دلنوشته ها

گل خوشبوی من


⛱ وجود تو حالم را دگرگون، رنگ رخسارم را گلگون و همچون زلزله ای عظیم تمام زیر و بم دلم را واژگون ساخت و نماز آیات را برایم واجب کرد. می‌دانم که خوب می‌دانی من خریدار کرشمه های کسی نیستم و ناز احدی را نمی کشم اما حساب احترام و علاقه تو از همه چیز جداست.

⛱ ناز تو را می کشم چون اهل دل و دلدادگی هستی، محبت را می فهمی و رسم عاشقی و شیدایی را می دانی. بی‌محابا تمام هستی ام را به پایت می‌ریزم که باوقار و محترمی و برای دلم قبله ای مقدس و لایق تعظیم و تکریم که با پیچ و خم ابرویت عقل و دینم را ربوده ای.

⛱ گل خوشبوی من! عزیزتر از جانم! حال که مرا این‌گونه از خود بیخود کرده ای و عنان از کفم بردی لااقل لختی درنگ کن، آرام‌تر قدم بردار، در چشمانم خیره نگاه کن و بگذار قد و بالایت را برانداز کنم تا دلم در ساحل امن آغوشت آرام بگیرد و با صدای تپش قلب تو قرار یابد.

#دلنوشته
#غارتنهایی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *