دلنوشته ها

هر که باران باشد

هرکه باران باشد
از پس ابر سفید
به زمین می نگرد
تا آسمانِ دل هرکس ابری است
بر وجودش بارد

هر که باران باشد
چه مراعات نظیری یابد؛
گاه با خورشید، گاه با ابر سفید، گاه با شبنم و گل

هر که باران باشد
با نسیم و شبنم بشود یاور و همدم
و دگر هیچ غمی جز غم یار
به دلش راه ندارد هرگز

هر که باران باشد
شاعر شعر سهراب سپهری است که می پرسد:
«گل شبدر چه کم از لاله ی قرمز دارد؟
یا چرا در قفس هیچ کسی کرکس نیست؟»

هر که باران باشد
چشم ها را می شوید
جور دیگر می بیند
می ریزد بر همه جا
و نمی پرسد قدح خالی، مال چه کسی است؟

هر که باران باشد
مادرش ابر سپید است
پدرش مرد رشید
و ببارد بر کوه بر دشت بر صحرا
و نداند چه حالی دارد پسر دستفروش که کفشش پاره است

هر که باران باشد
رحمت و برکت و نعمت باشد
پس بخوانید نماز باران
تا ببارد بر ما
و بشوید زنگار از آیینه ی دل
تا اجابت یابد دعای مادر
و تداوم یابد عشق و امید

سروده مهدی یاراحمدی خراسانی

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *