفنی است واین سیستم این کار را ممکن کرده است.هیچ موسسه ای نباید بدون این دستگاه باشد.در مورد منشی تلفنی فکر کنید که مانعی بر سر راه مزاحمت های تلفن به شمار می رود.اگر از یک منشی تلفنی استفاده می کنید که تلفن های شما راکنترل کند در واقع می خواهیدکه توجه دقیقی به تلفن های شما نیز بشود.در این میان کسی وجود ندارد که تلفن های شمارا به عهده بگیرد.معمول ترین راه این است که پیام گیر داشته باشید.آهسته آهسته متوجه می شویدکه افرادی که تلفن می زنند می فهمند که شما تلفن را هر وقت که در خانه زنگ می زند برنمی دارید.وکم کم تعداد زنگ تلفن در خانه شما کاهش پیدا می کند و خواسته ها برای پاسخ فوری ضرورت خود را از دست می دهند.
دو بار بیشتر در روز پیام های ورودی خود را کنترل نکنید.
ممکن است به طور مستمر وقت گرانبهای خود را با پاسخ دادن به تلفن های ضبط شده از دست بدهید.بگذارید این تلفن هاجمع آوری شوند تا این که برای پاسخ به آن ها آماده شوید.برای این کار دوبار در روز کافی است و اگر عملی باشد به همین مقدار در اداره نیز کفایت دارد. زمان های مشخصی را هر روز برای کنترل پیام ها انتخاب می نماید.جای صرف وقت زیاد برای پاسخ دادن به تلفن ها،تلفن های مهم را انتخاب کنید ویک لیست به ترتیب تاریخ از تمام پیام ها بسازید واطراف آن هایی را که خود جواب می دهید دایره ای بکشید.بر احساس خود مبنی بر این که کسی ویا فردی وقت صرف کرده که به شما تلفن بزند ویا این که به طریقی خود را مجبور کنید که پاسخ تلفن بدهید،غلبه کنید وپیش از پذیرش قبلی اجازه ندهید کسی اوقات زندگی شما را تحت کنترل قرار دهد.
تمام تلفن ها را در یک زمان پاسخ دهید.
یکی از رازهای موفقیت برای استفاده موثر از وقت این است که پاسخ تمام تلفن ها را در یک زمان بدهید.وقت خاصی را برای پاسخ به تلفن های ورودی اختصاص دهید وتمام تلفن هایی را که پاسخ می دهید در همان وقت دنبال کنید.زمان خاصی را برای پاسخ به تلفن ها تعیین کنید واز پاسخ تلفن ها در طول روز وبه صورت مجزا خودداری نمایید.شما به طور حیرت انگیز و فوری متوجه وقت اضافی آزادشده وانرژی ذهن خود می شوید.
در منزل خود یک فکس نصب نمایید.
یک دستگاه فکس دافع مزاحمت هاست ویک وسیله الکترونیکی نجات دهنده وقت است.یک ماشین فکس:
*به شما فرصت می دهد که فورا با دیگران در تماس باشید،نیازی ندارد که مثل تلفن آن ها را پیدا کنید.
*یک مدرک کتبی از آنچه که نیاز دارید به شما می دهد.
*فقط به یک تلفن نیاز خواهیم داشت که همیشه آماده دریافت خبر است.
*پاسخ می دهد وپاسخ هم دریافت می کند.
*دریافت پاسخ را سریع می کند چون افراد وشرکت ها اولویت خاصی برای فکس های دریافتی قائل می شوند.
از دستگاه فکس خود می توانید در موارد زیر استفاده نمایید:
-پیام های خود را می توانید ظرف 24ساعت ارسال کنید.
-دریافت سفارش ها وکاتالوگ ها بدون تلف کردن وقت.
-دریافت پیام از افرادی که می خواهند با شما تماس بگیرند بدون این که مزاحمتی وجود داشته باشد.
-درخواست ودریافت سریع کپی صورت حساب ها،قیمت هاوسایربرگ ها از بانک یا سایر افرادی که با شما فعالیت تجاری دارند.
تمام نامه ها ویادداشت های خود را در طول ساعت اوج کاری خود بنویسید.
برای بسیاری از مدیران نوشتن نامه یک کار اجباری خسته کننده است.واگر شما این دستورالعمل را برای افزایش مهارت در نویسندگی به کار ببرید بدون شک اینطور نخواهد بود.توانایی نوشتن نامه های معنی دار،موثر قدرتمند نیاز به نظم فکری دارد.وقتی خود را در چنین نظمی قرار می دهید تهیه نامه موثرتر است که باعث می شود در نامه ها تغییر دهید وجلو وعقب بروید واز نامه ای به نامه دیگر ویا از یادداشتی به یادداشت دیگر بپردازید ویا سایر فعالیت های بازرگانی خود را ادامه دهید.به صفحه نامه ها توجه کنید وآن ها را در گروه های جداگانه قرار دهید وتمام نامه ها ویا یادداشت هایی را که باید پاسخ داده شوند جدا شوند جدا کنید.سپس 15تا30دقیقه هر روز در طول اوج کاری خود به نامه هایی که باید خارج شوند اختصاص دهید.مکاتبات خود را همه روزه در زمان معین انجام دهید ومی توانید توجه ومهارت خود را بر کارها در اختیار داشته باشید ودر زمان معین کار بیشتری را انجام دهید ووقت خود را با کارهای کم اهمیت پر نکنید ودر ضمن اجازه ندهید اوقات شما در طول زمان پرارزش کاری ضایع شود.با استفاده از منشی ویا پست صوتی از ضایع شدن وقت خود جلوگیری نمایید.
اگر در موسسه ای کار می کنیدسیاست درهای باز را برای خود تعیین کنید.
اگردارای سیاست نامحدود درهای باز هستید،این امر یک دعوت نامحدود برای ایجاد مزاحمت است.یک سیاست درهای باز تحت کنترل به معنی آن است که مردم فقط با قرار قبلی می توانند به شما دسترسی پیدا کنند.هیچ کس نبایستی بتواند به هر دلیلی در را باز کند و وارد دفتر شما شود.حتی اگر آن شخص فکر کند که می خواهد در مورد بحران ویا حتی یک ضرورت با شما صحبت کند.این ها در طرح ونظام نامه شرکت تعریف نشده اند.معنی آن این است که ما وضعیت اضطراری نداریم وهیچ کس مجاز نیست که هر موقعیت دشواری را اضطراری تقی نماید.بنابراین دلیلی برای قطع مزاحمت وجود ندارد وخورشید امروزنیزطلوع می کند و تلفن ها نیز زنگ خواهند زد وزندگی ادامه خواهد داشت.
برای موفق بودن در کار خود بهترین افراد را استخدام کنید.
اگر پروژه تجاری متعلق به شماست بهترین افراد را انتخاب کنید.این که چقدر هزینه ایجاد می کند موضوع مهمی نیست.بهترین افراد شما را موفق می سازند.آن ها تعداد مزاحمت ها و قطع کار شما را کاهش می دهند واز مزاحمت بی موقع جلوگیری می کنند.چون می دانند که چگونه مزاحمت ها وسایر مسائل را حل کنند،بدون این که به شما مراجعه نمایند ومزاحم شما بشوند.
وقت آمد وشد خود را به نسبت دقیقه ویا حتی کمتر کاهش دهید.
مقدارزمانی که هر روز صرف آمد وشد می کنید تحت تاثیر دوعامل قرار می گیرد:این که کجا کار می کنید وکجازندگی می کنید.خوشبختانه هر دو عامل تحت کنترل شماست وانتخاب آن ها به تصمیم شما بستگی دارد.اگر شما در یک شهر کوچک زندگی می کنید ده تا بیست دقیقه وقت جهت آمدن یا رفتن اهمیت چندانی ندارد.در یک شهر بزرگ وپر جمعیت ممکن است موضوع تلف کردن وقت،بحرانی شود.در شهرهای بزرگ نیم تا یک ساعت وقت صرف طی کردن یک راه غیر عادی نیست.این وقت ضایع شده5/2تا5ساعت در هفته است که طی آن فقط به سر کار بروید وبازگردید.این صرف وقت امری غیر ضروری است.هدف شما بایداین باشد که به اندازه کافی نزدیک محل کار خود زندگی کنید که وقت صرف شده در رفتن به محل کار فقط 20دقیقه ویا کمتر از آن باشد.در طول مسیر می توانید وقت گرانبهای خود را برای انجام فعالیت هایی که بسیار مهم هستند صرف نمایید،تا این که به رانندگی بپردازید ویا این که سوار قطار شوید.به هر حال خط زمانی مصرف شده برای رفتن به سر کار باید 20دقیقه باشدوانتخاب شما این طور باشد که اگر ارزش کار شما بیش از محل زندگی تان است به منزلی در محل کار خود نقل مکان نمایید.اگر ارزش محل زندگی بیش از محل کارتان است کار خود را تغییر دهید به طور وضوح هر یک از این تصمیمات ،تصمیم عمده ای است. تهیه یک هدف وخلق یک برنامه منظم برای رسیدن به آن هدف نیاز به این گونه تصمیمات دارد.به هر حال باید پذیرفت که نظم جایگزین برای هر موقعیت آمد وشد وجود دارد.این به شما مربوط می شود که برای وقت خود چه قدر اهمیت قائل هستید.فکر کنید اگر مقدار زیادی از عمرتان در قطار ویا در حال رانندگی برای رسیدن به محل کار سپری شود ممکن است ندانید که از زمان رفتن وبرگشتن از محل کار چه مقدار وقت مفید را از دست داده اید.
زمان آمد ورفت به محل کار را با گوش دادن به نوار سودمند کنید وبه دانش خود بیفزایید.
این کار با نصب دستگاه بر روی داشبورد ویا کنار صندلی ماشین میسر می گردد وبه شما در محل کار کمک می کند وسود آن در امور شخصی نیز نامحدود است.شما حتی می توانید در قطار ویا اتوبوس به نوار گوش دهید.البته بدون این که باعث ناراحتی دیگری شوید.اگر درمورد هر موضوعی پنج ساعت در روز به نوار گوش دهید،پنج روز در هفته وبه مدت چهار سال ،شما معادل یک دوره دکترا مطالعه کرده اید.اگر با اتوبوس یا قطار آمدوشد می کنید می توانید از این مدت برای مطالعه استفاده کنید.کارهای خود را انجام دهید،طرح استفاده از زمان روزانه را بریزید ویا یادداشت هایی در مورد سخنرانی آتی خود بردارید.به هر حال حق انتخاب با شما است زمان آمدوشد برای شما بلااستفاده خواهد شد.
از زمان آمدوشد برای پاسخ گویی به تلفن های ضروری استفاده کنید.
با نصب یک تلفن در ماشین،می توانید از زمان آمدوشد استفاده کنید.به نحوی که ساعاتی را که مجبور هستید به تلفن جواب دهید آزاد نمایید.ازتلفن داخل اتومبیل برای جواب دادن به تلفن هایی که می خواهید جواب دهید،استفاده کنید وبه این وسیله قرار ملاقات بگذارید ویا هنگام کار دیداری را به صورت دوجانبه تنظیم کنید.قبل از این که خانه ویا محل کار خودرا ترک کنید لیستی از تلفن هایی که می خواهید جواب دهید فراهم کنید وآن هارا با شماره تلفن تکمیل کنید.بنابراین هنگامی که شروع به رانندگی می کنید زمان ضایع شده ای وجود نخواهد داشت.
اوج ساعت عملکرد خود را تعیین کنید.
بشرمی تواند بر طبیعت حکومت کند نه با زور بلکه با ادراک.برای شما زمان مخصوصی از شبانه روز وجود دارد که موثرتر است.همه چنین وقتی را دارند.بیایید این زمان را اوج زمان عملکردبنامیم. اگرتاکنون به خود مراجعه کرده اید تا بدانید که شخص شب ویا انسان روز هستید،هم اکنون از اوج زمان عملکرد خود آگاهی دارید.این اوج کاری هنگامی از شبانه روز است که شما افکارتان روشن است وبیشترین خلاقیت واعتمادبه نفس وانرژی را دارید.اما ممکن است از چگونگی استفاده از آن آگاه نباشید تابتوانید به طور موثر از این ساعات استفاده کنید.فعالیت های شما واهدافتان در هر روز به دو دسته تقسیم می شود؛آن هایی که به استفاده زیاد از فکر نیاز دارند وآن هایی که به نیروی کم مغزی احتیاج دارند.بدبختانه این که شما چه آرزویی دارید مهم نیست،مهم این است که ذهن وبدن شما در طول روز وساعات بیداری در اوج عملکرد خود کار نمی کند.در طول زمان عملکرد کامل می توانیدخیلی بیشتر از زمان غیراوج بهره ببرید.البته با طرح دقیق وبا فعالیت هایی که درگیر آن ها هستید.درطول این ساعات به عنوان اوج عملکرد بیشترین نتیجه را از کار روزانه خود دریافت می کنید.عملکرد ساعات اوج معادل است با اوقات طلایی ذهنیت واگر از این ساعات درست استفاده نشود فرصت ها برای بیشترموثربودن از دست می رود.اگر بیشترین استفاده را دراوج عملکرد خود ببرید،در بقیه روز کاری احساس می کنید که یک روز خوب وپر ثمر را تجربه کرده اید.
از دوره اوج عملکرد خود برای کارهایی استفاده کنید که بیشترین نیروی ذهنی را داشته باشد.
اوقات اوج کاری ساعاتی است که در طول آن مغز در بالاترین کارکرد خود قرار دارد.سطح انرژی شما بالاست وحالت شما طوری است که مغزتان به شما میگوید:”می تواند”بنابراین ساعات اوج کاری شما بهترین وقت است.در اوج عملکرد،ذهن را به صورت شفاف جایگزین کنید،بنابراین کمتر تصمیمات اشتباه خواهید گرفت.از نیروی خلاق استفاده کنید،در طول زمان اوج عملکرد چون نظریات بهتر جاری می شوند ودقیق تر هستند،کلمات قوی تر،بهترانتخاب شده واندیشه های سازمان داده شده،کامل ترین جایگزین می شوند.اوقات اوج توانایی زمان نوشتن گزارش،طراحی کارهای بازرگانی جدید،نوشتن نامه های بازرگانی وتعیین هدف های جدید کاری وبازرگانی وزندگی شخصی شماست.در طول این زمان اعتمادبه نفس بیشتری دارید.وقتی وارد گفت وگو وبحثی می شوید در این هنگام توانایی زیادی دارید.مطالعه کنید،بخوانید وبیاموزید.این کارها را در اوج توانایی انجام دهید وارتباط بیشتر پیدا کنید وکمتر از قصه دور شوید.این زمان،زمان تازه ای برای امور مربوط به کار است که نیاز فراوانی به تمرکز دارد.اوج عملکرد زمانی از حدود 7صبح تا30/10پیش از ظهر می باشد.برای این زمان در طول روز نوشتن وویراستاری کتاب و مقالات توصیه شده است.بهترین استفاده را از اوقات اوج بهره دهی خود ببرید.این کار باید از طریق برنامه ریزی برای تعیین مسیر صورت گیرد وفعالیت ها باید غیربحرانی باشند.پیغام دادن،نامه ها راپست کردن وانجام کارهای روزمره اموری هستند که کارفکری زیادی نمی برند ومی توان در طول ساعات غیر اوج ،آن ها را انجام داد.ساعات اوج می تواند هر زمان باشد.این ویژگی موقع بیدار شدن اغلب ثابت باقی می ماند ووظیفه شما این است که این زمان را برای کارهای خلاق خود حفظ کنید وموثر بودن خود را به حداکثر برسانید.می توان کارهای معمولی را در مواقع دیگر انجام داد.
میزان مقدار غذا وچربی مصرفی خود را کاهش دهید.
برای زندگی نیاز به چربی دارید.اما مصرف چربی زیاد توان شما را هم از نظر روحی وهم از نظر فیزیکی کاهش می دهد.ممکن است وقتی اطلاع پیدا کنید که هر غذایی با چربی زیاد به اضافه غذای سرخ شده تا حدود 60%انرژی فیزیکی وروحی شما راظرف دو ساعت تخلیه می سازد،تعجب کنید.همبرگر پرچرب،جوجه سرخ کرده وسایر غذاهای سرخ کرده وسس چرب سالاد،سریعا انرژی لازم برای هضم غذا را تخلیه نموده ودر تمام بعدازظهراوقات شمارا غیر موثر می کند.از سوی دیگر یک ناهار ساده شامل انواع سالاد،سبزیجات ومیوه همراه با کمی پروتئین می تواند در طول بعدازظهر کمک کند تا سطح انرژی خود را بالانگاه دارید.اگر شما ازآن دسته ازافرادی هستیدکه بعد از غذا خسته می شوید،زمان غذا خوردن خودرا تغییر دهید.برای بسیاری از مردم همین کار در مورد صبحانه نیز اعمال می شود.یک ماده غذایی دیگرکه تاثیرات نامناسب داردقند است.اگر هنگام غذا نوشابه،چای ویا قهوه بسیار شیرین می نوشید،قند موجود در این مایعات باعث می شود سطح قند خون شما به سرعت بالا رود وفورا انسولین بدن به مرحله پاسخ وارد شود.پاسخ انسولین باعث کاهش سطح قند خون می شود ودر انسان احساس خستگی باقی می ماند.ای کار ممکن است سبب میل بسیار به قندوکافئین شود واین دور مجددا تکرار شود.زمان عملکرد خوب بدن ساعت های مهمی از زندگی شما را در بردارد.برای این لحظه ها احترام قائل شوید ودر عوض آن هابه شما پاداش خواهند داد.پاداشی که عبارت است از:بیشتر موثر بودن.طولی نمی کشد که احساس می کنید برای مدت ها کار کرده اید وبه نظر می رسد که کار زیادی نکرده اید.به هر حال برنامه ریزی برای اوقات عملکرد خوب روشی است برای حاکم شدن بر ماحصل عملکرد خوب که به جای زیاد کار کردن،زیرکانه تر کار کنید.
خستگی را از خود دور کنید.
خستگی نباید شما را از پیشرفت به سوی اهدافتان باز دارد.خسته شدن علامتی برای ترک کار نیست.درعوض علامتی است که به شما می گوید بایستی ارکارهای خلاق دست برداشته وبه کارهایی بپردازید که نیاز کمتری به نیروی فکر واندیشه دارد.فعالیت های زیادی در لیست شما وجود دارد که می توانید آن ها را انتخاب کنید.اما وقتی برخورد مناسبی با زمان خستگی داشته باشید.در مورد پروژه های با اهمیت کمتر می توانید به طور موثر عمل کنید.بسیاری از مردم به اشتباه سعی بر ادامه دادن کار روی پروژه هایی دارند،که به تمرکز وخلاقیت بیشتری نیاز دارند.آن ها کار خود را در حالی با عجز پایان می بخشند که دیگران به راحتی آن را رها می کنند.پاسخ آن خستگی جمع شده در بدن است و سبب می شود هذ چه بیشتر عقب بمانید.اگر عادت کنید که به خاطر خستگی کار خود را رها کنید ذهن تان شما را اغفال می کند وهر وقت شما با پروژه سختی مواجه می شوید که نیاز به افکار قوی وخلاق دارد،ممکن است ذهن ایجاد خستگی کرده تا عذری برای شروع نکردن کار فراهم آورده شود.برای بسیاری از افراد خستگی بعداز غذا ویا بعداز کار ایجاد می شود.فشارهای روحی،عادات غذایی وعدم تحرکات ورزشی به طولانی شدن زمان خستگی وعمیق تر شدن آن کمک می کند.
تام می توانید آب بنوشید.
وقتی که احساس خستگی کردید دوتا سه لیوان آب بنوشید وبعد از 15دقیقه این کار را تکرارکنید.باآب بدن را وادارکنید که سیستم خود رافعل نماید،سموم بدن را دور بریزید واسید لاکتیک را خارج سازد.این ها عامل اصلی خستگی می باشند وظرف 15دقیقه اثرات آن را احساس می کنید.فکر کنید می خواهید به اتاق استراحت بروید اما اثرکاهش خستگی قابل توجه است.یک لیوان آب این کار رانمی کند،اما چند لیوان آب این کارراانجام خواهد داد.
راست بایستید ونفس عمیق بکشید.
ده نفس عمیق بکشید.عمیق وسریع تنفس کنیدوبه طور کامل ریه هایتان راپرکنید وحدود دوثانیه نگاه دارید.سپس با شمارش ورسیدن به عدد چهار ریه ها را تخلیه کنیداین کار رادر حال ایستاده یا نشسته انجام دهید.این گونه نفس کشیدن سبب افزایش مقدار اکسیژن خون می شود وسپس آن را به مغز منتقل می کند وسبب کارایی ذهن شما می گردد وبلافاصله تاثیر آن را احساس می کنید.این کار درست مثل روشن کردن چراغ است.بایستی بدانید که خستگی خودبه خود توسعه پیدا می کند و وقتی خسته می شوید بدن شما تنزل می کند.وقتی وضعیت شما تنزل پیدا می کند هوای کمتری وارد ریه ها می شودوکاهش ظرفیت هوا در ریه ها به معنی وجود اکسیژن کمتر برای مغز است که منجر به خستگی می شود.این کار رانیز آزمایش کنید.پشت خودرا کاملا خم کنید.خم شدن شما هر چه بیشتر باشدنمی توانید راحت تر نفس بکشید.حالا مستقیم بایستید وشانه های خود را به عقب بدهید.سعی کنید که نفس عمیقی بکشید وبه آرامی هوا را هر چه بیشتر جذب کنید.توجه کنید که بایستی حداقل ظرفیت شش های خود را با تغییر در فرم بدن افزایش دهید وهر چه بیشتر خسته باشید،بیشتر توان شما نزول پیدا می کند.این فرایند رابا به خاطر آوردن وتداوم آگاهانه در نگهداری خود به کار ببندید وبه صورت مستقیم ریه های خود را از هوا پرکنید.
ورزش های سرعتی را انجام دهید.
به مدت سی ثانیه در جای ثابت قدم بزنید وبالا وپایین بروید.با این تمرین خستگی که با افزایش سریع ضربان قلب همراه است به طور موثر کاهش پیدا می کند.
به تغذیه خود اهمیت دهید.
در کف دست شما نقطه ای وجود داردکه وقتی برای مدت 20ت30ثانیه ماساژ داده شود،غدد آدرنالین رابه ترشح وامی دارد وسبب می شود که باهوش ترو کلا سرزنده شوید.این نقطه تقریبا 5/2سانتیمتر پایین تر ازبلندترین انگشت هر دست قرار داردودر این نقطه یک برجستگی زیر انگشت خود حس می کنید.انگشت شصت خود را روی آن قرار دهید وآن را به طورنسبتا شدید وبه شکل دایره به مدت 30ثانیه ماساژدهید وهمین کاررادرکف دست دیگر خود انجام دهید.ظرف یک دقیقه هوش شما زیاد شده وانرژی جدید پیدا می کنید.اگر این کار راوقتی که احساس خستگی می کنید ویا زمانی که از یک خواب عمیق برخاسته اید،انجام دهید.
برای غلبه برخستگی قدری بخوابید.
ذهن وبدن می توانند قدرت خود را با20دقیقه خواب در روز تقویت نمایند.با چرت زدن به مدت 20دقیقه تا یک ساعت در طول بیداری می توانید خستگی را از خود دور کنید.شب ها نیاز کمی به خواب داریدبنابراین یک یا دوساعت افزودن به زمان بیداری در روزوبه طور موثر به زمان بهره وری شما کمک می کند.یک ساعت بیشتر برای بهره وری در سال 360ساعت به بهره وری وساعت تاثیرگذاری شما می افزاید.اگر عادت به چرت زدن نداشته ایدبا یک هفته تمرین به این روش خو می گیرید وبه میزان زیادی ،فشار روحی و خستگی خود را کاهش خواهید داد.
باچیزهایی که شما را می ترسانند به طور مستمرمقابله کنید.
ترس می تواند برای سلامتی،خوشبختی،ثروت وهمچنین برای آرامش فکر شما خطرناک باشد وشاید بعضی از اوقات ترس برای شما طبیعی جلوه کند؛چرا که ترس را نوعی احتیاط در برابر برخی موقعیت های خطرناک می دانید،درحالی که به هیچ وجه این طور نیست.ترس یک چیز غیرطبیعی است وباید هدف شما مبارزه وخلاصی از انواع ترس ها باشد.حداکثر کارایی وبازدهی کارکنان بستگی به میزان از بین بردن ترس در وجود آن ها دارد.در واقع ترس مانع محکمی بین شما واهدافتان به وجود می آورد.شکی نیست که برای عملی کردن رویاها ورسیدن به اهداف باید با ترس خود مقابله کنید.شما برای رسیدن به چیزهایی که در زندگی می خواهید پیوسته در حال فعالیت وانجام کارهایی هستندکه قبلا انجام نداده اید.این کار تازمانی که ترس بر شما غلبه دارد وتا زمانی که ترس راکنار نگذاشته اید،غیرممکن است.آن وقت فقط ضعف هایی را که در راه رسیدن به اهداف خود داشتید شناسایی خواهید نمود وبا تقویت واصلاح آن نقاط ضعف در کمترین زمان به هدف های خود خواهید رسید.به یاد داشته باشید که کارایی ،فرایندی است که در آن حداکثرنتایج در حداقل زمان به دست می آید.زمانی که پای ترس در میان باشدحداقل نتایج در حداکثر زمان به دست خواهد آمد.اگرعلاقه دارید باید با چیزهایی که از آن ها می ترسید،روبرو شوید.مسئله ای نیست که ترس تا چه اندازه ذاتا خشن است،شما به هر حال از زندگی وشکستن محدوده واقعیت ها تجربه کسب می کنید.بدون شک شما هم به این نتیجه می رسیدکه تمام ترس های شما تصورات خوابیده در ذهن شما است.همچنان که یکی از این برنامه ها را پیاده کنید،سایر ترس هایی که به آن بستگی ندارند وبه نظر می رسد که در وجود شما لانه کرده اند،درهمان زمان ودر همان جریان از بین می روند.آن چه از آن وحشت دارید زندگی شما را کنترل می کند وآن چه را که در کنترل شماست قدرتی روی زندگی شما ندارد.پیروزی بر ترس می تواند تجربه هیجان انگیزی باشد،آن هم زمانی که با یک روحیه تلاشگر ومفرح کامل شده وبه انجام برسد.این نوع تجربه هیجان انگیز شامل بخشی از تجربه های شخصی روی لیست رویاهاواهداف شماست وهمه آن چه راکه میل دارید به دست خواهید آورد؛یعنی شهامت در مقابل ترس.مردم از تلاش ومبارزه اشخاص شجاع اکراه دارند،زیرا یک شخص نترس مانند یک تانک است که می غرد وبی امان در میان جنگلی با درختان کوچک پیش می رود.اعتمادبه نفس والا از دانشی است که چهارچوب آن را می دانید وکلا توانایی حل آن چه که در زندگی برای شما پیش می آید از همین دانش سرچشمه می گیرد.این است واقعیت تجربه خودبرتر شما.
موفقیت بدون ریسک مولف:چارلزگیونز
مترجم:منوچهرسرحدی
ویراستار:مجیدعاصمی
ناشر:نسل نواندیش
شمارگان : 3000 جلد
نوبت چاپ:اول
تاریخ چاپ:بهار84
حروفچین و صفحه آرایی : صالحه حسینی
شابک:6-056-412-964

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *