دلنوشته ها

عشقم به قیمت جانم

⛱ اگر حمل بر خودستایی نکنی علیرغم همه این ها با صدای بلند، با تمام وجود و در کمال رشادت اعلام می کنم برای تو بهترینم. زیرا هر چه در چنته دارم رو می کنم، بی محابا به تو عشق می ورزم، دور سرت می گردم، جانم را فدایت می کنم، حرمت نان و نمکت را نگه می دارم، در چشمانت خیره می شوم، دل به دلت می دهم، هر روز اشتیاقم به تو و لبخندهایت بیشتر از روز قبل می شود و دلم تنها اسیر دارالمجانین قلب توست.

⛱ چشمانم کف پایت! جانم به فدایت! دردانۀ من! عزیزترینم! هنوز بعد از سال ها با تو بودن برایم طبیعی نشده است، اگر باد بر گیسوانت بیفتد در دلم طوفان به پا می شود، روزم تنها با طلوع خورشید نگاه تو همچون عسل شیرین می شود وخودت خوب می دانی آرامش زندگی من تنها لحظه ای است که به رسم محبت دستانت را در دستانم فشار می دهم، روی قلبم می گذارم و در گوش هایت کلام محبت زمزمه می کنم.

⛱ جانِ جانانم! عشقِ مهربانم! محبوبه بی همتای من! عاشقانه هایم کوششی نیست، جوششی است، خالص و ناب است، از اعماق دل می جوشد و بر دل می نشیند. پس کم و کاستی هایم را ببخش، حلالم کن و تنها مرا در ترازوی قلبت وزن کن تا عیار عشقم را بدانی. قیمتش را خودم برایت می گویم. عشقم به قیمت جانم؛ قابل شما را ندارد، برگ سبزی است تحفه درویش که به پایت می ریزم تا حق به حقدار برسد.

#دلنوشته
#غارتنهایی
#پایگاه_جامع_مدیریار

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *