مدیریت اداری و سیاسی

مبارزات و اندیشه‌های سياسی امام موسی كاظم‌(ع‌)‏

نویسنده:‌ سيد محمد ناظم زاده قمي

امام هفتم گرچه در دوران ظلم و جور خلفاي عباسي مي‌زيست، ولي براي سامان دادن به مبارزات سياسي و حمايت از شيعيان، از ياران نزديك خود كه با اذن حضرت در مقام‌هاي حكومتي حكومت ظالم عباسي باقي مانده بودند، استفاده مي‌كرد. انديشه سياسي امام منبعث از وحي و خطابه ‌ديني و بر پايه صبر و استقامت استوار بود و ايشان مانند جد بزرگوارشان و بر اساس آيه شريف «فاستقم كما امرت» براي ‌مبازره با حاكمان جابر عباسي و نيز اثبات حقانيت اهل‌بيت(‌ع) از 2 عنصر صبر و استقامت بهره مي‌برد. امام براساس سنت جد مكرمشان و برخورداري از دانش پدر بزرگوارشان به‌ هدايت شيعيان مي‌پرداخت و در چالش مستقيم با حكومت غاصب قرار داشت.
امام كاظم ‌(ع) در ميان ائمه ‌اطهار، بيشترين چالش سياسي را با حكومت داشت و در زمينه ‌مبارزه با حاكمان‌جور بخش اعظمي از عمر گرانمايه خود را در زندان به سر برد.
شيوه ارتباط امام موسي كاظم‌(ع) با حكومت و سياست از طريق ياران نزديك ايشان و نوع برخورد با فرقه‌ها و تفكرات موجود در آن دوران از روش‌هاي حضرت براي هدايت جامعه اسلامي‌است.
امام‌(ع)‌ در روند هدايت جامعه علوي به صورت عام و جامعه شيعي به صورت خاص توانست با نوع ارتباطي كه با حكومت و سياست از طريق ياران نزديكشان برقرار مي‌كرد، از جريان‌هاي روز آگاه شود.
ايشان با اين‌كه در حكومت دخالت نمي‌كرد و آن را غاصب مي‌ناميد، هرگز خود را از جريان‌هاي سياسي روز جدا نمي‌دانست. نمونه بارز نحوه ارتباط حضرت با سياست‌هاي روز و آگاهي به اتفاق‌هاي حكومتي، حضور علي‌بن‌يقطين، يكي از ياران خاص ايشان در درباره ‌هارون‌الرشيد و به دستور ايشان بود.
امام موسي بن ‌جعفر (‌ع) براي ‌سامان دادن به مبارزات ‌سياسي و حمايت از نيروهاي شيعي برنامه‌اي تدارك ديد كه بر اساس آن نيروهاي فعال ‌و مطمئن در مسئوليت‌هاي كليدي حكومت قرار مي‌گرفتند كه يكي از اعضاي فعال آن، علي ‌‌بن‌‌ يقطين بود.
علي‌بن‌يقطين بارها از امام‌(ع) خواست اجازه دهد از مسووليت‌هاي‌ خويش در حكومت‌ بني‌عباس كنار رود، ولي امام‌(ع) بدان رضايت نداد و به او مي‌فرمود: «شايد خداوند به وسيله تو شكسته احوالي‌ها را جبران و آتش‌ فتنه مخالفان را از دوستان خويش دفع كند.»
و در جاي ديگر فرموده است: «خداوند اوليايي ميان ستمگران دارد كه به وسيله‌ آنان از بندگان نيك خود حمايت مي‌كند و تو از اولياي خدايي.» بنا به دستور امام كاظم(‌ع) ‌علي‌بن‌يقطين اموري را به عهده داشت از جمله:

1. خبررساني از دربار به امام‌ (ع):
چنانچه مرحوم مجلسي مي‌نويسد: «زماني كه قيام‌ شهيد حسين فخ سركوب شد، سرهاي آنان همراه عده‌اي اسير براي موسي فرزند مهدي‌ از خلفاي بني‌عباس فرستاده شد. او دستور داد كه اسرا كشته شوند و از ديگر علويين سخن به ميان آورد تا اين‌كه به نام امام موسي بن‌جعفر(‌ع) رسيد. با خشم‌ زياد اظهار كرد كه حسين به دستور او قيام كرده زيرا او وصي اين خاندان ‌است. خدا مرا بكشد اگر او را زنده نگه دارم.
در اين زمان بود كه علي‌بن‌يقطين‌ جريان را به صورت مكتوب به حضور امام تقديم داشت و آن حضرت را از اين تصميم باخبر كرد. امام‌(ع)‌عده‌اي از شيعيان و اهل‌بيت ‌خود را احضار كردند و در اين باره ‌با آنان به گفتگو پرداختند. آنان پيشنهاد كردند كه حضرت خود را براي مدتي‌ مخفي كند كه حضرت به آنها بشارت مرگ موسي، خليفه عباسي را داد.»
2. حمايت مالي از شيعيان:
براي نمونه، مرحوم كشي در رجال خود مي‌نويسد: «علي‌بن‌يقطين ‌نامه‌ها و اموال فراواني را توسط 2 نفر از معتمدين خويش براي امام ارسال داشت‌. قرار ملاقات در بيرون مدينه در محلي به نام بطن الرمه‌ بود. امام شخصا طبق‌ قرار در آن مكان حضور يافت و اموال را از آنان تحويل گرفت.»
اين ماجرا علاوه بر اين‌كه بيانگر رابطه علي‌بن‌يقطين و پشتيباني‌ مالي از امام‌(ع) است حكايت از تدبير سياسي عميق و تشكيلات سازمان يافته بين‌ امام‌(ع) و علي‌بن‌يقطين نيز دارد. همچنين علي‌بن‌يقطين براي كمك مالي به شيعيان و حمايت از آنان‌ هر ساله عده‌اي را از طرف خود به حج مي‌فرستاد و به اين بهانه، پول‌هاي زيادي به‌آنها مي‌پرداخت.
حضرت امام موسي كاظم‌(ع) در عين اين‌كه تقيه را به معناي كامل آن در نظر داشت، هرگز از حق مسلم شيعيان كه امامت امام معصوم به نوعي اصلي‌ترين اين حقوق است، كوتاه نيامد. از اين احقاق حق و تلاش در مسير به دست آوردن آن مي‌توان به عنوان ويژگي بارز دوران امامت حضرت ياد كرد.
از ديگر سو، محبوس كردن امام موسي كاظم‌(ع) موجب نشد معارف و انديشه‌هاي ايشان حبس شود، زيرا براي هدايت جامعه تنها حضور ظاهري شرط نيست، بلكه حضرت در دوران امامت خود با پرورش شاگردان و حضور در مناظره‌ها و مباحثه‌هاي علمي، به مبارزه با تفكرات ماديگرايانه و نظرهاي ملحدانه پرداخت.
در مجموع، وقتي زندگي امام هفتم(‌ع) را مورد بررسي و دقت قرار مي‌دهيم، بخوبي در مي‌يابيم كه خلفاي عباسي (مهدي، هادي و‌ هارون) كه معاصر آن حضرت بودند، بشدت از حركت‌هاي سياسي امام در اضطراب به سر مي‌بردند. بعضي شواهد تاريخي از جمله حمايت ضمني امام‌(ع) از قيام شهيد حسين فخ نشان مي‌دهد كه نگراني عباسيان چندان هم بي‌ربط نبوده است.
پس از اين واقعه است كه مشاهده مي‌كنيم ‌هادي عباسي آن حضرت را تهديد به مرگ مي‌كند. از كتاب‌هاي تاريخي مي‌توان دريافت كه اين حركت‌هاي امام‌(ع) براي خلفاي عباسي چنان نگران كننده بود كه آنان حضرت را بارها براي توضيح به قصر دارالعماره فرا خواندند؛ البته اين تنها گوشه‌اي از مواردي است كه مورخان موفق به ثبت آن شده‌اند.
به يقين، احضارها و بازجويي‌ها بيش از اين بوده است حتي نوشته‌اند كه در يكي از موارد وقتي فعاليت‌هاي سياسي امام براي مهدي عباسي غيرقابل تحمل مي‌شود، به حميد بن قحبطه دستور مي‌دهد فردا امام‌(ع) را به قتل برساند، اما خود وي شب در عالم خواب، با تهديد امام علي(‌ع) مواجه مي‌شود و از ترس، دستور خود را پس مي‌گيرد.
در زمان ‌هارون‌الرشيد هم كنترل و تعقيب امام‌(ع) در ابعاد مختلف به اوج مي‌رسد. وقتي ‌هارون از تمايل توده مردم به امام‌(ع) باخبر مي‌شود و اين‌كه آنها وجوه شرعيه و ماليات اسلامي را مخفيانه به آن حضرت ارسال مي‌دارند، احساس خطر كرده و آن حضرت را به دارالعماره احضار مي‌نمايد و در اين مورد، امام را بازخواست مي‌كند و مي‌گويد: «اين تو هستي كه مردم در پشت پرده با تو ميثاق مي‌بندند و حاكميت تو را مي‌پذيرند؟!»
حضرت شجاعانه در برابر ‌هارون مي‌ايستد و در پاسخ مي‌فرمايد: «تو فقط در ظاهر به جسم مردم حكومت مي‌كني، ولي من در اعماق جان و دل آنان جاي دارم.»
پر واضح است كه عمده مخالفت‌هاي بني‌عباس با امام كاظم‌(ع) از انديشه‌هاي ايشان براي تحقق حكومت اسلامي و نيز از فعاليت‌هاي سياسي فراگير و گسترده امام(‌ع) بر ضد خلفاي جور حكايت دارد؛ موضوعي كه تحمل عباسيان را به سر آورده و احساس خطر جدي آنان را موجب شده بود، پس بنا به منطق هميشگي خويش، به زندان و تبعيد امام‌(ع) روي آوردند.
آن حضرت مدتي در زندان مهدي عباسي بود. بعد اندكي در عصر خلافت ‌هادي و بيشتر هم در زمان ‌هارون‌الرشيد زنداني شد. مدت زنداني شدن آن بزرگوار را ‌4 سال، ‌7 سال، 10 سال و تا 14 سال هم نوشته‌اند.
در مورد فعاليت‌هاي سياسي امام‌(ع) و مخالفت او با حكومت عباسيان، چه دليلي را محكم‌تر از زندان‌هاي پي در پي و در نهايت شهادت ايشان مي‌توان ذكر كرد؟ ايشان همواره در خط مقدم مبارزه و پيكار با جبهه كفر، شرك و نفاق به سركردگي خاندان عباسي قرار داشت.
آنان براي موجوديت و حاكميت غير مشروع خود از ناحيه امام‌(ع)، احساس خطر جدي مي‌كردند و همين موضوع كافي بود كه چنين برخورد خصمانه و ناجوانمردانه‌اي را در حق آن حضرت روا دارند.
به نظر مي‌رسد امام كاظم(‌ع) اگر چه در واقع و در مقام ثبوت از جانب خداوند براي امامت و رهبري امت برگزيده شده بود، ولي در مقام اثبات و اجرا، در تلاش بود تا مردم را به رشد و آگاهي لازم برساند و آنها با علم و آگاهي و با علاقه، شعور و اختيار كامل خويش، آن حضرت را به امامت و رهبري خويش انتخاب كنند و به حاكميت او تن دهند. اين همان سيره عملي پيامبرص و حضرت علي‌(ع) بود.
پيش از اسلام، حكومت‌هاي پادشاهي و سلطنتي، هيچ ارزش و اهميتي به آراي مردم نمي‌داد و اين اسلام و پيامبر(ص) بود كه مشورت با مردم و بيعت و رضايت آنها را به رسميت شناخت. در ماجراي غدير وقتي پيامبر(ص)، امام علي(‌ع) را به جانشيني خويش برگزيد، بلافاصله راي و بيعت مردم را خواستار شد و مردم با اختيار كامل به جانشيني آن حضرت رضايت دادند.
امام كاظم‌(ع) نيز بيشتر به دنبال آن بود كه مقبوليت و گرايش مردمي در سايه رشد و آگاهي آنان عينيت يابد، اگرچه بنا به دلايل و موانع مختلف در اين راه موفق نشد، ولي همانند پدران و جد بزرگوارش بخوبي مي‌دانست كه مقبوليت مردمي، شرط اثبات امامت و رهبري است و اگر اين شرط تحقق يابد، در مرحله اجرا و مديريت مشكلي نخواهد بود.
امام موسی بن جعفر(ص) امام هفتم شیعیان به دلیل صبر و بردباری ملقب به کاظم به قول مشهور در سال128 در نزدیکی مدینه متولد شد و شهادت ایشان در زندان هارون عباسی در 25 رجب سال 183 نوشته شده است .  مورخان و محدثان درباره عبادت ، زهد و تقوا و علم امام سخنهای بسیار گفته اند و علاوه بر آن سخاوت مام زبانزد خاص و عام بود .
1- امامت امام موسی کاظم(ع)   
ابهت و عظمت امام صادق بین مردم باعث شده بود دستگاه خلافت حساسیت خاصی نسبت به ایشان داشته باشد . امام مجبور بود برای ناشناخته ماندن امام پس از خود و دوری از گزند حکومت در این حا نیز بر اساس اصل تقیه عمل کند . این عوامل و عوامل متعدد دیگر باعث انشعابات میان شیعیان شد برخی به اسماعیل پسر بزرگ امام صادق علاقه یافتند و در حالیکه او قبل از امام از دنیا رفت امام نیز اصرار داشت که شیعیان از مرگ او مطلع شوند و شبهه ای پیش نیاید . اما به هر حال بعد از شهادت امام صادق (ع) شش گروه در شیعه به وجود آمد که از این قرار است نخست کسانی که به مهدویت و غیبت خود امام صادق اعتقاد داشتند . دوم اسماعیله که هنوز او را زنده می دانستند . سوم برخی که به امامت محمد فرزند اسماعیل معتقد شدند چهارم دسته ای دیگر به امامت محمد بن جعفر معتقد شدند و گروهی دیگر امامت پسر دیگرامام صادق معروف به عبد الله افطح را قبول داشتند . و سرانجام کسانی که به امامت موسی بن جعفر معتقد شدند که عمدتا از بزرگان و فقهای شیعه بودند و جریان اصلی شیعه شناخته شدند .
2- روش سیاسی امام کاظم
حکام عباسی پس از استقرار و تثبیت حکومت برخورد های شدیدی را به علویان آغاز کردند که از زمان امام صادق (ع) شروع شد و تاز مان امام رضا (ع) ادامه داشت و پس ازآن اندکی فروکش پس از مامون دوباره شدت یافت . از انجا که بزرگ ترین رقیب عباسیان برای حکومت علویان بودند طبیعی بود که بشدت تحت نظر باشند امام از بین خلفای معاصر خود منصور ف مهدی ، هادی و هارون عباسی بیشترین برخورد را با هاورن داشت . اما بارها بازداشت و  روانه زندان شد از جمله یک بار به دستور مهدی عباسی بازداشت شد و پس از خوابی که خلیفه درآن امام علی(ع) را دید آزاد شد . از جمله حوادث مهم زمان امام قیام شخصی از علویان بنام حسین بن علی معروف یه شهید فخ است که در زمان هادی عباسی قیام کرد و به شهادت رسید . امام قیام اورا تایید نکرد و در آن شرکت ننمود و شکست او را پیش بینی کرد . برخورد های امام با هارون در ابتدای خلافتش چندان تحت گیرانه نبود، اما بعدها به سخت گیری های هارون اضافه شد اما آن بزرگوار دو بار به دستور هارون زندانی شد و بار آخر که چهار سال طول کشید و در سال 183 پایان یافت منجر به شهادت آن جناب شد. مسیر حرکت امامان شیعه فرهنگی بود و رابطه با شیعیان یک رابطه علمی و امامتی بود که چهره سیاسی نداشت اما همین مقدار هم نمی توانست مورد قبول حکومت باشد، زیرا آن را زمینه ساز حرکت سیاسی می دانستند . یکی از موارد اختلاف ، تاکید علویان به انتساب به رسول خدا (ص)بود و برای آن آیه 80 سوره انعام که حضرت عیسی را که از مادر به حضرت ابراهیم می رسید فرزند ابراهیم می خواند دلیل می آورند گر چه شیعه برای امامت  به وراثت نظر ندارد بلکه نصوص وارده از سوی امام سابق برای امام بعدی دلیل امامت شمرده می شود عباسیان بر اساس وراثت خود را پسر عموی پیامبر می دانستند و می گفتند چون ایشان فرزندی نداشته پس ما وارث او هستیم . در حالیکه همین دلیل هم برای علویان وجود داشت . شیعه امامیه امام خود را واجب الاطاعه می دانستند و علی رغم تقیه گاهی که این اعتقاد افشاء می شد از سوی حکومت به سختی برخورد می شد. امامان شیعه به رغم اینکه نظام حاکم را باطل می دانستند اما قیام بر ضد آن را در آن شرایط موفقیت آمیز نمی دانستند . به طور کلی باآگاهی حکومت از رابطه امام و ماموم بین شیعه احساس خطر کرد و امام را به شهادت رساند . برخی سعایت برخی علویان از روی حسادت را باعث دستگیری و شهادت امام دانسته و از برادر زاده های خود امام در این زمینه نام برده اند . بنا به نقل مشهورامام هفتم توسط زهر مسموم شده و به شهادت رسید .
چنانچه ذکر شده عمده مبارزه ائمه جنبه فرهنگی داشت و یکی از این راه ها مبارزه منفی و عدم همکاری با حکومت و تشویق شیعیان از دوری گزیدن از حکومت ظالم بود از جمله منع یکی از اصحاب از کرایه دان شترانش به حکومت نمونه ای از این موارد است . نمونه ی جالب دیگر در برخورد با حکومت برخورد با علی بن یقطین بود که امام از وی خواست در دستگاه خلافت به عنوان وزیر بماند و بکوشد تا شیعیان را از گرفتاری نجات دهد .
3- امام کاظم و مباحث کلامی و فکری
« معتزله » از جمله فرقه هایی بودند که در قرن نخست هجری پدیدار شدند . اساس فکری معتزله عقل گرایی بود به این معنی که سعی می شد مسائل دینی در سایه عقل توجیه شود اصل توجه به عقل برای شیعه امامیه پذیرفتنی بود اما افراط در این مسیر را روا نمی دانستند . در مقابل ، معتزله ، اهل حدیث قرار داشتند که گرفتاری بسیاری از احادیث جعلی بوده اند . در بین این دو جریان تشیع به رهبری امام قرار داشت که مکتب فکری آن چه با معتزله و یا اهل حدیث نمی توانست همراهی دانسته باشد . برای تشیع ملاک در مباحث مختلف از جمله صفات خدا ، قرآن بود و امام پیروان را به قرآن سفارش می نمود .
یکی از دلایل مهم بوجود امدن فرق مختلف در قرون اول و دوم هجری کنار گذاشتن نص الهی درباره امامت امام علی (ع) است. رهبری سیاسی جامعه وبه تبع آن رهبری مذهبی به دست کسانی افتاد که آگاهی چندانی به آن نداشتند به طور طبیعی بسیاری که پاسخ های آنان را نمی پذیرفتند به راه های دیگرمی رفتند و فرقه ای جدید به وجود می آمد . گروه هایی چون خوارج ، مرجعه ، جمهیه ، معتزله عملا با هم و با حکومت اموی دارای اختلاف عمیقی بودند . روند شکل گیری اهل حدیث که روند عمومی جامعه شد از این قرار بود که حکام اموی تلاش زیادی در جعل حدیث ( سخنان پیامبر ) داشتند و این کار به دلیل یک قرن عدم کتابت حدیث بسیار اسان بود . بزودی صد ها هزار حدیث گرد اوری شد و اهل حدیث به عنوان عامه مردم شناخته شدند دیگران به عنوان بدعت گذاردور خارج شدند . یکی از تلاش های امامان شیعه مبارزه فکری و فرهنگی با این روند بود .پاسخ به شبهاتی مانند اعتقاد به تشبیه و تجسم خداوند و رد وجود مکان و جایگاه برای حضرت باری تعالی از آن جمله است . اهل حدیث به دلیل عدم بکارگیری عقل از تفسیر واقعی آیات و احادیث عاجز بوده و به بی راهه می رفتند و« معتزله» به دلیل افراط در عقل گرایی ( با توجه به عقل ناقص انسان ) در دام انحراف گرفتار می شدند .خوارج مرتکب گناه کبیره را کافر می دانستند . معتزله آن را فاسق و غیر مومن می دانستند و مرجعه می گفتند شهادتین کافی است و عمل نقشی در ایمان ندارد . تشیع امامی می گفت ایمان دارای ابعاد معرفت قلبی اقرار زبانی و عمل و خارجی است . این سخن بر مبنای حدیثی از رسول خدا بود . امام کاظم علاوه بر فعالیت های شخصی در برابر انحرافات به شیعیان و اصحاب خود سفارش می کرد که با مخالفان وارد بحث شوند . تلاش های امامان هر یک در زمان خود باعث شد که پایه فکر تشیع شکل گرفته و روز به روز گسترش یابد .
امام کاظم و نفوذ در درون نظام حکومت
امام موسی بن جعفر(ع) جهت سامان دادن به مبارزات سیاسی و حمایت از نیروهای شیعی برنامه ای تدارک دید که بر اساس آن نیروهای فعال و مطمئن در مسوولیتهای کلیدی حکومت قرار می گرفتند که یکی از اعضای فعال آن علی بن یقطین بود. علی بن یقطین بارها از امام(ع) خواست که اجازه دهد از مسوولیتهای خویش در حکومت بنی عباس کنار رود لکن امام(ع) بدان رضایت نداد و او را با کلمات زیر دلگرم نمود که شاید خداوند به وسیله تو شکسته احوالی ها را جبران و آتش فتنه مخالفان را از دوستان خویش دفع کند.
و مرتبه دیگر بدو فرمود: خداوند اولیائی در میان ستمگران دارد که به وسیله آنان از بندگان نیک خود حمایت می کند و تو از اولیاء خدایی.
کار علی بن یقطین در چهار جهت متمرکز بود:
1 رساندن اطلاعات داخلی دربار به امام(ع)
مرحوم مجلسی می نویسد زمانی که قیام شهید حسین فخ سرکوب شد سرهای آنان به همراه عده ای اسیر برای موسی فرزند مهدی از خلفای بنی عباس فرستاده شد. او دستور داد که اسرا کشته شوند و از دیگرعلویین سخن به میان آورد تا اینکه به نام امام موسی بن جعفر(ع) رسید با خشم زیاد اظهار داشت که حسین به دستور او قیام کرده است زیرا او وصی این خاندان است. خدا مرا بکشد اگر او را زنده نگه دارم در این زمان بود که علی بن یقطین جریان را به صورت مکتوب به حضور امام تقدیم داشت و آن حضرت را از این تصمیم باخبر نمود. امام عده ای از شیعیان و اهل بیت خود را احضار نمودند و در این باره با آنان به گفتگو پرداختند. آنان پیشنهاد نمودند که حضرت خود را برای مدتی مخفی نماید که حضرت بدانان بشارت مرگ «موسی » خلیفه عباسی را داد.
2 پشتیبانی مالی از امام(ع)
مرحوم کشی در رجال خود می نویسد: علی بن یقطین نامه ها و اموال فراوانی را توسط دو نفر از معتمدین خویش برای امام ارسال داشت قرار ملاقات در بیرون مدینه در محلی به نام «بطن الرمه » بود. امام شخصا طبق قرار در آن مکان حضور یافت و اموال را از آنان تحویل گرفت. سپس نامه هایی ازآستین خود بیرون آورد و فرمود اینها جواب نامه های همراه شماست. آن دو نفر ازآن حضرت خواستند که زاد و توشه راه آنان اندک است نیازمند زاد راه بیشتری هستند. حضرت نگاهی به توشه آنان نمود و فرمود: شما را کافی است برگردید.
من نماز صبح را در مسجد النبی(ص) با مردم خوانده ام برای نماز ظهر باید خود رابدانجا برسانم. این داستان علاوه بر اینکه بیانگر رابطه علی بن یقطین و پشتیبانی مالی از امام(ع) می باشد حکایت از تدبیر سیاسی عمیق و تشکیلات سازمان یافته بین امام و علی بن یقطین نیز دارد.
3 کمک مالی به شیعیان
علی بن یقطین جهت کمک مالی به شیعیان و حمایت از آنان هر ساله عده ای را از طرف خود به حج می فرستاد و به این بهانه، پولهای زیادی به آنها می پرداخت. مرحوم قمی از قول یونس می نویسد که در یکی از سالها برای علی بن یقطین 150 حج گزار برشمردند و در مواردی که شیعیان می بایست مالیات بپردازندبه ظاهر از آنها می گرفت ولی در پنهان به آنان مسترد می داشت.
امام و حمایت از قیام شهید فخ
جلوه دیگر مبارزان امام موسی بن جفعر(ع) راحمایت از قیام شهید فخ تشکیل می دهد. او حسین بن علی بن حسن المثنی بن الحسن المجتبی(ع) است و نام مادرش زینب دختر عبدالله محض است و از آنجا که در سرزمین فخ واقع در یک فرسخی مکه به شهادت رسید معروف به شهید «فخ » گشت.
روایات بسیاری در فضیلت این بزرگمرد نقل شده است از آن جمله اینکه پیامبر(ص)به هنگام عبور از سرزمین فخ فرمود: جبرئیل بر من نازل شد و گفت ای محمد مردی از خاندان تو در این سرزمین شهید خواهد گشت و شهید با او ثواب دو شهید راخواهد برد.
و از امام صادق(ع) نیز نقل شده است که به هنگام رسیدن به سرزمین فخ نمازگزاردند و در پاسخ به سؤال راوی که آیا این جزء اعمال حج است فرمود:
نه ولیکن در این سرزمین مردی از خاندان من به همراه عده ای شهید خواهد شد که ارواح ایشان بر اجساد آنان به سوی بهشت پیشی خواهد گرفت.
این بزرگوار که از ستم و فشار روحی توسط فرماندار مدینه برای علویین به ستوه آمد و دست به قیام مسلحانه زد و این جریان در زمانی بود که خلیفه ستمگربنی عباس به نام «هادی » حکومت می کرد. قرار شد شبانگاهان قبل از اذان صبح حرکت آغاز شود. حسین که رهبری قیام را عهده دار بود به خدمت امام موسی(ع) رسید. حضرت توصیه هایی به این شرح برایش بیان نمود: انک مقتول فاجد الضراب فان القوم فساق یظهرون ایمانا و یضمرون نفاقا و شکا فانالله و انا الیه راجعون: تو شهید خواهی شد ضربه ها را نیکو بزن و نهایت تلاش خود را بنما، این مردم فاسق هستند به ظاهرایمان دارند و در باطن خود نفاق و شک را پنهان می دارند همه ما مملوک خداییم وبه سوی او بازمی گردیم. آنچه تایید و حمایت امام را از این نهضت بیشتر بیان می دارد جملاتی است که حضرت بعد از شهادت حسین رهبر قیام فخ بیان داشته است فرمود: به خدا قسم که حسین در حالی از دنیا رفت که مسلمان و نیکوکار و روزه دارو امرکننده به معروف و ناهی از منکر بود در خاندانش همانند نداشت.
هادی خلیفه عباسی پس از قیام حسین گفت: والله ما خرج حسین الا عن امره و لااتبع الا محبته لانه صاحب الوصیه فی اهل هذا البیت قتلنی الله ان ابقیت علیه:
به خدا سوگند که حسین به دستور موسی بن جعفر قیام نمود و دنبال نکرد مگر آنچه را که او دوست داشت زیرا او وصی این خاندان است خدا مرا بکشد اگر او را زنده نگه دارم. و بالاخره پنجمین جلوه مبارزاتی حضرت امام موسی بن جعفر را می توان درزندانهای طولانی آن بزرگوار دید که خود نشانه جاودانه از فرهنگ مبارزاتی آن امام همام می باشد و همواره شکوه و عظمت مرزبانان حماسه جاوید را فرا راه حق جویان قرار می دهد و لازم است که در نوشتاری مستقل مورد بحث قرار گیرد. دراینجا جملاتی از زیارتنامه حضرت را یادآور می شویم که می فرماید:
السلام علی المعذب فی قعر السجون و ظلم المطامیر ذی الساق المرضوض: سلام و درودالهی بر موسی بن جعفر آنکه گرفتار شکنجه زندانهای تاریک بود و با پاهایی مجروح از این جهان رخت بربست.

——————————————————————————-
مآخذ:
– حيات فكري و سياسي امامان شيعه‌
– انديشه حكومت ديني، ج 1
– سيري در سيره ائمه‌ع‌
– ماهنامه كوثر، ش 15
– قدس، ش 5232

منبع:
jamejamonline.ir
زندگی سیاسی امام کاظم
به مناسبت شهادت هشتمین خورشید ولایت، امام كاظم (ع)
نگاهی کوتاه به زندگی آن بزرگوار
حوزه/گرد آوری: گروه دین و اندیشه سایت تبیان زنجان
http://www.tebyan-zn.ir/Religion_Thoughts.html

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *