مدیریت آموزشی

تفکر درمدیریت آموزشی

نویسنده: گیتا نصیری

چکیده:
هدف ازهر برنامه مدیریتی موفق باید کمک به بهبود وضعیت خواننده ها درراستای راضی کردن مشتریان یاارباب رجوع باشد. این کار از طریق به حداکثر رساندن توانایی باالقوه انسان با استفاده از شیوه به هم پیوسته وسازماندهی شده که برروی خلاقیت ونوآوری او تاکید می نمایند, صورت می گیرد. اجرا وتکمیل این شیوه های موفق , به تفکر مدیریتی مشهور گشته است . این طور نیست که عنوان دربرگیرنده هرگونه کلمات جدیدی بشود , ولی کلمات موجود مبنای جدیدی از عقاید وتصورات را ایجاد می نماید .رقابت دردنیای امروز , ایده ها وعقاید تازه ای را طلب می کند . نظریه ها اگر به عنوان تغییر وتحول در سرتاسر سازمان پیاده نشود , هیچ ارزشی ندارند , این مفاهیم , ترکیبی از تفکرات متدوال دنیای امروز درجهت جذب چیزهای برتر از سایر جهات به منظور ایجاد محیطی خلاق , معطوف به اهداف ومقاصد مورد نظر وتغییر وتحول مثبت وابداعی می باشد . تفکر درمدیریت آموزشی باتوجه به اینکه موضوع تربیت وپرورش انسان مطرح است ازاهمیت بسیاری برخوردار است که تاکید این مقاله به این موضوع خواهد بود.

مقدمه:

آنچه یک مدیر می اندیشد  ,درعملکرد سازمان واعضاء آن ومحصول حاصل از آن قابل تفسیر می باشد. طرح مسائل ومشکلات انسانی درمحیط کار واثر بخشی وبهره وری شغلی در سازمانها براین اعتقاد است که بخش عظیمی از مسائل جامعه ما در رابطه مستقیم با فرآیند مدیریت است , این موضوع در سازمانهای آموزشی با توجه به اینکه موضوع فعالیت انسان وآموزش آن می باشد , بسیار اهمیت دارد درآموزش وپرورش ودانشگاهها این موضوع بسیار مورد اهمیت می باشد . زیرا تربیت صحیح انسان چه ازلحاظ علمی چه فرهنگی تاثیر مستقیم برخود فرد , جامعه وخانواده خواهد داشت. باتوجه به نیاز به رشد وتوسعه درکشورهای جهان سوم وافزایش متقاضیا ن تحصیل دردانشگاهها وموسسات آموزشی موضوع اهمیت هرچه بیشتر مدیریت آموزشی را مشخص يی می نماید . زیرا دیگر موضوع به مسائل مادی خلاصه نشده و انسان مطرح است . همه شاید دردوره تحصیل خود به عنوان دانشجو یا درمحیط کار به عنوان یکی ازاعضاء سازمان درک نموده باشید که چگونه مدیران اموزشی درمحل تحصیل تاثیر داشته ودرانگیزه دانشجویان وسایر کارکنان موثر می باشند.
تفکر , مطابق آنچه درلغت نامه بین المللی وبستر به چند صورت تعریف شده است : یک ایده کلی ویا یک تصور کلی ذهنی , تفکر عبارت است از یک تصور ذهنی کلی مطلب جدا ازهم , دوجزاصلی دراین تعریف وجود دارد که عبارتند از تصور ذهنی ونقطه نظر دراین جا است که به مفهوم خلاقیت جامعیت می بخشیم .واز دیدگاه تفکر راهگشا تفکر مدیریتی شامل :1- یک نقطه نظر کلی : هدف ها , ارزش ها , معیارها 2- یک تصور ذهنی : تصور مطلوب از هدف که ایجاد کننده طرح برای یک راه حل است .بنابراین , مفهوم جدید با ایجاد تعریف مجدد اهداف , ارزش ها ومعیارها برای ایجاد تصورات تازه شروع می شود که درآن طرح ها , اهداف , ارزش ها ومعیارها دوباره تعریف می شوند .
درتفکر مدیریتی کلمه تفکر به مهنی نوآوری , ایجاد تغییرات هدفمند می باشد , مدیریت هم به معنی رهبری می باشد , بنابراین تفکر مدیریتی عبارت است از رهبری نوآور, تغییر گرا , هدفمند , ( درراستای هدف مورد نظر ) وخلاق , این رهبری از طریق ادغام وتکامل نظریات صورت می پذیرد.
بحث مدیریت درحال حاضر بسیار مهم می باشد وتاثیری که برسازمان دارد بسیار مورد توجه می باشد , اینکه مدیریت چگونه اعمال شود وآیا تاثیر مثبت در عملکر کارکنان دارد یانه ؟ بسیار مهم می باشد , نوع مدیریت وتوجه به نیازهای سازمان واعضاء آن همه وهمه به نوع تفکر یک مدیر درسازمان وابسته است .
تفکر خلاقانه در سازمانهای آموزشی مخصوصا” مراکز آموزش عالی که رسالت تربیت انسانهای متخصص ونیز تولید دانش را درهر جامعه برعهده دارند., بسیار اهمیت داشته ودارد و از طرفی تولید دانش ونشر آن برای استفاده عموم از وظایف این سازمانهاست. برای تولید دانش باید به امر پژوهش دراین سازمانها بها داده شود . زیرا تولید دانش امری است کیفی است ومانند تولیدات کمی چون محصولات کشاورزی وصنعتی نبوده وباید برگرفته از میراث فرهنگی وارزشهای اجتماعی ان جامعه باشد .

طرح موضوع مقاله :
اگر مابپذیریم که دنیای امروز دنیای تغییر است وآنچه را که امروز وجود دارد مانند دیروز نبوده ونیز فردا مانند امروز نخواهد بود , بنابراین باید افراد جامعه را در زمانی که با انفجار دانش واطلاعات درجهان امروز روبرو هستیم برای رویارویی با این تغییرات آماده ومجهز کرد , وچنانچه خشت اولیه آموزش کج گذارده شود براساس عادت  ایجاد تغییر در نگرش وشناخت افراد در سنین بزرگسالی بسیار مشکل خواهد شد .
افراد از جامعه باید ازهمان مقاطع اولیه آموزشهای رسمی یعنی مدرسه با تفحص وجستجو آشنا شوند , کودکان را با روشهای همیاری , اکتشاف وحل مساله ورشد تفکر انتقادی در یاددهی – یادگیری آشنا سازند تا درمقاطع  بعدی آموزشی به خصوص در سازمانهای آموزش عالی ودانشگاهها بتوانند راه اکتشاف را با بهره گیری از روش تحقیق ادامه دهند.
دراین راستا مدیران مراکز اموزشی مهمترین نقش را به عهده دارند , مدیران آموزشی که صرفا” با انسان وتربیت سروکار دارند ومحصول آنها با سایر سازمانها وموسسات دیگر اجتماعی , اقتصادی وصنعتی متفاوت است , باید به اهمیت نقش ووظیفه خود آگاه باشند.
تفکر راهگشا( خلاق ) ازطریق توسعه اهداف به بهبود خلاقیت وایجاد اهداف ( راه حل های مورد نظر یا ایده ال ) کمک می کند .
تفکرراهگشا تصویر جدیدی از هدف یک نقشه راهنما را ارائه می دهد وروشی را با مسیری کوتاهتر ودست انداز کمتری به ما پیشنهاد می نماید .دردنیای امروز به طیف وسیعی از راه حل های خلاق احتیاج داریم .آلبرت اینشتین , یکی از مشاهیر بزرگ جهان وبرنده جایزه نوبل می گوید راه جیدی که ما می توانیم به آن فکر کنیم این است که اگر یک زمینه مناسب برای تفکرات عاقلانه داشته باشیم . طبیعتا” برنامه ها می تواند کاملتر وبهتر انجام شود . برای پاسخ دادن به مسائل مختلف وپیدا کردن راه حل هایی خلاق , الگو وفرایند تفکر ما درحال حاضر باید تغییر یابد .
تفکر مدیریتی یک تغییر فرهنگی در سرتاسر سازمان است که سازمان را برروی تغییرات وادغام مجموعه ای از فرایند ها دوباره متمرکز می کند. ایجاد تفکر, تمرکز برفکر , مهندسی خلاق , تبلیغات خلاق  تفکر مدیریتی مجموعه ای از ابزارها را برای ادغام ( یکپارچگی ) به کار می گیرد.
تفکر مدیریتی مبتنی بربهره وری و تفکر مبتنی برارزش افزوده
اصل مهم در ارزیابی عملی تفکر مدیریتی , بربهره وری مبتنی می باشد. تفکر مدیریت , برتوانایی انجام دادن کارهای درست , قبل از درست انجام دادن کارها  متمرکز است , شیوه دیگر برای توضیح این مطلب , تاکید نمودن برتفکر هوشمندانه تر , نه سخت تر می باشد. تفکر مبتنی بربهره وری , شیوه ای را که ما برطبق آن کارها را انجام می دهیم , را به چالش می کشاند.تفکر مبتنی بربهره وری همچنین به نحو شدیدی با مفهوم ارزش افزوده ارتباط دارد , تفکر خلاقیتی که هدفمند ودرراستای اهدف نباشد , یک نوع تفکر بی ارزش می باشد.
نوع تفکر یک مدیرآموزشی درمراکز آموزشی ودانشگاهها بسیار مهم می باشد , اگر یک مدیر آموزشی به صورت سنتی انتخاب شده باشد وتوجهی به توانایی اونشده باشد , وبا توجه به اینکه به آموزش مدیران  اهمیت لازم داده نمی شود., وضعیت سیستم آموزشی ,دانشجویان وکارکنان واساتید  وسایر موارد موثر بوده ومشکلات بسیاری راحاصل خواهد شد. وظایف سازمانهای آموزشی بسیار پیچیده ودشوار وانجام آن مستلزم دانش ومهارت حرفه ای است . علاوه برآن, انجام دادن وظایف آموزشی وپرورشی , برقراری روابط نزدیک وصمیمانه , میان اساتید ودانشجویان وکارکنان که دراین فعالیت آموزشی شراکت دارند , را ایجاب می نماید , وبالاخره دشواری ارزشیابی عملکردهای آموزشی ونتایج کار سازمانها که به دقت بسیار نیاز دارد , مجموعا” مدیریت آموزشی را درمقایسه با مدیریت سایرسازمانها دیگر به لحاظ وظیفه خطیر وحساس می نماید.

تاثیرتوجه به  نظریه های روابط انسانی درتفکرمدیریت آموزشی
مفاهیم واصول نظریه روابط انسانی شاید بیش از هر سازمانی در محیط های آموزشی زمینه پذیرش داشته ودارد.زیرا که ماهیت کار آموزش وپرورش ایجاب می کرد که جوانب انسانی کارمورد توجه قرار گیرد . باوجود اینکه روابط انسانی وجو اجتماعی محیط کار,همواره تحت تاثیر ارزشها وخلقیات فرهنگی بوده است . ملاحظات نظریه روابط انسانی , شناخت جیدیدی نسبت به پیچیگیدگیهای آن را پدید می آورد.
درنظامهای آموزش  پرورش نیز که عمدتا” براساس نظریه های کلاسیک اداره می شوند , به تدریج ضرورت توجه به کیفیت روابط انسانی محسوس گردیده وبسته به میزان توسعه یافتگی فرهنگی آموزش وکشورها , اصول روابط انسانی جایگاهی در آموزش مدیران وکاربردی درعملکرد آنان باید ایجاد گردد. جوانب مهم روابط انسانی درارتباط با وظیفه های مدیران آموزشی ومحتوای آن عبارتند از : انگیزش ,ادراک ,ارتباط , ساختارقدرت , اختیار, روحیه ,پویایی گروهی ورهبری ,این عناوین هسته اصلی مجموعه دانش ومعلوماتی را تشکیل می دهند که براساس آن مدیران آموزشی می توانند به فهم روابط انسانی محیط کار خودنایل شوند . به طورخلاصه عناوین درذیل توضیح داده می شود.
1-انگیزش : عوامل روان شناختی وجامعه شناختی , فرهنگی واقتصادی موثر درشکل گیری رفتار فردی وگروهی درمحیط آموزشی
2- ادارک : تلقی وبرداشت معلم یا استاد یا مدیر از نقش خود ودیگران وروابط  متقابل در محیط کار ومسائل ومشکلات ناشی از تضاد میان ادراکات …
3- ارتباط: کارآموزشی مستلزم برقراری ارتباط ومبادله معانی واطلاعات است . ارتباط موثر مستلزم توانایی در استفاده ازمهارتهای ارتباطی است .
4- ساختارقدرت : همه سازمانهای اجتماعی را نوعی قدرت , یکپارچه وفعال نگه می دارد. دانش دراین زمینه به مدیران کمک می کند که مکانیسم های تنظیم کننده رفتار سازمانی را به درستی درک کرده از آنها استفاده نمایند.

5- اختیار : تجلی قانونی قدرت , اختیار است . باوجود سادگی این مفهوم در قلمرو مدیریت عدم درک پیچیدگی ناشی از ترکیب انواع آن واثرات رفتاری آنها مشکلاتی برای مدیران فراهم می سازد.
6- روحیه : معیار موفقیت مدیر در ایجاد روابط انسانی خوب در محیط کار است . روحیه صرفا” به یک حالت روحی زنده وبا نشاط اشاره نمی کند , بلکه درعین حال حاکی از تعهد ووابستگی به یک هدف مشترک گروهی وجدیت وتلاش برای تحقق آن است .
7- پویایی گروهی: گرچه مدیر آموزشی همیشه با افراد کار می کند ولی افراد, بسیاری از کارها را به صورت گروهی انجام می دهند , شورای معلما , انجمن اولیاء ومربیان وسایر جلسات آموزشی نمونه ای ازشرایطی است که مدیران با آن آشنا هستند. دانش ومعلومات درباره تشکیل گروه , پویاییهای عمل گروهی , ومهارتهای کارکردن با گروهها , چیزهایی هستند که برای موفقیت مدیر ضرورت دارند.
8- مدیر آموزشی , نقش رهبری برعهده دارد وبنابراین باید به معنای ضمنی وپیامدهای آن واقف باشد . رهبری یا فراگرد گروهی است ورهبری کارآمد وموثر درگروه خواست هر مدیری است .

مهارتهای مدیران آموزشی وتاثیر آن درتفکرمدیران آموزشی
1-مهارت انسانی:
منظور دارابودن توانایی وقدرت کارکردن با مردم وانجام کار به وسیله آنان است . دراین نوع از مهارت , مدیران قادرند, انگیزه های کارکنان را دریابند واز محرکها ونیازهای آنان در رهبری موثر بهره بگیرند . این نوع از مهارت درتوفیق مدیران آموزشی به قدری موثر است که بعضی مدیریت اموزشی را مهارت دربرقراری روابط انسانی تعریف می نمایند.
2-مهارت فنی: منظور قدرت وتوانایی است که مدیران آموزشی باید دارا باشند  وبراین اساس با بهره وری از دانشها وفنون وروشها به ایفای وظایف  بپردازد  . به عبارت دیگر آنان از کفایت علمی وفنی وتخصصی باید برخوردارباشند.
3-مهارت ادراکی: به منظور قدرت وتوانایی مدیران آموزشی درجهت شناخت ودرک مسائل ومشکلات موسسه آموزشی است , مهم می باشد. مدیران واجد این مهارت باید قادر باشند , اطلاعات وتحلیل مسائل سازما ن پرداخته وباتوجه به اهداف سازمان به تهیه طرحها وارائه راه حلها بپردازند.
داشتن مهارتهای فوق وتوجه به آموزش به روز مدیران درعصر حاضر بسیار مورد اهمیت می باشد , زیرا همه موارد ذکر شده درتفکر ودرنتیجه عملکرد مدیر درموسسات آموزشی ودانشگاهها  موثر می باشد.

واقعیت امرآن است که نظریه ( تفکر ) وعمل جدایی ناپذیرند وبا یکدیگر رابطه ای ناگسستنی دارند , نظریه ای که یک مدیر درخصوص اعضاء سازمان دارد , می تواند تشکیل دهنده تفکر او وتاثیر آن دراداره سازمان داشته باشد , مثلا” اگر یک مدیر معتقد باشد که باید برنامه ریزی آموزشی به همان صورت قدیم انجام گردد ونیازی به تغییر که روش انجام آن نمی باشد , خلاقیت را درسازمان نادیده گرفته وکارشناسان آموزشی نیز نسبت به این موضوع بی اعتنا می گردند وتلاشی برای بهتر شد ن روش برنامه ریزی نخواهند نمود. تفکر غلط یا سنتی که با مسائل روز منافات دارد ,درکلیه وظایف یک مدیر آموزشی تاثیر خواهد گذاشت . اگر یک مدیر آموزشی معتقد باشد که کارکنان دانشگاه اجازه ادامه تحصیل نیاید داده شود , وباید از طریق دوره آموزشی پیشرفت انجام شود , این تفکر درسایر مدیریتها تاثیر گذاشته ومدیران اداری نیز این اعتقاد را می یابند که اجازه ادامه تحصیل را ازکارکنان سلب نمایند , درحالیکه هنوز جایگزینی برای آن درسازمان وجود ندارد, ودوره های آموزشی مناسب جهت پیشرفت شغلی ویا آیین نامه هایی که کلیه کارکنان رابتوانند , ارتقاء شغلی بیابند ,تعریف نشده باشد .
تفکرخلاق درمدیریت آموزشی می تواند درکلیه وظایف مدیریت تاثیر گذاشته واعضاء را به همیاری درخلاقیت تشویق نماید.
با شتاب روز افزون تحولات ودگرگونیها در دنیای کنونی که عصر اطلاعات وارتباطات است وبه دلیل بی ثباتی وتغییر پذیری ونیز غیر قابل پیش بینی بودن این تغییرات , وآنچه که کشورهای جهان به ویژه کشورهای درحال توسعه را درجهت افزایش بهره وری وپیشرفت وترقی آنها مدد می رساند , همانا استفاده از فرصتها در رقابت با سایر کشورهاست واین امر میسر نمی گردد مگر با درایت وخلاقیت مدیران ونیز تاثیر مدیران در پرورش خلاقیت کارکنان که با کمک یکدیگر درجهت رشد وبالندگی سازمان ودرنتیجه , جامعه بکوشند . ازخلاقیت تعاریف متعددی شده است اما خلاقیت از دیدگاه سازمانی عبارت است از ارایه فکر وطرح نوین برای بهبود وارتقای کمیت یا کیفیت سازمان ونوآوری , افزایش منابع , کاهش بوروکراسی , افزایش رقابت , افزایش کارایی وبهره وری , ایجاد انگیزش ورضایت شغلی در کارکنان منجر گردد .نقش مدیر در پرورش خلاقیت , تحریک وتشویق کارکنان , تفویض اختیار به کارکنان , پیدا کردن ذهنهای خلاق واستفاده ازخلاقیت دیگران است .نظام مدیریت مشارکتی با تکیه برخود کنترلی کارکنان , مشورت , تشویق به ابتکار واحترام به افراد , نقش مهمی در پرورش خلاقیت کارکنان ایفا می کند .تکنیکهای خلاقیت گروهی شامل تحرک مغزی , گردش تخلیلی , تفکر موازی , ارتباط اجباری , شش کلاه تفکر , ازتکنیکهای موثر درتقویت تفکر خلاق هستند. خلاقیت دارای سه مولفه است : تخصص , تفکر خلاق وانگیزش که می تواند درونی وبیرونی باشد , مدیران روی هرسه این خصوصیات می توانند اثر بگذارند .
دانشجویان که یکی اعضاء مهم سازمانهای آموزشی می باشند , بسیار همانند اساتید وکارکنا ن ازاین نوع مدیریت خلاقانه تاثیر خواهند پذیرفت , وقتی دانشجویی شاهد تغییر صحیح درارائه دروس باشد , ارتقاء سیستم آموزشی وامکانات لازم برای محیط آموزشی دانشجو نیز تاثیر گرفته وسعی می نماید , حداکثر استفاده ازامکانات را بنماید.وقتی دانشجو می بیند که مثلا” کتابخانه دانشگاه درزمان امتحانات به طور تمام وقت فعال ودسترسی اوبه منابع الکترونیکی بسیار سریع می باشد , سایت دانشگاه تمام درحال سرویس دهی به دانشجویان می باشد , مسلما” با دقت بیشتری به تحقیق ویادگیر ی خواهد پرداخت .

نتیجه مقاله:
یک مدیر آموزشی علاوه بردانش ومعلومات درزمینه اموزش وپرورش وروانشناسی وتسلط برروشها ومهارتهای عملی , باید به اندازه کافی سابقه آموزشی داشته باشند تا بتوانند ماموریت اصلی ومسائل ومشکلات کارخود را به درستی درک کنند.اهمیت شناخت  سازمان وروشهای سازماندهی دراین است که ارگانهای خوب سازمان یافته کارآتر هستند وکارکنانشان راضی ترند . باید توجه داشت که مدیر در یک سیستم سازمان یافته زمان زیادی را صرف سازماندهی نمی کند , بلکه بخشی از وقت خود را به ان اختصاص می دهد ولی اگر حوزه کارمدیر , خوب سازماندهی نشده باشد , اومجبور می شود زمان زیادی راصرف حل مسائل ناشی از سازماندهی نامناسب بکند.
مدیر باید درسازمانهای آموزشی هدفهای سازمان را تحقق بخشد , مدیر باید برای تحقق هدفها ازاشخاص دیگر نه به صورت مهره های اداری بلکه از طریق انگیزه کار وخلاقیت درآنها استفاده نماید. مدیر باید جوانب انسانی کار را مطلوب وخوشایند نگهدارد تا اشخاص با خشنودی ونشاط کارکنند , این وضع  حاکی از وجود روحیه است که براثر آن شرایط مساعد انجام کار پدید آید. مدیر باید تمهیداتی وتدابیری برای رشد ونوآوری وتغییر به کار بندد , این همه وهمه به تفکر مدیریتی صحیح بستگی دارد , برداشت مدیر ازسازمان وکارکنان وسایر اعضاء واهداف سازمان درکلیه امور سازمان بسیار موثر می باشد.
توجه به آموزش مدیران آموزشی , دربدو تصدی مدیریت , می تواند , ازآموزش سنتی مدیرا ن جلوگیری نماید , وقتی مدیر به صورت سنتی وبدون دریافت آموزش اختیار سیستم آموزشی را دردست می گیرد.تاکاملا” به امور دانشجویان , کارکنان آموزشی , اساتید وسایر اعضاء واقف گردد , بسیاری مشکلات درسازمان آموزشی راشاهد خواهیم بود .که کارکنانی که سالهادرمراکز آموزشی فعالیت داشته اند , وبا مدیران آموزشی بسیاری همکاری داشته اند , بهترین شاهد برای این امر می باشند که چقدر کارکنان ازاین امر آسیب می بینند , بسیاری از مدیران دوست دارند , کارکنان قدیمی فقط وسیله ای برای طی مراحل مقدماتی آشنائی با سازمان باشند واستفاده ابزاری ازآنها می نمایند نه تخصصی واز اینکه تفویض رسمی به آنها بکنند , ترس دارند , شاید می اندیشند که خود کننده کار جلوه کنند , خیلی به نفع سازمان است , که این موضوع نیز یک تفکر غلط مدیریتی می باشد که صدمه بسیاری به انگیزش کارکنان سازمانهای آموزشی میرساند , همینطور عدم مدیریت صحیح برعملکرد اساتید کم تجربه واساتیدی که سعی دارند هنوز به صورت سنتی کلاس را اداره نمایند . به انگیزش دانشجویان اثر منفی خواهد گذاشت .
موضوع علاقه بسیاردانشجویان به ادامه تحصیل درخارج کشور , نیز معرف عدم تفکر مدیریتی صحیح برای جذب این دانشجویان دردانشگاهها ی داخل کشور وعدم اشتغال سریع آنها درصنایعی که آموزش دیده اند, می باشد.

مدیریت درقرن حاضر
برای چالش با فراپیچیدگی جهان متمدن با مولفه های فرهنگی , علمی , دولتی وصنعتی که با ابزارهای جهان شمولی وبین المللی به خلق سناریوها ی متفاوت آموزشی برای مراکز آموزشی می پردازند , بصیرت های چندی را پیشنهاد نموده اند که کنکاش , برروی این بصیرتها می تواند برای ما نقشه ای مهیا ساخته وبه مدد آن آینده پژوهی ,نیاز آفرینی وبه خلق واقعیتهای خود با نظام ارزشها بپردازیم .مدیریت اساسا” یک تجربه بزرگ اجتماعی است . مااز کلمه بزرگ به این خاطر استفاده می کنیم که وقتی اعمال مدیریت می شود, به انواع منابع مهمی مثل انسان, سرمایه وزمان احتیاج دارد. واما وقتی می گوییم ” تجربه اجتماعی ” دو رویکرد را باید بپذیریم . اولین آن ” تجربه ” است که در آن سه ضرورت اهمیت پیدا می نماید. یکی داشتن یک فرضیه , دومی روح نوآوری وابتکار وسومی ثبات وسازگاری . دراجرای مدیریت نیز چند ضرورت را به ترتیب دنبال می کنیم , هدف گذاری , تعیین استراتژی , تعیین تاکتیک اجرایی ودرپایان نحوه اجرا وحتما” باید پیوند وسازگاری بین این چهار مرحله مدیریت وجود داشته باشد.
بهترین راه برای دستیابی به  یک ایده خوب , داشتن ایده های بسیار است ..لینوس پاولی
صداقت عبارتست از گفتن آنچه که انجام می دهید وانجام دادن آنچه که می گویید.گرهارد پلنرد.

منابع :
مجموعه مقالات روانشناسی وعلوم تربیتی
تفکر مدیریتی تالیف وترجمه دکتر حبیب الله دعایی
مدیریت آموزشی دکتر علی علاقه بند
مدیریت ازآغاز تا پست مدرن تالیف دکتر محمد نقی ایمانی , تق آذرخش , مهدی اسماعیل تبار
تجربه آموزشی 22 ساله عینی درمراکز آموزشی
باتشکر واحترام استاد محترم دکتر سیدمحمد میرکمالی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *