مدیریت شهری

بررسی اصول برنامه ریزی شهرهای دوستدار کودک

نویسندگان: نادیا اکبریان – مریم فدایی قطبی

چکیده:
محیط پیرامون در خصوص اینکه چطور رفتار کنیم و چه چیزهایی را بیشتر مشاهده کنیم، پیامهایی را به افراد می دهد. برنامه ریزان و تصمیم گیران نقش مهمی را در شکل گیری این پیامها دارند و در تعیین اینکه دیدگاه افراد چطور باشد و چگونه روابط متقابل با محیط برقرار کنند یاری می رسانند. در نتیجه محیط زندگی و پیام¬های وابسته به آن می تواند تأثیرات مهمی در سلامتی فیزیکی، ذهنی و اجتماعی همه ساکنین داشته باشد. همچنین با توجه به اینکه کودکان دائماً در حال فراگیری از محیط پیرامون خود هستند، بنابراین محیط زندگی آن¬ها تأثیرات عمیقی در همه ابعاد زندگی آن¬ها خواهد گذاشت. این موضوع مسئولیت مهمی را نسبت به طراحی و برنامه¬ریزی محیط¬های دوستدار کودک بر عهده برنامه¬ریزان می¬گذارد. چهار آیتم حیاتی و ضروری برای خلق و حفاظت اجتماعات دوستدار کودک عبارتند از: امنیت، فضاهای سبز، دسترسی و مشارکت. از منافع اجتماعات دوستدار کودک می¬توان به ارتقاء زندگی سالم¬تر و ارتقاء کیفیت روابط اجتماعی متقابل با فضاهای طبیعی پایدارتر اشاره کرد. یکی از برنامه¬های یونیسف در خصوص خلق شهرهای دوستدار کودک، ارتقاء طرح¬های اجتماعات دوستدار کودک با استفاده از تصمیم¬گیری و مداخله کودکان می¬باشد. هدف از تهیه این مقاله ارائه اصولی در خصوص ایجاد شهر دوستدار کودک است که با استفاده از روش توصیفی- تحلیلی انجام گرفته است. در این پژوهش اطلاعات موردنظر با رجوع به اسناد و مدارک جمع¬آوری گردید و سپس بر اساس آن¬ها نتیجه¬گیری صورت گرفت.

واژگان کلیدی: کودکان، اجتماعات سالم، شهر دوستدار کودک، مشارکت و یکپارچگی.

1- مقدمه:
طبق تعاریف سازمان بهداشت جهانی  ” سلامتی به چگونگی و حالت تندرستی کامل فیزیکی، روحی و اجتماعی گفته می¬شود نه فقط فقدان ضعف و ناتوانی و بیماری”[ World Healthy Organization, 2007].  در هنگام برنامه¬ریزی محیط¬های زندگی لازم است همه ابعاد و سطوح این تعریف در نظر گرفته شود. تاکنون محققان در حال بررسی عمیق در خصوص ابعاد وسیع این تعریف و پی بردن به روش-های مدیریت و طراحی اجتماعات و تأثیرات عمیق آن بر افراد  هستند. همچنین مدیریت و طراحی اجتماعات، تأثیرات عمیقی بر پایداری اجتماعات از لحاظ محیطی، اجتماعی و اقتصادی دارد. محیط اطراف به طور مستقیم بر روش¬های برقراری ارتباط متقابل کودکان با دنیای اطراف اثر دارد و در نتیجه بر سلامتی اجتماعی، فیزیکی و روحی کودکان تأثیر می-گذارد. به همین دلیل اخیراً تمرکز بر اجتماعات دوستدار کودک افزایش یافته است. در برنامه¬ریزی محیط¬های شهری  به دو طریق به کودکان بی¬اعتنایی شده است:
برنامه¬ریزی برای کودکان: اگرچه آن¬ها دیدگاه و نحوه برقراری ارتباطشان با دنیای اطراف متفاوت از بزرگترهاست اما در طراحی محیط¬ها کمتر در نظر گرفته می¬شوند. برنامه¬ریزی با کودکان: همچنین به آن¬ها فرصتی برای مشارکت در تصمیم¬گیری داده نمی¬شود[Bartlett, 2005]. بی¬توجهی به موضوعات فوق به کاهش سطوح فعالیت¬های فیزیکی و کاهش علاقه و تمایل کودکان به مشغولیت¬های اجتماعی منجر می¬گردد. در نظر گرفتن کودکان در برنامه¬ریزی و تصمیم¬گیری به ارتقاء فعالیت¬های فیزیکی و همچنین ارتقاء سلامتی اجتماعی و روحی کودکان کمک می¬کند. بنابراین کودکان احساس تعلق بیشتری با حضور بیشتر در فضاها می¬کنند. آن¬ها ایده¬های ارزشمندی را در خصوص اینکه چگونه فضاها را قابل استفاده¬تر برای آن¬ها برنامه¬ریزی کنیم، ارائه می¬دهند. هم¬اکنون محققان در حال بررسی در خصوص اینکه چگونه کودکان را در فرآیندهای تصمیم¬گیری درگیر کنیم، می¬باشند. نوآوری¬های سازمان ملل مانند شهرهای دوستدار کودک  [UNISEF,2007] و پروژه رشدیافتن در شهرها [UNESCO, 2007]، شراکت آن¬ها را در تصمیم¬گیری و تصمیم¬سازی افزایش می¬دهد.  شهرهای دوستدار کودک، آن¬ها را از طریق رعایت حقوقی از جمله: ارائه پیشنهادات، شرکت در اجتماعات، دریافت خدمات اساسی، محافظت در برابر خشونت، امنیت، بازی، داشتن فضاهای سبز، زندگی در محیط غیر آلوده و تساوی آن¬ها حمایت می-کند[UNISEF,2007]. بعلاوه برنامه¬ شهر دوستدار کودک ساختاری را برای شکل¬گیری یک فرآیند فراهم می¬آورد و پیشنهاداتی را مانند افزایش شراکت کودکان، استفاده از نظرات کودکان و تطبیق دادن آن¬ها با حقوق کودکان ارائه می¬دهد[UNISEF,2004]. این مقاله بررسی می¬کند که چگونه برنامه¬ریزی در محیط¬های شهری، کودکان را به دو طریق مورد توجه قرار دهد: برنامه¬ریزی برای کودکان، برنامه¬ریزی با کودکان. در هنگام برنامه¬ریزی برای کودکان حداقل 4 فاکتور اصلی باید در نظر گرفته شود: امنیت، فضای¬سبز، دسترسی و مشارکت. توجه برنامه¬ریزان در برخورد با این فاکتورها ثابت می¬کند که آیتم¬های ذکرشده، دارای پتانسیل¬هایی هستند که تأثیرات عمیقی بر کودکان و به ویژه سلامتی آن¬ها می¬گذارد. این فاکتورها اهداف اصلی شهر دوستدار کودک را در بر می¬گیرند. سپس به مبحث برنامه¬ریزی با کودکان پرداخته می¬¬شود. درگیر کردن کودکان در برنامه¬ریزی یک روش مناسب برای ارتقاء شراکت آن-ها است. گوش فرا دادن به پیشنهادات آن¬ها و عمل در راستای دیدگاه¬های آن¬ها فرآیند ساده¬ای نیست. اما از آنجائیکه کودکان بخش مهمی از جمعیت فعلی و همچنین جمعیت آینده ما هستند سلامتی و روابط آن¬ها با جامعه باید در طراحی و مدیریت اجتماعات به عنوان یک اصل در نظر گرفته شود.
2- مواد و روش¬ها:
1-2- روش توصیفی- تحلیلی با ابزار گردآوری داده¬ها:
بر این اساس روش تحقیق پژوهش حاضر توصیفی- تحلیلی اسنادی است که با رجوع به اسناد و مدارک مرتبط و بنیان نظری صاحبنظران سعی دارد تا بتواند به برخی معیارها و پارامترهای شهر دوستدار کودک اشاره کند. ابزار گردآوری داده¬ها شامل: مطالعات کتابخانه¬ای، اسناد و مدارک موجود، کتب و سایت¬های مرتبط بوده است.
3- مبانی نظری:
1-3- شهر دوستدار کودک:
مفهوم “شهر دوستدار کودک” به طور کل به این معنی است که دولتمردان چگونه این شهرها را بر اساس علایق بچه¬ها اداره می¬کنند و نیز به شهرهایی گفته می¬شودکه در آن حقوق اساسی بچه¬ها مثل سلامت، حمل¬و¬نقل، حمایت، آموزش و فرهنگ رعایت می¬شود. بر این اساس بچه¬ها به عنوان شهروندانی تعریف شده¬اند که حقوقی دارند و حق دارند نظراتشان را ابراز کنند. یک شهر دوستدار کودک تنها یک شهر خوب برای بچه¬ها نیست، بلکه شهری است که به وسیله کودکان ساخته می¬شود[ کیانی و همکاران، 1391]. در شهر دوستدار کودک، نحوه مدیریت و حکم¬رانی خوب مستلزم تخصیص فرصت به کودکان برای تصمیم¬گیری است. اساساً شهر دوستدار کودک به دنبال ضمانت بر تمامی حقوق این شهروندان جوان به شرح زیر است:
•    تأثیر تصمیمات در مورد شهرشان
•    مشارکت در خانواده، جامعه و زندگی اجتماعی
•    دسترسی به خدمات اساسی( مانند سلامتی، آموزش و سرپناه، نوشیدن آب سالم و سایر خدمات مرتبط)
•    محافظت در برابر خشونت و جنایت
•    با امنیت در خیابان قدم زدن
•    ملاقات با دوستان و بازی کردن
•    زندگی در محیط مناسب و خلوت
•    به رسمیت شناختن کودکان به عنوان یک شهروند مساوی، از طریق دسترسی داشتن به همه خدمات بدون توجه به نژاد، مذهب و ناتوانی¬ها[Riggio, 2002].
2-3- برنامه¬ریزی برای کودکان :
هنگام تحقیق در خصوص اینکه چگونه جوامع سالم دوستدار کودک خلق کنیم چهار موضوع اصلی اهمیت پیدا می¬کند: امنیت، فضای¬سبز، دسترسی و مشارکت که اهداف دوستدار کودک را در بر می¬گیرند و با توجه به موارد مطروحه در کنوانسیون حقوق کودک [UNHCR,1989]، نیز قسمتی از آن را در بر می-گیرند.
امنیت:
یکی از الزامات اصلی شهر دوستدار کودک تمرکز بر موضوع امنیت( ایمنی و سلامتی) است. یک جامعه ایمن احساس امنیت را تقویت کرده و سپس سلامتی ذهنی و اجتماعی افراد را ارتقاء می¬دهد[UNISEF, 2007]. بعلاوه با ارتقاء احساس امنیت افراد، اشتیاق آن¬ها برای شرکت در فعالیت¬های خارج از محیط خانه افزایش می¬یابد و در نتیجه منجر به ارتقاء سلامتی فیزیکی آن¬ها می¬گردد. با احترام گذاشتن به کودکان و رعایت حقوق آن¬ها، احساس امنیت در ذهن اغلب والدین شکل می¬گیرد. نگرانی در خصوص موضوعاتی چون ترافیک، جرم وجنایت،حضور افراد غریبه و بزهکار و … باعث ترس والدین از حضور کودکانشان در اجتماعات می¬گردد و در نتیجه کاهش فعالیت¬ها و تحرکات آن¬ها را به دنبال دارد[Blakely, 1994;Spencer and Woolley,2000]. مکان¬های اندکی وجود دارند که والدین بدون نظارت خود، اطمینان¬خاطر از امنیت کودکانشان داشته باشند[Veitch et al, 2006; Blakely, 1994]. بنابراین ویژگی¬های فیزیکی و اجتماعی محله بر ارزیابی والدین تأثیرگذار است. طبق مطالعات، فاکتورهایی که بر آزادی کودکان تأثیرگذار است شامل سن، جنس، وجود محوطه¬های باز محصور ، پارک¬های مجاور، قدمت محله و کیفیت شبکه ارتباطی بین همسایگان و… می¬باشد[Prezza et al,2001]. همچنین ثابت شده است والدین کودکانی که در مناطق درآمدی پایین¬تر زندگی می¬کنند نگرانی بیشتری نسبت به امنیت محله¬شان دارند[Veitch et al, 2006]. هدف اصلی در برنامه¬ریزی برای افزایش امنیت، تلاش در جهت کاهش فعالیت¬های بزهکاران است. این موضوع به طرق مختلفی می¬تواند اتفاق بیفتد. برای مثال، ایجاد مکان¬هایی با نور مناسب و ارتقاء بصری می¬تواند در کاهش یا به حداقل رساندن فعالیت¬های بزهکاران تأثیر بسزایی داشته باشد. گزارشات فراوان رسانه¬ها در خصوص جرم و جنایت می-تواند باعث نگرانی مفرط والدین شود[Blakely, 1994]. اجتماعات باید در جهت ارتقاء امکانات و تسهیلات پیاده-روی و محیط¬های سالم¬تر و زنده¬تر گام بردارند و به کاهش ازدحام ترافیک  کمک کنند. در حال حاضر بسیاری از اجتماعات با ایجاد تسهیلات برای وسایل نقلیه، نگرانی خود را نسبت به سواره¬ها بیشتر نشان می-دهند تا عابرین پیاده. طبق نتایج محیط فیزیکی و فعالیت فیزیکی دو فاکتوری هستند که ارتباط انکارناپذیری با یکدیگر دارند[Krahnstoever et al, 2006]. در حقیقت،  سطح پیاده¬مداری اجتماعات و دسترسی به پارک¬ها، همبستگی مستقیم با فعالیت¬های فیزیکی و همبستگی معکوس با میزان چاقی افراد دارد
[ Newberger and Butcher, 2005; Saelens et al, 2003; Frank et al, 2004]. برنامه¬ریزان باید فضاهای شهری خلق کنند که مردم، احساس مثبت نسبت به آن¬ها و والدین، اطمینان¬خاطر از ایمنی کافی محیط جهت دادن فرصت-های کاوش و جست و جو به کودکانشان داشته باشند. اجتماعات ایمن¬تر تحرکات جسمی افراد را تقویت کرده و سلامتی اجتماعی و روحی  بالاتر را موجب می¬شود.
فضای¬سبز:
فضاهای سبز شهری منافع فراوانی در بر دارند. آن¬ها در ارتقاء سلامتی شهروندان نقش بسزایی دارند و به حفاظت از محیط طبیعی و پایداری آن کمک می¬کنند و در نتیجه پایداری درازمدت شهرها را باعث می¬شوند. طبیعت شهری فرم¬های متنوعی می¬تواند داشته باشد: پارک¬¬ها، کمربندهای سبز، باغ¬ها یا حتی ¬بام¬های سبز[Vanden Berg et al, 2007]. همچنین دسترسی به فضاهای سبز طبیعی یکی دیگر از الزامات شهر دوستدار کودک است[ UNESCO, 2007]. محققان ثابت کردند که کودکان بازی در مناطق طبیعی را ترجیح می¬دهند[ Freeman, 1995].
بعلاوه دسترسی به طبیعت حس مسئولیت¬پذیری کودکان را نسبت به محیط افزایش می¬دهد تا متقابلاً در جهت حفاظت و احترام به طبیعت گام بردارند [Bott et al, 2003]. این موضوع می¬تواند منجر به تغییراتی در دیدگاه عموم نسبت به تصمیمات کاربری زمین یابد و استفاده از فضاهای سبز را برای تفریح افزایش دهد[Balling and Falk, 1982]. فعالیت فیزیکی در کودکان همبستگی معنی¬داری با پارک¬های مجاور دارد. برای مثال دختران جوان که در مجاورت پارک¬ها زندگی می¬کنند اشتیاق بیشتری نسبت به انجام فعالیت¬های جسمی خارج از مدرسه دارند[Cohen et al, 2006]. مناطق طبیعی می¬توانند زمین¬های بازی را جهت ایجاد فرصت¬هایی برای کاوش، جست¬و¬جو و برقراری ارتباط متقابل کودکان با طبیعت به همراه داشته باشند. طبق مطالعات، خصوصیات متنوع مناظر و فضاهای بازی طبیعی، افراد را به تشویق انجام بازی¬های متنوع دعوت می¬کند[Fjortaft and Sageie, 2000]. ایجاد مناطق سبز برای تفریح بواسطه ایجاد فرصت¬هایی برای تحرک، می¬تواند تأثیراتی بر سلامتی فیزیکی افراد بگذارد. همچنین مناطق طبیعی اثرات روان¬شناسی و اجتماعی مثبتی برکودکان دارند و به آن¬ها کمک می¬کنند تا زمانی را به مهارت¬های اجتماعی خود به طور مستقل از بزرگترها اختصاص دهند و در نتیجه آزادی و تحرک آن¬ها  منجر به افزایش اجتماعی شدن آن¬ها می¬گردد[Prezza et al, 2001]. مطالعات نشان داده است که فضاهای سبز به قدرت و ارتباط متقابل کودکان با هم¬سن و سالانشان و در نتیجه افزایش حس اجتماع¬پذیری آن¬ها کمک می¬کند[Meyer, 2005]. اثرات مثبت مناطق طبیعی بر سلامتی روحی توسط محققان متعددی بررسی شده است. کاپلان (1995)  مقالات فراوانی در این خصوص نوشته است. ولز (2000) دریافت، کودکانی که با مناطق سبز تعامل بیشتری دارند شناخت و توجه آن¬ها به محیط بیشتر از دیگران است. همچنین محققان ثابت کردند که دسترسی به طبیعت چگونه می¬تواند اثر اختلالات کمبود توجه  را در فرد خنثی کند  و انضباط بنفس (تأدیب) را در جوانان شلوغ و بی¬نظم تقویت کند[Taylor et al, 2001]. متأسفانه بنظر می¬آید کودکان در حال از دست دادن این ارتباط با طبیعت هستند. ریچارد¬لوو “اختلالات مربوط به کمبود طبیعت” را و اینکه چگونه کودکان در حال از دست دادن این رابطه هستند و چطور باید به آن پرداخته شود را در کتابش مورد بررسی قرار داده است[Louv, 2005].
دسترسی  :یکی دیگر از چالش¬های اصلی محیط دوستدار کودک، دسترسی کودکان به اجتماعات و محیط¬های متعدد و متنوع است. عدم ایمنی کافی، مسئولیت در برابر آن استفاده از فضاها را برای این کاربران محدود می¬کند. اگرچه دستیابی به محیط¬ها و در نتیجه خدمات متنوع یکی از الزامات شهر دوستدار کودک است[UNISEF, 2007]، اما کاربرد اصلی آن برای سلامتی کودکان است. کودکان با دسترسی¬های فراوان به پارک¬ها و فضاهای بازی به فعالیت¬های فیزیکی بیشتری تشویق می¬شوند و فرصت¬هایی برای ایجاد ارتباطات اجتماعی، احترام و عزت بنفس برای آن¬ها ایجاد می¬شود. آن¬ها احتیاج به مکانی دارند تا فعالیت¬های فیزیکی انجام دهند و کاوش و جست و جو کنند[Malone and Tranter,2003]. بعلاوه بازی به کودکان درتقویت توانایی¬ها و استعدادهایشان در کنترل تمرینات، اعتماد و احترام بنفس کمک می¬کند[Chawla and Heft, 2002]. بنابراین برنامه¬ریزان لازم است فرصت¬هایی را برای انجام فعالیت-های فیزیکی و بازی ایمن کودکان در محیط¬های متعدد خلق کنند [Thompson et al, 2005]. زمین¬های بازی سنتی  با تجهیزات و وسایل ثابت و یکنواخت به ندرت نیاز کودکان به کاوش و جست و جو در محیط¬های متنوع را برآورده می¬کنند[Mathews and Limb, 1999].  کودکان به شدت از چهارچوب و ساختار زمین¬های بازی سنتی خسته می¬شوند. یک نمونه مناسب برای خلق زمین¬های بازی جدید، احداث ” زمین¬های بازی ماجراجویی ” است که به کودکان این فرصت را می¬دهد تا محیط خود را با استفاده از مواد و مصالح در دسترس بسازند[Noschis, 1992]. این زمین¬ها در کشورهای اروپایی متعددی ساخته شده است. Kavangah and Ware(1992)، روش¬های متفاوتی برای احداث فضاهای عمومی قابل دسترس¬تر برای کودکان در جهت رفع نیازهای خاص آن¬ها پیشنهاد می¬کنند. این پیشنهادات شامل ابعاد تجهیزات عمومی (عرض ورودی¬ها، ارتفاع نرده¬ها)، ارتقاء امنیت(استفاده از سطوح غیرلغزنده و …) و استفاده از نشانه¬های تصویری به جای نوشته¬ها می¬باشند. این عوامل باعث افزایش دسترسی¬پذیری کودکان به اجتماعاتشان می¬گردد. Spencer et al(2000(  مسائلی از قبیل کمبود دسترسی کودکان به فضاهای عمومی را مدنظر قرار داد و به کمبود پارک¬لندها و عدم رعایت تناسب مقیاس مکان-ها با کودکان اشاره کرد. مجاورت با فضاهای سبز در افزایش استفاده منظم کاربران اهمیت دارد[Thompson et al, 2005]. بنابراین دسترسی به طبیعت همبستگی مستقیم با تحرکات کودکان دارد[Mota et al, 2005]. اما با توجه به اینکه بین سطح اقشار اجتماعی افراد و دسترسی آن¬ها  به فضاهای سبز رابطه وجود دارد، در نتیجه دسترسی به خدمات، پارک¬ها، مغازه¬ها و … ممکن است با توجه به فاکتورهایی از قبیل وضعیت اجتماعی- اقتصادی محدود گردد[Pickett et al, 2001].
مشارکت :
در بسیاری از موارد کودکان و نوجوانان نسبت به اینکه چه می¬خواهند و چه نیازهایی دارند نسبت به یکدیگر آگاهی بیشتری دارند. آن¬ها ایده¬های ارزشمندی را برای همکاری و شراکت ارائه می¬کنند و در پروسه تصمیم-گیری روش¬هایی را در جهت کمک به ایجاد ارتباط با بزرگترها ارائه می¬کنند. اینکه کودکان با مشارکت و یکپارچگی در جهت کمک به جوامعشان و ارتقاء سلامتی روحی، اجتماعی و در نتیجه ارتقاء احساس قدرت و اعتماد بنفس برآیند بسیار ارزشمند است. یکی از مشکلات موجود در این زمینه دسترسی به کودکان است. در این راستا مدارس همواره نقش تعیین¬کننده¬ای در ایجاد زمینه¬های مناسب مشارکتی کودکان دارند[کامل¬نیا و همکاران، 1386]. برگزاری برنامه¬های توسعه¬ای و همکاری با مدارس، شراکت کودکان و توجه به نظرات آن¬ها که یکی از الزامات شهر دوستدار کودک است را تأمین می¬کند[UNISEF, 2007]. کودکان و نوجوانان تمایل به گردآمدن در مناطقی مانند پارک¬ها، مغازه¬ها، میدان¬ها و فضاهای حاشیه¬ای دارند[Matthews and Limb, 1999; Spencer and Woolley, 2000]. همچنین از آنجاییکه رفتارهای غیرقانونی جوانان باعث شکل¬گیری قالب منفی شخصیتی آن¬ها می¬گردد، بنابراین یک روش برای به مسئولیت گرفتن آنان و دخالت مثبت آن¬ها در جوامع، درگیر کردن آن¬ها در پروسه طراحی و تصمیم-گیری است. این موضوع به افزایش استفاده واقعی و مفید آن¬ها از فضاهایی مانند پارک¬ها¬ و فضاهای حاشیه¬ای کمک می¬کند. با مشارکت بیشتر کودکان در برنامه¬ریزی اجتماعاتشان می¬توان به ارتقاء بصری فضاهای بازی و خلق تجهیزات عمومی متناسب با مقیاس کودکان کمک کرد. بعلاوه مشارکت آگاهانه و علاقمندانه کودکان در خلق فضاها خلاقیت آن¬ها را در تمام ابعاد برمی¬انگیزد و خود به ایجاد محیط خلاقانه¬تری منجر می¬شود و امکان حضور بیشتر و بهره¬برداری بهینه آن¬ها را نیز به دنبال دارد[مظفر و همکاران، 1386]. بنابراین اجتماعات دوستدار کودک اجتماعاتی هستند که به وسیله شراکت و همکاری کودکان جامعه، سلامتی اجتماعی و ذهنی آن¬ها را تقویت کند و دیدگاه¬های آنان را مورد اهمیت قرار دهد. چنین جامعه¬ای به کودکان کمک می¬کند درباره ویژگی¬های فضاهای دلخواهشان صحبت کنند و به برنامه¬ریزان در جهت شناخت روش¬هایی برای قابل استفاده¬تر کردن فضاها برای کودکان یاری می¬رساند.
3-3- برنامه¬ریزی با کودکان :
هنگامی که مردم نسبت به محیط اطراف خود کنترل کافی دارند، سلامتی فیزیکی و ذهنی خود را تضمین می¬کنند[Myers and Specer, 2001]. در سال 1989، کنوانسیون حقوق کودک اصولی را شامل برابری، اولویت قرار دادن علاقه¬مندی¬های کودکان و احترام به دیدگاه آن¬ها و… ارائه نمود. بنابراین شواهدی دال بر اینکه کودکان حق اظهار نظر در تصمیم¬گیری¬های مؤثر در زندگیشان دارند، وجود دارد[UNHCHR,1989]. با وجود تأکید فراوان کنوانسیون حقوق کودک در خصوص دخالت کودکان در تصمیمات و برنامه¬ریزی¬ها در مکان¬ها، این موضوع به صورت ظاهری و سطحی مورد توجه قرار گرفته است. Driskell’s(2002( در کتابی با عنوان “خلق شهرهای بهتر با کودکان و نوجوانان” توصیه¬های عملی برای درگیر کردن کودکان را ارائه داد. برنامه¬های یونیسف  شامل شهر دوستدار کودک به وسیله ارتقاء کیفیت زندگی و در نظر گرفتن دیدگاه کودکان در تصمیم¬گیری، به ساخت اجتماعاتی که با علائق کودکان طراحی و اجرا شود کمک می¬کند[UNISEF, 2007]. هر کدام از شهرها در سطح جهان به نوعی اصول دوستدار کودک را بکار گرفته¬اند. تعدادی کشورهای اروپایی در خصوص ایجاد جوامع دوستدار کودک، برنامه¬ها و سیاست¬های مرتبط با آن مشهور هستند. شبکه اروپایی دوستدار کودک ، خلق سیاست¬های دوستدار کودک ونوجوان را ارتقاء می¬دهد و با فراهم آوردن منابع و اطلاعاتی از پروژه¬های دوستدار کودک حمایت می¬کند. در سوئیس فرآیندی در جهت ارائه مشوق¬ها و انگیزه-هایی برای شهرهایی که درگیر جنبش دوستدار کودک هستند شکل گرفته است. دخالت کودکان در تصمیم-سازی نه فقط احساس خودارزشی و سلامتی ذهنی- اجتماعی آن¬ها را ارتقاء می¬دهد، بلکه پتانسیلی است برای کمک به برنامه¬ریزان تا مناطق را در جهت منفعت و علاقه کودکان طراحی کنند. بنابراین مناطقی که با کودکان طراحی شده باشد محبوب¬تر و قابل¬استفاده¬تر برای کودکان است.
4- نتیجه¬گیری:
کودکان رابطه تنگاتنگی با محیط اطرافشان دارند. این بدان معناست که طراحی جوامع و برنامه¬ریزی کاربری زمین اثرات معنی¬داری بر سلامتی ذهنی، اجتماعی و فیزیکی افراد دارد. چهار آیتم اصلی شامل: ایمنی، فضای سبز، دسترسی و مشارکت برای خلق شهرهای دوستدار کودک باید در اولویت برنامه¬ریزان قرار بگیرند. منافع سلامتی شهرهای دوستدار کودک متعددند. با داشتن مکان¬های ایمن برای بازی و محلات دارای قابلیت پیاده-مداری، سلامتی جسمی آن¬ها تأمین می¬شود. بعلاوه شراکت کودکان در جوامع و دسترسی آن¬ها به امکانات سازگار موجب ارتقاء سلامتی ذهنی و اجتماعی بهمراه افزایش احساس اعتماد بنفس آن¬ها می¬شود. یک جامعه ایمن، سبز، قابل¬دسترس و یکپارچه ایده¬آل¬ترین برای کودکان است. اما محدودیت¬هایی در خصوص برنامه¬ریزی شهر دوستدار کودک وجود دارد. اولویت¬ها و نیازهای جوامع متنوع نمی¬توانند دقیقاً مورد شمارش قرار گیرند. بنابراین برای تسهیل شدن لازم است ایده¬های ارزشمند آن¬ها شناخته شده و در برنامه¬ریزی جوامع مورد استفاده قرار گیرد. برای شناخت کافی لازم است تعهداتی در خصوص شنیدن صدای آنان و عمل به آن به وجود آید. در حقیقت باید به تمامی اعضای جوان¬تر جامعه فرصت-هایی برای شنیده¬شدن داده شود. بنابراین پروژه بین-المللی شهر دوستدار کودک باید یک گام منطقی  برای جوامع بردارد و تعهد عمیقی را برای محیط و آموزش-های لازم در آن بعهده بگیرد. خلق شهر دوستدار کودک باید این تعهد(الزام) معنی¬دار را در جهت سلامتی آنان ثابت کند و شهروندان جوان¬تر باید مطمئن شوند که در پشت این فرآیند نادیده گرفته نمی¬شوند. اجرای این تعهدات در جوامع دیگر می¬تواند مدرکی گواه بر این باشد که شهر دوستدار کودک می¬تواند اجرایی گردد و در جهت انتخاب آزادانه کودکان و رضایتمندی هر چه بیشتر آن¬ها نسبت به خود و جامعه¬شان گام بردارد.

پی نوشت ها:

1-World Healthy Organization
2- Child Friendly Cities
3-Growing Up in Cities
4-Planning for Children
5-Convention On the Rights Of  the Child
6-Safety
7-Courtyard
8-Traffic Congestion
9- Green Space
10- Kaplan
11-Wells
12-Attention Deficit  Disorder
13-Richard Louv
14-Access
15-Standard Playground
16-Adventure Playground
17-Integration
18-Planning with Children
19-United Nations Children Fund
20- European Child Friendly Cities Network

فهرست منابع:
– دريسكل، ديويد . 1387 . ايجاد شهرهاي بهتر با كودكان و جوانان. ت : توكلي، مهرنوش و سعيد رضواني. نويد. نشر ديبايه. تهران.
– کامل¬نیا، حامد؛ حقیر، سعید. 1386. الگوهای طراحی فضای سبز در شهر دوستدار کودک، فصلنامه باغ¬نظر، سال ششم، شماره دوازدهم.
– کیانی، اکبر؛ اسماعیل¬زاده کواکی، علی. 1391. تحلیل و برنامه¬ریزی شهر دوستدار کودک از دیدگاه کودکان، فصلنامه باغ¬نظر، سال نهم، شماره بیستم.
– مظفر، فرهنگ؛ حسيني، باقر؛ باقري، محمد و عظمتي، حميد رضا. 1386 . نقش فضاهاي باز محله در رشد و خلاقيت كودكان،فصلنامه باغ نظر، سال چهارم، شماره هشتم.

Reference list:

-Balling, J.D., and J.H. Falk. 1982. Development of visual preference for natural environments. Environment and Behavior 14 (1):5-28.
-Bartlett, S. 2005. Integrating children’s rights into municipal action: A review of progress and lessons learned. Children, Youth and Environments 15 (2):18-40.
–Blakely, K.S. 1994. Parents’ conceptions of social dangers to children in the
urban environment. Children’s Environments 11 (1):20-35.
-Bott, S., J.G. Cantrill, and O. E. Myers Jr. 2003. Place and the promise of conservation psychology. Human Ecology Review 10 (2):100-112.
-Chawla, L., N. Blanchet-Cohen, N. Cosco, D. Driskell, J. Kruger, K. Malone, R.Moore, and B. Percy-Smith. 2005. Don’t just listen – Do something! Lessons learned about governance from the Growing Up in Cities Project. Children,
Youth and Environments 15 (2):53-88.
-Cohen, D.A., J.S. Ashwood, M.M. Scott, A. Overton, K.R. Evenson, L.K. Staten, D. Porter, T.L. McKenzie, and D. Catellier. 2006. Public parks and physical activity among adolescent girls. Pediatrics 118 (5):1381-1389.
-Driskell, D. 2002. Creating Better Cities with Children and Youth: A Manual for Participation. London and Sterling, VA: Earthscan Publications Ltd.
-Fjortoft, I., and J. Sageie. 2000. The natural environment as a playground for children: Landscape description and analyses of a natural playscape. Landscape and Urban Planning 48 (1):83-97.
-Freeman, C. 1995. Planning and play: Creating greener environments. Children’s Environments 12 (3):164-176.
-Kaplan, S. 1995. The urban forest as a source of psychological well-being. In Urban Forest Landscapes: Integrating Multidisciplinary Perspectives, edited by G. A. Bradley. Seattle: University of Washington Press.
-Krahnstoever Davison, K., and C.T. Lawson. 2006. Do attributes in the physical environment influence children’s physical activity? A review of the literature. International Journal of Behavioral Nutrition and Physical Activity 3 (19).
-Louv, R. 2005. Last Child in the Woods: Saving our Children from Nature-Deficit Disorder. New York, NY: Algonquin Books of Chapel Hill.
-Malone, K., and P.J. Tranter. 2003. School grounds as sites for learning: Making the most of environmental opportunities. Environmental Education Research 9 (3):283-303.
-Matthews, H., and M. Limb. 1999. Defining an agenda for the geography of children:
Review and prospect. Progress in Human Geography 23 (1):61-90.
-Meyer, R.L. 2005. The effect of green space on urban children’s sense of community. Paper read at Minnesota Association for Environmental Education Twelfth Annual Conference Proceedings, at Minnesota.
-Myers, D.G., and S.J. Spencer. 2001. Social Psychology: Canadian Edition.
-Mota, J., M. Almeida, P. Santos, and J.C. Ribeiro. 2005. Perceived neighborhood environments and physical activity in adolescents. Preventive Medicine 41:834-836.
-Noschis, K. 1992. Child development theory and planning for neighborhood play.
Children’s Environments 9 (2):1-11.
-Pickett, S.T.A., M.L. Cadenasso, J.M Grove, C.H. Nilon, R.V. Pouyat, W.C. Zipperer, and R. Costanza. 2001. Urban ecological systems: Linking terrestrial ecological, physical and socioeconomic components of metropolitan areas. Annual Review of Ecology and Systematics 32:127-157.
-Prezza, M., S. Pilloni, C. Morabito, C. Sersante, F.R. Alparone, and M.V. Giuliani. 2001. The influence of psychosocial and environmental factors on children’s independent mobility and relationship to peer frequentation. Journal of Community and Applied Social Psychology 11:435-450.
-Riggio, E. (2002). Child friendly cities. Good governance in the best interests of the child. Journal of Environment&Urbanization. 14 (2) : 45-58.
-Spencer, C., and H. Woolley. 2000. Children and the city: A summary of recent
environmental psychology research. Child: Care, Health and Development 26 (3):181-198.
-Staempfli, M.B. 2008. Reintroducting adventure into children’s outdoor play environments
[Electronic Version]. Environment and Behavior.
-Taylor, A.F., F.E. Kuo, and W.C. Sullivan. 2001. Coping with ADD: The surprising
connection to green play settings. Environment and Behavior 33 (1):54-77.
-Thompson, A.M., L.A. Rehman, and M.L. Humbert. 2005. Factors influencing the physically active leisure of children and youth: A qualitative study. Leisure Sciences 27:421-438.
-UNESCO. 2007. Growing up in Cities. http://www.unesco.org/most/guic/guicaboutframes.htm [accessed on: July 4, 2007].
-UNICEF: Innocenti Research Centre. 2004. Building Child Friendly Cities: A
framework for action. UNICEF Florence, Italy.
-van den Berg, A.E., T. Hartig, and H. Staats. 2007. Preference for nature in urbanized societies: Stress, restoration, and the pursuit of sustainability. Journal of Social Issues 63 (1):79-96.
-Veitch, J., S. Bagley, K. Ball, and J. Salmon. 2006. Where do children usually
play? A qualitative study of parents’ perceptions of influences on children’s
active free-play. Health & Place 12:383-393.
-Ware, V., and S. Cavanagh. 1992. Planning for children in public places. Children’s
Environments 9 (2):76-96.
-World Health Organization. 2007. Constitution of the World Health Organization: Basic Documents. 46th ed. Geneva, Switzerland. Yates, B. 2005. Building a child impact assessment tool for the City of Edmonton.Children, Youth and Environments 15 (2):371-377.
WWW.childfriendlycities

Abstract:
The environment surrounding us sends strong messages about how to behave and what to perceive. Planners and decision-makers play a key role in constructing these messages and therefore help determine how people view and interact with the world. As a result, the living environment and its associated messages can greatly influence on physical, social and mental health of all residents. Since children are just learning about the world, their living environment will profoundly influence almost all aspects of their lives. This puts a great deal of responsibility on the shoulders of planners, who need to balance a number of different issues in urban design to make places more child-friendly. Four major issues that are critical to the creation and maintenance of a child-friendly community are: safety, green space, access and integration. The United Nations Children’s Fund (UNISEF),  program Child Friendly Cities promote child-friendly community design and inclusive decision-making. The purpose of this paper is offering principles for the preparation of a child friendly cities which is carries out with using descriptive- analytical way. In this study, information is collected by referring documents and evidence , then conclusion is drown base on them.

key Words: children, healthy communication, child friendly city, integration.Nadia_akbarian@yahoo.com
m.f.Qotbi@gmail.com

نادیا اکبریان، کارشناسی ارشد برنامه ریزی شهری، دانشگاه علوم  و تحقیقات واحد کرمان
مریم فدایی قطبی، دانش آموخته دانشکده هنر و معماری واحد علوم و تحقیقات تهران، هیئت علمی دانشکده معماری واحد کرمان، دانشگاه آزاد اسلامی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *