آشنایی با برنامه ریزی فرهنگی

یکی از مهم ترین وظایف مدیران در عرصه های مختلف، برنامه ریزی است. گرچه در ضرورت برنامه ریزی تردیدی نیست اما از آن جا که برنامه ریزی در زمینه های گوناگون، کاربردای متفاوت دارد باید برای هر زمینه÷ رویکردی متناسب با آن داشت. عرصه ی فرهنگ به دلیل سروکار داشتن با نگرش ها و ارزش های گوناگون و در نتیجه عدم قطعیت در پیش بینی ها و دیدگاه، رویکرد خاصی را برای برنامه ریزی می طلبد که برنامه ریزی فرهنگی نامیده می شود. تبیین رویکردهای خاص برنامه ریزی در عرصه ی فرهنگی، موضوع اصلی این کتاب را تشکیل می دهد. 

مقدمه    5
مفهوم فرهنگ:    6
از نظر جامعه شناسی کارکرد اصلی فرهنگ:    7
برنامه ریزی فرهنگی    7
از نظر فرهنگ دینی و از دیدگاه اسلام:    7
اساس برنامه ریزی فرهنگی:    8
ویژگی های برنامه ریزی فرهنگی:    9
مدل های برنامه ریزی فرهنگی    11
دیدگاه های برنامه ریزی    11
دیدگاه فردگرا یا تأملی    11
برنامه ریزی فرهنگی فرهنگ ساز است:    11
برناه ریزی فرهنگی چارچوب ساز است:    12
مباني برنامه ريزي    12
مدل هاي غير رسمي برنامه ريزي و كنترل فرهنگ    13
دیدگاه مقام معظم رهبری:    13
مسأله ي اُرول    14
مدل هاي رسمي برنامه ريزي فرهنگي    15
برنامه ريزي راهبردي    15
تعيين اهداف، مأموريت و وظايف    16
ترسیم چشم انداز    16
شناخت محيط خارجي    17
شناخت محيط داخلي    18
جمع امتیاز سنجش عوامل داخلی    20
تعيين محورهاي استراتژيك    20
ترسيم استراتژي    22
نظام برنامه ريزي ميان مدت    25
پيشبرد و اصلاح برنامه ي راهبردي    26
گزينش اهداف مرحله اي    28
تدوين برنامه ها    29
تعيين منابع مورد نياز    30
تعيين زمان مورد نياز    31
ترسيم شبكه ي ارتباط برنامه ها    31
تطبيق زمانبندي ومنابع    32
تجديد نظر و اصلاح    32
تدوين نظام كنترلي    32
روش برنامه ريزي مداخله بر اساس هدف ها(PIPO)    32
درخت مسائل    34
درخت اهداف    35

مقدمه
یکی از مهم ترین وظایف مدیران در عرصه های مختلف، برنامه ریزی است. گرچه در ضرورت برنامه ریزی تردیدی نیست اما از آن جا که برنامه ریزی در زمینه های گوناگون، کاربردای متفاوت دارد باید برای هر زمینه÷ رویکردی متناسب با آن داشت.
عرصه ی فرهنگ به دلیل سروکار داشتن با نگرش ها و ارزش های گوناگون و در نتیجه عدم قطعیت در پیش بینی ها و دیدگاه، رویکرد خاصی را برای برنامه ریزی می طلبد که برنامه ریزی فرهنگی نامیده می شود. تبیین رویکردهای خاص برنامه ریزی در عرصه ی فرهنگی، موضوع اصلی این کتاب را تشکیل می دهد.
از آن جا که برنامه ریزی فرهنگی در سازمان های مردم نهاد و تشکیل های مجلات با برنامه ریزی فرهنگی در سازمان ها و نهادهای توسعه یافته ی فرهنگی متفاوت است، در این نوشتار سعی شده با نگاهی ویژه به این سازمان ها و تشکل ها روایت خاصی از برنامه ریزی فرهنگی ارائه گردد تا از کاربردی مناسب برخوردار باشد. دستیابی به شیوه¬ی مطلوب برنامه ریزی فرهنگی روند مستمری است که این گونه تلاش ها آغازی برای آن به شمار می آید. هم چنین موفقیت در این عرصه جز با دریافت دیدگاه ها و تجارب دست اندرکاران عرصه ی فرهنگ به ویژه فعالت تشکل ها و سازمان های مردم نهاد میسر نخواهد بود.
انسان به صورت جمعی زندگی می کند؛ زیرا نیازها، بهره ها، برخورداری ها، کارها و فعالیت هایش ماهیتی اجتماعی دارد.رفع نیازهای آدمیان جز با تقسیم کار، فعالیت و بهره ها به صورت مجموعه¬ای از سنت ها وقوانین میسر نیست. از طرف دیگر اندیشه ها،ایده ها و خلق و خوی هایی بر عموم مردم حکومت می کند که به آن ها وحدت و یگانگی می بخشد. نیازهای مشترک اجتماعی و روابط ویژه انسانی ، افراد را به یکدیگر پیوند میدهد و به زندگی آن ها وحدت می بخشد. افراد جامعه در حکم مسافران یک اتومبیل ،هواپیما، قطار و یا کشتی اند که به سوی مقصدی واحد حرکت می کنند . این افراد یا همه با هم به منزل می رسند، و یا همگی دچار خطر می شوند و یا همه از رفتن باز می مانند و در نهایت سرنوشت یکسانی پیدا می کنند.
به بیان شهید مطهری ، جامعه، مرکب حقیقی است از نوع مرکبات طبیعی؛ ولی ترکیب روح ها، اندیشه¬ها، عاطفه ها، خواستها، اراده ها و بالاخره ترکیبی فرهنگی است؛ نه ترکیب تن ها و اندام ها. آیات قرآن کریم نیز این نظریه را تأیید می کند. قرآن برای جوامع، سرنوشت مشترک، نامه ی عمل مشترک، فهم و شعور، عمل، طاعت و عصیان قائل است. بدیهی است که اگر جامعه وجود عینی نداشته باشد، سرنوشت وفهم وشعور و طاعت و عصیان هم معنی ندارد. این ها دلایلی است مبنی بر این که قرآن، برای جوامع نوعی حیات و مرگ جمعی حقیقی قائل است و نه تشبیهی و تمثیلی.
مفهوم فرهنگ:
مفهوم فرهنگ که در انسان¬شناسی و جامعه شناسی به کار می رود ، شامل مفاهیمی از قبیل نقش¬ها، مدل ها، ارزش ها و نمادهاست وبا استفاده از آن می توان به سطح جامعه شناسی واقعیت کلان اجتماعی رسید.
فرهنگ به معنایی که دراین کتاب مورد توجه قرار گرفته شامل چند خصوصیت اصلی است:
1. فرهنگ باحضور افراد شکل می گیرد و تدوام می یابد.
2. آن چه قبل از هر چیز فرهنگ را می سازد شیوه های فکر، احساس و عمل مشترک بین افراد متعدد است و فرهنگ جامعه لزوماً باید بین افراد زیادی مشترک باشد.
3. شیوه های تفکر، احساس و عمل می تواند کم وبیش رسمی شود وشکل معین و خاصی به خود بگیرد.
4. فرهنگ ناشی ازاشکال و سازوکارهای فرایند یادگیری است؛ حتی برخی فرهنگ را تمامی آن چه که یک فرد باید برای زندگی در جامعه فراگیرد، تعریف کرده اند.ژ
از نظر جامعه شناسی کارکرد اصلی فرهنگ:
از نظر جامعه شناسی کارکرد اصلی فرهنگ، جمع آوری افرادی به عنوان یک جامعه مشخص است. همچنین به عنوان جهان فکری ، اخلاقی و نمادی مشترک میان افرادی است که می توانند از این طریق با یکدیگر مرتبط شوند. هر یک از این افراد می توانند خود را عضو کلی بداند که فراتر از آنهاست و آن را گروه ، تشکل، انجمن، جماعت و یا جامعه می نامند. از نظر روانشناسی، کاربرد فرهنگ با خود و محیط طبیعی و اجتماعی ارتباط برقرار می کند و خود، احساسات، احتیاجات و محرک هایش را کنترل می کند؛ بنابراین فرهنگ همانند منشوری است که انسان از درون آن واقعیت را می بیند وآن را به کار می گیرد تا خود را با آن تطبیق داده وآن را کنترل کند.
برنامه ریزی فرهنگی
از نظر فرهنگ دینی و از دیدگاه اسلام:
در فرهنگ دینی و ازدیدگاه اسلام، هدف انبیا کارکردی شدن فرهنگ است؛ یعنی تبدیل فرهنگ نظری و آرمانی به فرهنگ ملی و واقعی. بنابراین مجموعه ی آن چه از دین به عنوان فرهنگ استنباط می شود، جامعه را در تمام قسمت ها کارآمد می کند و این همان کارآمدی فرهنگ اسلامی است.
بر مبنای این که جوامع انسانی دارای حیات اجتماعی و فرهنگی است، هر گونه تحول اجتماعی نیز باید با تکیه بر تغییر و تحول فرهنگی صورت گیرد. امام خمینی(ره) در این زمینه می فرماید:
« فرهنگ باید متحول بشود و تحول می خواهد. بزرگ ترین تحول باید در فرهنگ بشود؛ برای این که بزرگ ترین مؤسسه ای است که ملت را یا به تباهی می کشد یا به اوج عظمت و قدرت می کشد».
تاریخچه ی برنامه ریزی فرهنگی را تا یونان باستان می توان دنبال کرد. افلاطون در کتاب جمهوری، هدایت فرهنگی جامعه را به سوی مسیرهای از پیش تعیین شده ، وظیفه ی دانایان و حکما می داند. در مقابل ، ارسطومعتقد است وظیفه ی حکومت ایجاد زمینه و بستر مناسب برای بروز فضیلت و نیکی در مردم است. به طور کلی آرمان شهر گرایی مبتنی بر ایجاد جامعه ای با فرهنگ مطلوب است.
تأثیرگذاری فعالیت های فرهنگی منوط به تنظیم و جهت گیری تمامی تلاش ها و منابع به سوی اهداف مشترک فرهنگی است
اساس برنامه ریزی فرهنگی:
اساس برنامه ریزی به عنوان مهم ترین وظیفه ی مدیریت فرهنگی مطرح می شود برنامه ریزی برای نیل به توسعه ی فرهنگی مستلزم درکی صحیح از توسعه ی فرهنگی است و این مهم جامه ی عمل نمی پوشد مگر این که پیش از آن موارد زیر حاصل شود:
1. ارزش و اهمیت توسعه ی فرهنگی در برنامه های درازمدت اقتصادی و اجتماعی روشن گردد.
2. برنامه ریزان توسعه به هدف های جامعه توسعه، به ویژه اهدافی که به رشد فرهنگی مربوط می شود،توجه کنند.
3. تلاشی همه جانبه برای درک ظرفیت های فرهنگی و تأکید بر نقش فلسفه، علم، هنر، ادب و اندیشه در توسعه و نیز ایجاد فضایی مطلوب برای توسعه ی اجتماعی و اقتصادی صورت گیرد.
4. به نقش مشارکت همگانی اعم ازمشارکت احساسی، روحی، فکری و عملی توجه شود و زمینه های فرهنگی مساعد برای رشد شخصیت خلاقیت و نوآوری، جمع گرایی و کارتشکلی فراهم شود.
بر این اساس، برنامه ریزی فرهنگی نیز به نوبه ی خود باید متکی بر سیاست گذاری صحیح وتعین راهبردهای مؤثر فرهنگی باشد.
امروزه به برنامه ریزی فرهنگی(یا به عبارت دیگر فعالیت عقلانی و سازمان یافته برای حل مسائل فرهنگی یک جامعه، از طریق ایجاد تغییرات آگاهانه در ساخت یا کارکرد فرهنگ)، حتی بیش از خود نظریات فرهنگ توجه قرار می شود. این رویکرد، مسأله ی نخبه گرایی فرهنگی را بیش از پیش در چشم انداز قرارداده است.سخن اصلی نظریه پردازان این است که بدون وجود یک هدایت فرهنگی و اجتماعی ، جوامع مدرن از هم خواهند گسیخت.
ویژگی های برنامه ریزی فرهنگی:
هرچند اصول برنامه ریزی در زمینه های مختلف یکسان است، اما شیوه ی تحقق آن می تواند متناسب با هر زمینه متفاوت باشد. این تفاوت به ویژه در زمینه ی فرهنگی برجستگی بیشتری دارد.
مهم ترین تفاوت برنامه ریزی فرهنگی شامل این موارد است:
1. به دلیل گستردگی عرصه ی فرهنگ(شمول فرهنگ بر اندیشه ها، باورها،هنجارها، رفتارها و…) هدف گذاری منسجم فرهنگ بسیار دشوار است.
2. با توجه به تعدد و تنوع عوامل تأثیرگذار در عرصه ی فرهنگ، حتی برای اهداف مشخص فرهنگی نیز، فرآیند و روش های مشخص و تعریف شده ای وجود ندارد و به جای آن لازم است طیفی از روش ها و فرآیندهای مختلف مد نظر قرار گیرد.
3. با توجه به میان رشته ای بودن فرهنگ،قواعد یا قوانین آن دچار ابهام است.
4. به دلیل تأثیرگذار بودن عامل زمان در رفتار و تغییرات فرهنگی، تغییرات به صورت غیرخطی است و با روش های معمول قابل پیش بینی و برنامه ریزی نیست.
5. به دلیل تأثیرعمده ی عامل انسانی،تحقق اهداف مشخص شده در زمینه های فرهنگی از قطعیت لازم برخوردار نیست وبه این دلیل در این زمینه هیچ گونه قطعیتی وجود ندارد.
6. سنجش جنبه های اصلی برنامه ریزی یعنی کارآیی و اثربخشی در زمینه ی فرهنگی بسیار دشوار است و در برخی موارد اساساً امکان پذیر نیست.
با توجه به جامعیت فرهنگی برنظام اجتماعی و نیز گسترش عوامل تأثیرگذار فرهنگ، طرح ریزی فرهنگی به معنای شکل دادن به فرهنگ میسر نیست. از دیدگاه دیگر اگر عوامل تأثیرگذار بر فرهنگ را از یک سو به نهادهای دولتی و از سوی دیگر به گروه های جامعه منحصر کنیم و فرهنگ را ثمره ی تعامل این دو بدانیم، در این صورت متولی دانستن بخشی از دولت(ویا حتی تمامی آن) برای فرهنگ و شکل بخشیدن به آن، دور از واقعیت جلوه خواهد کرد. بر این اساس دستیابی به اهداف فرهنگی، مستلزم مشارکت تمامی جامعه به ویژه حضور فعال تشکل های مردمی است. هدف از طرح ریزی فرهنگی نیز،تعیین اهداف دست یافتنی و تلاش در جهت دستیابی به آن ها و همچنین پاسخگویی مناسب به مسائل حیاتی فرهنگی جامعه خواهد بود.
مقام معظم رهبری در این خصوص می فرمایند:
« در قبال فرهنگ، دو تفکر افراطی وجود دارد؛عده ای فرهنگ را مقوله ای رها و غیر قابل مدیریت می دانندو معتقدند باید فرهنگ عمومی را به حال خود رها کرد و در مقابل عده ای دیگری معتقدند باید با سخت گیری شدید و کنترل همه ی مسائل، قالبهای خاصی را در فرهنگی عمومی و حتی مسائل و اخلاق شخصی، به جامعه تحمیل کرد؛ اما هردوی این برخوردها افراطی ومضر است و به مقوله ی فرهنگ باید با نگاه معقول اسلامی نگریست».
مدل های برنامه ریزی فرهنگی
دیدگاه های برنامه ریزی
دیدگاه فردگرا یا تأملی
دیدگاه متداول برنامه ریزی، دیدگاه خردگرا یا تأملی است. این دیدگاه متکی بر نظرات کارشناسی و تخصصی و الگوهای ریاضی، برای ترسیم وضعیت بهینه و راه های رسیدن به آن،با لحاظ منافع و عقاید گروهای مناسب وجود دارد که می توان با استفاده از ابزارهای عملی به آن دست یافت. پس کافی است از میان گزینه های عملی موجود، یکی را بر اساس عقل برمی گزینیم و بدان عمل کنیم. از این دیدگاه هنوز در برنامه ریزی استفاده می شود.
از میان دیدگاه های جدیدتر می توان به برنامه ریزی تعاملی اشاره کرد که عمدتاً مبتنی بر آرای فیلسوف معاصرآلمانی «یورگن هابرماس» است. وی در آثار خود بر گفت وگو تأکید دارد و دانش را بیش از تأملات فردی ناشی از گفت و گو و تعامل انسانی می داند.عمل ارتباطی نیازمند یک حوزه ی گفتمانی معین است؛ پس برنامه ریزی تعاملی نیز، از تأمل و خردگرایی بی نیاز نیست و در واقع مکمل برنامه ریزی خردگرا است. اما در هال حال چارچوب تعاملی برنامه ریزی مانع از آن می شود که برنامه ریزان پیش فرض های ذهنی خود را پشت مدل های ریاضی پنهان کنند و تصمیمات عالی اما دور از واقعیت بگیرند.
برنامه ریزی فرهنگی فرهنگ ساز است:
دیدگاه دیگر، برنامه ریزی هماهنگ ساز است که برنامه ریزی را فعالیتی برای ایجاد هماهنگی می داند. اين ديدگاه نيز رويكردي ارتباطي دارد، با اين تفاوت كه هماهنگي ميان سازمان ها مطرح است نه ميان افراد؛ چرا كه سازمان ها ، واحدهاي ناهمگون و متشكل از اجزاي متنوع اند. اين هماهنگي از طريق طراحي چارچوب هاي تشكيلاتي و شيوه هاي اجرايي امكان پذير مي شود. موضوع هايي كه برنامه ريزي هماهنگ ساز به آن توجه مي كند را مسائلي از قبيل سازماندهي و تجديد سازمان، تخصيص منابع، ايجاد انگيزه و نظام كنترل تشكيل مي دهد.
برناه ریزی فرهنگی چارچوب ساز است:
به ديدگاه برنامه ريزي چارچوب ساز كه مدت هاست از ابعاد برنامه ريزي بوده در سال هاي اخير بيشتر توجه شده است . طرح هاي جامع يا برنامه هاي راهبردي از اين زاويه تدوين مي شوند. اساس كار در اين ديدگاه رسيدن به يك يا چند ابرسياست براي هر وضعيت مشكل دار است.
ابرسياست ، گفتمان مسلط در يك حوزه معين اجتماعي است كه به آن « دكترين برنامه ريزي» يا «رهنمود كلي» نيز گفته مي شود. ابر سياست يا گفتمان مسلط در مورد يك مسأله اجتماعي معين مي تواند حاصل گفت و گوي وفاق جويانه ي تمامي اعضاي اجتماع سياستي يا توافق جمعي همه ي علاقه مندان به حوزه مورد نظر باشد.
اين موارد اصلي ترين ديدگاه هاي مطرح در اين زمينه است؛ اما به باور صاحبنظران ، برنامه ريزي بسيار پيچيده است كه ديدگاه هاي گفته شده را در بر مي گيرد از آن ها فراتر مي رود.
مباني برنامه ريزي
برنامه ريزي را اين گونه تعريف كرده اند: « تعيين هدف هاي درست و سپس انتخاب مسير، وسيله يا روش« درست يا مناسب» براي تأمين اين هدفها». همچنين مي توان برنامه ريزي را به صورت مجموعه فعاليت هاي آگاهانه و هدفمند براي طراحي وضعيت مطلوب و شناسايي راهكارهاي مؤثر دستيابي به آن تعريف كرد.
برنامه ريزي در سطوح متعددي صورت مي گيرد كه مي توان آن ها را در دو سطح نظري و عملياتي دسته بندي كرد سطوح متداول برنامه ريزي در نمودار آمده است.
شکل 1- سلسله مراتب برنامه ها در دو سطح نظري و عملي
مدل هاي غير رسمي برنامه ريزي و كنترل فرهنگ
 به نظر مي رسد كه نيروهاي غيرفردي كه ما تقريباً هيچ گونه كنترلي بر آن ها نداريم همه ي ما در جهت كابوس دنياي زيباي نو پيش مي رانند اين به پيش راني غيرفردي، آگاهانه به وسيله نمايندگان سازمان هاي سياسي و بازرگاني تسريع مي يابد كه روش هاي جديد بسياري براي به زير نفوذ در آوردن افكار و احساسات توده ها به سود يك اقليت ابداع كرده اند.
 در آينده اي نزديك، تشويق ها و تحت نفوذ درآوردن مغزي دنياي قشنگ نو جايگزين روش¬هاي تنبيه آميز 1984 خواهدشد.
دیدگاه مقام معظم رهبری:
مقام معظم رهبری در این خصوص می فرمایند:
«امروزه همان کسانی که ادعای آزادی می کنند و دم از لیبرال بودن می زنند، پیچیده ترین، دقیق ترین و ظریف ترین شیوه ی کنترل را بر روی فرهنگ کشورهای خودشان، بلکه سراسر دنیا، اعمال می کنند و سعی دارند که فرهنگ خود را به کشورهای دیگر منتقل و تزریق کنند.»
 انگيزه¬ي تبليغ غيرعقلاني، احساسات و هيجانات فردي و شديد است. خود تبليغ اين احساسات را ارضا مي كند و تبليغ عقلاني در دريايي از مهملات و مهمل سازي فرو خواهد رفت.
 در اين دنيا بهترين و زيباترين تفريحات به صورت مستمر به عنوان ابزاري به منظور دور نگاه داشتن مردم از توجه به واقعيت هاي اوضاع اجتماعي و سياسي به كار مي روند.
 در حال حاضر در هيچ جا، از راهي اصولي به كودكان نمي آموزند كه چگونه حق را از باطل، يا گفته هاي معني دار را از بي معني تميز دهند. چون بزرگ ترانشان حتي در كشورهاي دموكراتيك نمي خواهند آن ها چنين آموزشي را ببينند.
 اين موضوع كه تعداد زيادي از تماشاگران مرفه تلويزيون در نيرومند ترين دموكراسي جهان، بايد چنين تمام و كمال به امر حكومت برخود بي تفاوت باشند و چنين ساده و راحت به آزادي فكر و حق ابراز مخالف بي علاقگي نشان دهند، آزار دهنده است ولي چندان هم شگفت آور نيست.
مسأله ي اُرول
مسأله ي ارول يكي ازسه مسئله اس است كه« نوام چامسكي» عمر خود را صرف بررسي آن كرده است. وي به گفته ي خود از اواخر سال1960 عملاً مجبور شد تا تحقيقات خود را در زمينه آواشناسي فدا كند تا به طرح و بررسي وسيع تر و جامع تر مسأله ي ارول بپردازد. اين مسأله عبارت است از اين كه «چرا با وجود شواهد بسيار ما بسيار كم مي دانيم».اين مسأله به ايدئولوژي و قدرت معطوف است و در واقع مسأله اجتماعي-سياسي است . به عقيده ي چامسكي ايرادي اساسي به نحوه ي طرح مرسوم مسأله ي ارول دارد؛ چرا كه او صرفاً به حالت خاص مسأله ، يعني روش هاي كنترل در جوامع سلطه گرا مي پردازد.در حالي كه حالت ديگر مسأله از نظر فكري جالب تر و به مراتب مهم تر است؛ يعني پاسخ اين پرسش كه: مكانيزم هاي كنترل ذهن در جوامع دموكراتيك و نسبتاً آزاد كدام است؟ و تعيين اين موضوع كه چرا با وجود آزادي افكار عمومي وابزار تحقق آن(آزادي بيان، آزادي دسترسي به اطلاعات و …) همچنان در مورد ماهيت و نحوه ي كار نهادهاي افكار عمومي جوامع دموكراتيك آگاهي نداريم. به عقيده ي وي در اين جوامع، گزينش و پردازش پيام به رشته اي حرفه اي در زمينه ي مهندسي افكار عمومي و كنترل عقيده تبديل و موجب شده كه ما با وجود شواهد بسيار، كم بدانيم.
چامسكي معتقد است با استمرار اين اوضاع، شهروند چاره اي جز اين ندارد كه خود را به ابزارهاي معرفتي دفاعي (مانند اصل ناباوري) مجهز كند تا اثر روش هاي تسخير و كنترل ذهن را خنثي كند به گفته ي ارول در رسانه هاي غربي به بهانه ي آزادي ،شست و شوي مغزي به صورت امري هميشگي درآمده است ومدارس به يك نظام تلقين كننده تبديل شده اند.
مدل هاي رسمي برنامه ريزي فرهنگي
با توجه به مشابهت برنامه ريزي در زمينه هاي مختلف، به روش ها و مدل هاي مديريت در برنامه ريزي فرهنگي نيز توجه مي شود.علاوه بر اين برخي زمينه هاي برنامه ريزي، خاص برنامه ريزي فرهنگي است و به صورت مدل رايج نيز مطرح شده است. برخي از اين مدل ها شامل مديريت استراتژيك ، روش برنامه ريزي مداخله بر اساس هدف ها(pipo) و مهندسي فرهنگي است كه در ادامه بررسي خواهد شد.
برنامه ريزي راهبردي
از ميان نظريات و روش هاي رايج در برنامه ريزي، مي توان به برنامه ريزي راهبردي اشاره كرد كه عمدتاً در قالب برنامه هاي درونگر استفاده مي شود.برنامه ريزي راهبردي تنها يك برنامه ريزي بلند مدت نيست؛ چرا كه برنامه ريزي بلندمدت ترسيم آينده برمبناي تعميم وضع موجود و ترسيم اقدام هاي ضروري براي رسيدن به آن است.حال آن كه برنامه ريزي راهبردي ارزيابي محيط داخلي و خارجي و تلاش در جهت رفع مسائل عمده به منظور دستيابي به چشم انداز مطلوب واهداف كلان است.مراحل رسمي برنامه ريزي در قالب نظام طرح ريزي در نمودار آورده شده است و در ادامه به بحث درباره ي هر يك از آن ها پرداخته خواهد شد .

تعيين اهداف، مأموريت و وظايف
اولين گام در طرح ريزي استراتژيك ، تعيين اهداف كلان است. اين اهداف در واقع بيانگر رسالت سازمان محسوب مي شود و دليل وجودي و ضرورت استمرار و بقاء آن را نيز تبيين مي كند.
برای تعیین مأموریت یک تشکل فرهنگي، موارد زیر به عنوان نمونه مورد توجه قرار می گیرد:
•    بهبود وضعيت فرهنگي و ترويج فرهنگي ديني
•    رشد وارتقاء فكري و معنوري اعضا ومخاطبان تشكل
•    فعليت بخشيدن و گسترش سرمايه ي اجتماعي در محدوده فعاليت تشكل
ترسیم چشم انداز
چشم انداز، ديدگاهي آرماني است كه وضعيت سازمان را در آينده اي مشخص نشان ميدهد؛ البته هنگامي كه از عهده ي مسؤوليت هاي خود برآمده و قاصد خود را محقق ساخته است. چشم انداز متشكل از آينده نگري، درون بيني، تصور، قضاوت، جسارت و شجاعت بسيار است. مثلاً از موارد مهم در چشم انداز تشكل هاي فرهنگي مي توان به اين نمونه ها اشاره كرد:
•    شمول تشكل بر جوانان معتقد و داراي انگيزه در محدوده فعاليت
•     برخورداري از اعضاء فعال و رشديافته در مسائل معنوي، فكري و فرهنگي
•    فعال ترين تشكل در سطح شهر(استان، كشور و…)در زمينه ي فعاليت ها
شناخت محيط خارجي
در شناخت محيط خارجي بايد تمام عوملي كه تأثيري قابل توجه بر نظام و سازمان مورد نظر دارند در نظر گرفته شود. شناسايي مؤثر فرصتها و تهديدات مستلزم بكارگيري رويكردي مناسب است كه مي تواند در برگيرنده مراحل زير باشد:
•    شناخت وضعيت؛ يعني تدوين مجموعه فرضيات اوليه در خصوص شرايط خودي و محيط خارجي
•    شناسايي مسائل و روندهاي كليدي و طرح فرصتها و تهديدات بالفعل و بالقوه
•    تعيين نيازمندي و خلأ اطلاعاتي در زمينه ي مسائل و روندهاي مشخص شده
•     جمع آوري اطلاعات و داده هاي خام
•     پرورش، تحليل و تفسير اطلاعات گردآوري شده
•     برآورد و توليد اطلاعاتي كه براي تصميم گيري سودمند است
•     حفاظت اطلاعات استراتژيكي
پس از تعیین فرصت ها و تهدیدها با گنجاندن آن ها در جدول سنجش عوامل خارجی، وزن هر یک به گونه ای که مجموع آن ها برابر 1 شود، مشخص می گردد. میزان تكثیر هر یک برای فرصت ها با ضریب 3 یا 4 (فرصت های مهم تر) و برای تهدیدها با ضریب (تهدیدهای مهم تر) یا 2 تعیین می شود. امتیاز وزنی نیز حاصل ضرب وزن عوامل در میزان تأثیر آنهاست. به عنوان نمونه، سنجش محیط خارجی برای یک تشکل فرهنگی می تواند به صورت این جدول باشد.
جدول EFE (سنجش عوامل خارجی)
عومال عمده    وزن    میزان    امتیاز وزنی
فرصت ها           
1.    وجود نسل جوان مستعد و دارای انگیزه
2.    توجه جوانان به مسائل فرهنگی و دینی
3.    نیازها و زمینه ی مناسب فعالیت فرهنگی در جامعه
4.    سرمایه گذاری نسبی دولت و نهادهای دولتی در امور فرهنگی    0.12
0.13
0.15
0.10    3
4
4
3    0.36
0.52
0.6
0.3
تهدیدها           
1.    تهاجم فرهنگی
2.    جریان های انحرافی شبه مذهبی
3.    کاهش گرایش جوانان به کارهای تشکلی
4.    تمرکزگرایی نهادهای دولتی و عدم بهره گیری از تشکل های مردمی    0.15
0.10
0.13
0.12    1
2
1
2    0.15
0.2
0.13
0.12
جمع    1.00        2.38
شناخت محيط داخلي
همان گونه كه گفته شد يكي از اهداف و وظايف اصلي طرح ريزي راهبردي ايجاد زمينه ي تطبيق سازمان با تغييرات آينده است و سازمان بايد با بهره گيري از فرصتها، به مقابله با تهديدات و خطرهاي بپردازد. ابراز واكنش مناسب در برابر تغييرات محيط خارجي مستلزم دستيابي به برداشتي درست از ضعف ها و قوت هاي سازمان است. هدف از سنجش و شناخت محيط داخلي سازمان نيز شناخت همين ضعف ها و قوت ها يا كارآيي ها و ناتواني هاي آن است.
پس از تعیین قوت ها و ضعف ها با گنجاندن آن ها در جدول سنجش عوامل خارجی، وزن هر یک به گونه ای که مجموع آن ها برابر 1 شود، مشخص می گردد. میزان تأثیر هر یک برای قوت ها با ضریب 3 یا 4 (قوت های مهم تر) و برای ضعف ها با ضریب 1 (ضعف های مهم تر) یا 2 تعیین می شود و امتیاز وزنی حاصل ضرب وزن عوامل در میزان تأثیر آن هاست. برای نمونه، سنجش محیط خارجی برای یک تشکل فرهنگی در جدول زیر آمده است.
جدول IFE (سنجش عوامل داخلی)
عومال عمده    وزن    میزان    امتیاز وزنی
قوت ها           
1.    برخورداری از نیروی انسانی علاقمند و با انگیزه
2.    خودکفایی و عدم وابستگی به بخش دولتی
3.    قدرت انعطاف قابل توجه
4.    تنوع زمینه های فعالیت    0.12
0.13
0.15
0.10    4
3
4
4    0.48
0.36
0.6
0.4
ضعف ها           
1.    فقدان منابع کافی و باثبات
2.    نداشتن خط مشی مشخص و پایدار
3.    فقدان روال مشخصی برای رشد و ارتقاء اعضا
4.    عمر کوتاه ارتباط اعضا و ریزش نیروی انسانی    0.15
0.12
0.13
0.10    1
2
1
2    0.15
0.24
0.13
0.2
جمع    1.00        2.56
جمع بندی وضعیت موجود با تعیین جایگاه فعلی سازمان تعیین می شود که برآیند وضعیت داخلی و خارجی امتیازهای حاصل از سنجش عوامل داخلی و خارجی است و در جدول زیر مشخص می گردد. با توجه به یکی از 3 منطقه ای که ممکن است برآیند در آن قرار گیرد وضعیت و سیاست کلی قابل توصیه، شامل رشد و توسعه، نگهداری و بهبود و یا کاهش فعالیت و انحلال تعیین خواهد گردید. در مثال مورد بحث، برآیند مقادیر به دست آمده برای سنجش عوامل خارجی (2.38) و عوامل داخلی (2.56) ، نقطه ای را در نوار میانی جدول مشخص می کند؛ به این معنا که سیاست کلی در خصوص تشکل مورد نظر می تواند نگهداری و بهبود باشد (نه کاهش فعالیت و انحلال و نه رشد و توسعه ی گسترده).
جمع امتیاز سنجش عوامل داخلی
ضعیف
1.99 تا1.0    متوسط
2.99 تا2.0    قوی
4.0 تا 3.0        جمع امتیاز سنجش عوامل خارجی
2    1    1
رشد و توسعه    بالا 3.99 تا 3.0   
3    2
نگهداری و بهبود    1    متوسط
2.99 تا2.0   
3
کاهش فعالیت و انحلال    3    2    پایین
1.99 تا 1.0   
تعيين محورهاي استراتژيك
آن چه تا كنون بيان گرديد در واقع مقدمات و زمينه هاي شناسايي مسائل استراتژيك بود. مسائل استراتژيك محور اساسي برنامه ريزي راهبردي به شمار مي آيند. در واقع يكي از تفاوت هاي اساسي طرح ريزي راهبردي با ديگر چارچوب هاي تصميم گيري اين است كه اين برنامه ريزي با شروع به حل مسائل آغاز نمي شود، بلكه زمينه هاي پيداش و شناخت مسائل را نيز مد نظر دارد و پس از آن به تنظيم فهرست مسائل راهبردي و اولويت بندي آن ها مي پردازد .شناسايي اين مسائل پيش از آن كه به مرحله حل شدن برسند به درستي تبيين شوند.
علاوه بر اين، شناخت مسائل مهم سازمان باعث مي شود تصميم گيرندگان اصلي به لزوم تغيير واقف شوند. به خصوص در مورد امري كه نقص آن ها ممكن است نتايج جبران ناپذيري را به دنبال داشته باشد؛ زيرا اين مسائل برآيندي از محيط داخلي و خارجي و عامل حفظ تبيين صحيح مسائل ، رهنمودهايي را نيز در خصوص حل آنهادر برخواهدشدنيز با بهره گيري از فرصت ها و تكيه بر نقاط قوت، تهديدها وضعف ها را برطرف ساخته و يا به حداقل خواهد رساند. نمونه ي مسائل حياتي تشكل ها(محورهاي استراتژيك ) عبارتند از:
•    گسترش كمي و كيفي تشكل و افزايش ماندگاري اعضا
•    ارتقاء معنوي و رشد مستمر اعضا
•    افزايش اثربخشي فعاليت ها
•    دستیابي به منابع پايدار
علاوه بر اين شناخت مسائل مهم سازمان باعث مي شود تصميم گيرندگان اصلي به لزوم تغيير واقف شوند. به خصوص در مورد اموري كه نقص آن ها ممكن است نتايج جبران ناپذيري را به دنبال داشته باشد؛ زيرا اين مسائل برآيندي از محيط داخلي و خارجي و عامل حفظ موقعيت و بقاي سازمان و نيز مايه ي تسهيل در انجام مأموريت هاست.
ترسيم استراتژي
به دنبال تعيين مسائل استراتژيك كه در اين فرآيند نقش تعريف صورت مسأله را دارد ، در اين مرحله به ترسيم استراتژي ها(راهبردها) يابه تعبير ديگر راه حل ها پرداخته مي شود. در مسير تدوين راهبرد، به اين پرسش درباره ي هر مسأله ي استراتژيك پاسخ مي دهند:
•    براي پرداختن به مسأله استراتژيك و رسيدن به اهداف مورد نظر چه گزينه ها يا راهكار هايي وجود دارد؟
•    موانع موجود بر سر راه تحقق این راهکارها و محددیت های موجود کدامند؟
•    براي رفع اين موانع چه پيشنهاداتي وجود دارد؟
•    راه حل گزینش شده برای مسأله ی مورد نظر چیست؟
•     براي تحقق راه حل گزينش شده بايد چه اقداماتي صورت پذيرد؟
شروع مسير با حدس زدن گزينه هاي اصلي صورت مي پذيرد. پس از آن به جاي تدوين پيشنهادهاي اصلي براي دستيابي به آن ها ابتدا موانع موجود بر سر راه گزينه ها مطرح ميشوند. اين امر براي كسب اطمينان از اين است كه با مشكلات اجرايي به شكل مستقيم مقابله ميشود.
در مرحله بعد، پيشنهادهاي اصلي براي دستيابي مستقيم به گزينه ها و يا به تشكل غير مستقيم از راه غلبه بر موانع، انجام خواهد يافت. بعد از اين مرحله با توجه به موانع پيشنهادات، را ه حل مناسب گزينش مي شود. را ه حل گزينش شده ممكن است تقويت وضع موجود، انتخاب يكي از راهكارها يا تلفيقي از آن ها باشد.
پاسخ پرسش پنجم آغاز راهي مشخص براي اجراي موفقيت آميز استراتژي است؛ راهي كه در مراحل بعد دنبال خواهد شد.
به منظور دستيابي سريع به راهبردها و اطمينان از جامعيت آن ها براي هر مسأله ، از ماتريس يا جدول تحليل عوامل استفاده مي شود. به اين صورت كه براي هريك ازمسائل اساسي ، يك جدول مشابه جدول زير ترسيم شده و قوت ها ، ضعف ها، فرصت ها و تهديدها در خصوص آن مسأله در جدول گنجانده مي شود. سپس با بررسي دوبه دوي اين عوامل، فهرستي از راهكارها و راهبردها كه مي تواند مبناي گزينش راهبردهاي نهايي قرار گيرد مشخص مي گردد.
روش كار به اين صورت است كه از تعامل فرصتها و قوت ها، استراتژي تهاجمي مشخص مي شود واز برخورد ضعف ها و تهديدها ، استراتژي تدافعي شكل مي گيرد. ضعف ها و فرصت ها، استراتژي واكنشي ، و قوت ها و تهديدها، استراتژي رقابتي را شكل خواهند داد.
پس از تلفيق و جمع بندي مجموعه استراتژي به دست آمده استراتژي ها و خط مشي هاي نهايي مشخص خواهد شد.

عوامل بیرونی قوت ها:
-برخورداری از نیروی انسانی علاقمند و با انگیزه
-خودکفایی و عدم وابستگی به بخش دولتی
-قدرت انعطاف قابل توجه
-تنوع زمینه های فعالیت
-روابط صمیمانه و انسجام
درون سازمانی
-قابلیت انعطاف و توسعه پذیری
-برخورداری از امکانات و اعتبارات نسبی
-برخورداری از امکانات و اعتبارات نسبی
-انگیزه ی قوی در افراد و تشکیل های معتقد موجود
-نهاد روحانیت و گسترش و توسعه یافتگی آن
-زنده ماندن مناسبت ها و ایام الله ضعف ها:
-فقدان منابع کافی و باثبات
-نداشتن خط مشی مشخص و پایدار
-فقدان روالی مشخص برای رشد و ارتقاء اعضا
-عمر کوتاه ارتباط اعضا و ریزش نیروی انسانی
-عمل زدگی و عدم گرایش به رشد درونی
-وجود محدودیت نهادی و کاهش وجه تشکلی
-نداشتن شناخت کافی از نیازها
فکری و روحی جوانان
-عدم توجه به اثربخشی و بازخورد فعالیت های فرهنگی
-فقدان تنوع در فعالیت های فرهنگی
-تعدد و عدم هماهنگی تشکل ها
فرصت ها:
-وجود نسل جوان مستعد و دارای انگیزه
-توجه جوانان به مسائل فرهنگی و دینی
-نیازها و زمینه های مناسب فعالیت فرهنگی در جامعه
-سرمایه گذاری نسبی دولت و نهادهای دولتی در امور فرهنگی
– افزایش ارتباط و همسویی تشکل ها و سازمان های همفکر
-گسترش تشکل های اسلامی در تمامی اقشار و سازمان ها راهبرد تهاجمی:
-مقابله با فرهنگ غربی با تکیه بر قوت های فرهنگ اسلامی در لایه های عمیق تر فرهنگ (باورها، ارزش ها و هنجارها)
-ترسیم ، ارائه و تثبیت الگوهای فرهنگ اسلامی به ویژه برای جوانان
-تلاش در جهت حاکمیت (فکری)فرهنگ اسلامی با تبدیل فضای عمومی کشور به فضای معروف، اقامه ی حق، اقامه ی عدالت و میل به معنویت راهبرد واکنشی:
-تقویت مهندسی فرهنگی (ارائه ی روش ها برای پاسخگویی به نیازها و مسائل فرهنگی)
-ایجاد انسجام و همسویی در فعالیت های فرهنگی
تهدیدها:
-تهاجم فرهنگی
-جریان های انحرافی شبه مذهبی
-کاهش گرایش جوانان به کارهای تشکلی و فرهنگی
-تمرکزگرایی نهادهای دولتی و عدم بهره گیری از تشکل های مردمی
-کم رنگ شدن الگوهای اسلامی و ترویج الگوها و سمبل های غربی
-سیاست زدگی در حوزه های فرهنگی راهبرد رقابتی :
-تبیین و ترویج فرهنگ اسلامی متناسب با شرایط روز و نیاز جامعه و تلاش در جهت گسترش فرهنگ اسلامی در مقایسه با خرده فرهنگ های معارض
-برافراشتن پرچم معنویت و اخلاق و نهادینه ساختن اخلاق در جامعه راهبرد تدافعی:
-افزایش جذابیت فرهنگ اسلامی به ویژه در زمینه ی نمادها در کنار حفظ ظواهر دینی و اعتقادی عاطفی و کاهش محدودیت ها و عوامل دفعی غیر ضروری
-مقابله با ارزش شدن ثروت در جامعه
-بازسازی و ارتقاء سازمان ها و تشکل های فرهنگی
نظام برنامه ريزي ميان مدت
برنامه ميان مدت بيانگر عمليات عمده اي است كه براي تحقق راهبرد و دستيابي به اهداف مرحله اي لازم است. با استفاده از اين برنامه ها ادغام و تلفيق لازم بين نيازهاي واحدهاي مختلف عملياتي سازمان صورت مي گيرد تا اطمينان لازم نسبت به تبديل اهداف بلندمدت به نتايج دقيق و مشخص حاصل گردد. علاوه بر اين برنامه هاي ميان مدت حلقه ي واسط ميان برنامه ي استراتژيك و برنامه ي كوتاه مدت محسوب ميشوند. اين برنامه ها چارچوب و بستر لازم را براي تعريف و تدوين اهداف كوتاه مدت و برنامه هاي اجرايي تفصيلي و نيز كنترل هاي لازم براي تحقق نتايج عملياتي فراهم مي¬آورند.
اهداف مرحله اي و برنامه هاي ميان مدت هردو تعيين كننده ي پاسخ «چگونه» و« چه وقت» فرآيند برنامه ريزي استراتژيك محسوب مي شوند.به عنوان مثال« چگونه و چه وقت مأموريت وراهبرد سازمان تحقق خواهد يافت؟» « چگونه و در چه زماني منابع مورد نياز تخصيص خواهند يافت؟»، « چگونه و در چه مواقعي پيشرفت برنامه مورد سنجش و ارزيابي قرار خواهد گرفت».
مبتني بر موارد گفته شده مراحل تدوين برنامه ي ميان مدت نيز ناظر به دو مقوله اشاره شد؛ يعني ارتباط نظام يافته ي برنامه و واحدهاي سازمان و كنترل نتايج اجرا و منابع مورد بهره برداري خواهد بود.
نمودار مراحل اساسي برنامه ريزي ميان مدت در زير آمده است:

پيشبرد و اصلاح برنامه ي راهبردي
در ابتداي تدوين هر برنامه ي ميان مدت، برنامه ي درازمدت موجود بررسي و بازنگري شده و دورنماي برنامه ي دورنگر گسترش مي يابد. با توجه به وضعيت موجود نيز، عملكردها، مسائل، راهبردها، اهداف مرحله اي و منابع بازنگري مي شود.
ترسيم وضع موجود وآگاهي از توانمندي هاي باالفعل و باالقوه، مستلزم برخورداري از اطلاعات بسياري است. حداقل مواري كه در اين جا به آن توجه مي شود عبارت است از:« بررسي روال جاري برنامه هاي ساليانه و تطبيق آن ها با راهبردهاي مصوب». اين گونه مشخص مي شود كه چه بخشي از برنامه هاي فعلي مي توانند در تحقق چشم انداز و راهبردهاي فعلي مؤثر باشند. از سوي ديگر چه بخشي از چشم انداز و راهبردهاي مصوب در روال برنامه ريزي فعلي اهميت چنداني ندارد و بايد براي آنها برنامه هاي جديد تدوين گردد.
درج اين اطلاعات در فرم شماره 1 صورت مي پذيرد. به اين صورت كه كه در بالاي فرم هدف راهبردي مورد نظر و راهبرد ناظر به اين هدف كه به عنوان راهبرد مبا گزينش شد ه است،( در مرحله 1) نوشته مي شود. سپس برنامه هاي ناظر به اين هدف و راهبرد در رديف هاي پايين وارد مي شوند اطلاعات مربوط به هريك از برنامه ها شامل عنوان و حجم برنامه و واحد سنجش آن (مانند دفعات برگزاري و واحد سنجش آن يعني كلاس يا دوره آموزشي)، نوع و تعداد مخاطبان برنامه( كساني كه حضور يا مشاركت آن ها در برنامه مورد نظر بوده است)، تعداد نيروي انساني مجري و ميزان اعتبار مصوب براي اجراي برنامه درج مي گردد. (فرم 1)
فرم 1- تبیین وضع موجود
شرح هدف: بهبود وضعیت فرهنگی و ترویج فرهنگ دینی
شرح راهبرد: تلاش در جهت حاکمیت (فکری) فرهنگ اسلامی با تبدیل فضای عمومی محدوده ی فعالیت به فضای معروف، اقامه ی حق و عدالت و میل به معنویت.
ردیف    عنوان برنامه    هدف کمی    واحد سنجش    مخاطبین برنامه    منابع    اثربخشی
نوع مخاطب    تعداد    نیروی انسانی    اعتبارات    نوع شاخص    میزان/ درصد
1    برگزاری مناسبت های دین    12    مناسبت    عموم مردم    2400    10    12.000.00    رشد مخاطبان    10٪
2    دوره ی قرآن    48    جلسه    نوجوانان    50    5    4.800.000    استمرار حضور    80٪
گزينش اهداف مرحله اي
در مرحله ي بعد با توجه به سياست ها وخط مشي هاي مشخص شده بخشي از اهداف مرحله اي برنامه راهبردي كه در قالب اي برنامه ي ميان مدت قابل تحقق است تعيين ميشود با توجه به درصد اجراي برنامه ي راهبردي و هماهنگي اهداف مرحله اي  وراهبردهاي مربوط در زمينه ي مسائل مختلف، اهداف برنامه ي ميان مدت نيز مشخص مي شود.
با تعيين شاخص ها و هدف گذاري آنها( تعيين وضعيت مطلوب) تعيين اهداف  پنج ساله مشخص مي شوند. مشابه شاخص ها كه براي آنها واحد سنجش ، وضعيت موجود و وضعيت مطلوب درج مي شود و سپس ميزان تخميني تحقق اين اهداف در سال هاي برنامه مشخص و در جدول درج مي گردد؛ يعني براي هر سال درصد  تحقق هدف مورد نظر تعيين مي شود و در صورتي كه اين امر ميسر نباشد تنها سال هايي از برنامه كه براي تحقق هدف لازم است تعيين ميگردد( در خانه ي مربوط علامت زده مي شود).(فرم 3)
فرم 3- تعیین اهداف پنج ساله ی موسسه
اهداف پنج ساله    کمیت اهداف    میزان تحقق در مقاطع اجرای برنامه
واحد سنجش    وضعیت موجود    وضعیت مطلوب    1    2    3    4    5
گسترش اعضاء فعال تشکل    نفر    8    45    12    18    26    35    45
تحت پوشش قرار گرفتن نوجوانان محله در برنامه های فرهنگی    درصد    6    50    6٪    10٪    18٪    30٪    50٪
تدوين برنامه ها
در اين مرحله اهداف به شكل برنامه مي آيند؛ بدين ترتيب كه با تعيين راهكارهاي مناسب براي تحقق تصميمات ، اهداف كمي ، مراحل، زمانبندي و منابع مورد نياز براي اجراي آن مشخص مي شود و در قالب يك برنامه ي ميان مدت تدوين مي گردد.
برنامه هاي ميان مدت كه اجراي آنها به تأمين همين اهداف مي انجامد، برمبناي اهداف پنج ساله مشخص مي شود؛ به نحوي كه مجموع اهداف كمي اين برنامه ها، با هدف پنج ساله ي مورد نظر متناسب و معادل باشد. مخاطبين برنامه ها و نوع يا قشر مورد نظر علاوه بر هدف كمي، با توجه به ماهيت فرهنگي برنامه ها تعيين مي شود. درادامه، منابع برنامه شمال تعداد نيروي انساني مورد نياز، ميزان بودجه و اعتبارات ريالي به صورت اجمالي مشخص مي شود.( اعتبارات بعداً به صورت دقيق تر برآورد مي شود). در انتها ، مجري برنامه از طريق برون سپاري يا زير مجموعه مؤسسه و…) و زمان اجرا( متناسب با سال هاي اجراي برنامه ي ميان مدت) تعيين مي گردد. (فرم 4)
فرم 4- تدوین برنامه ها
شرح راهبرد: ترسیم، ارائه و تثبیت الگوهای فرهنگ اسلامی به ویژه برای جوانان
شرح هدف پنج ساله: تحت پوشش قرار گرفتن 50٪ نوجوان و جوانان محله در برنامه های فرهنگی
ردیف    عنوان برنامه     هدف کمی    واحد سنجش    مخاطبین برنامه    منابع    اجرای برنامه
نوع مخاطب    تعداد    نیروی انسانی    اعتبارات    مجری    زمان اجرا
1    برگزاری یادواره ی شهدا    20    یادواره    جوانان  و نوجوانان    2000    8 نفر    60.000.000    تبلیغات    هر 3 ماه
2    گفتمان جوانان    60    جلسه    جوانان    200    5 نفر    18.000.000    فرهنگی    هرماه
تعيين منابع مورد نياز
منابع كلان برنامه ها و منابع مورد نياز در مقاطع زماني(ساليانه) بر مبناي محاسبات پروژه مشخص و بررسي مي شود. بررسي منابع با توجه به ظرفيت هاي موجود ( نيروي انساني و…) برآوردهاي اقتصادي و مالي صورت مي پذيرد.
برآورد برنامه ها در دو زمينه ي هزينه هاي جاري( كه به صورت مستمر و ساليانه صورت مي گيرد) و هزينه هاي سرمايه اي ( هزينه ي اقلام سرمايه اي كه معمولاً يك بار در برنامه صورت مي پذيرد) انجام ميشود. اين هزينه ها به صورت سرانه( بر مبناي واحد اهداف  كمي) و براي سال برنامه ( ميانگين پنج ساله) و در مقايسه با هزينه مشابه در سال گذشته صورت مي گيرد. در اين مرحله منابع و نحوه ي تأمين هزينه ها و شيوه ي اجراي آن ها، كه مي تواند در هزينه تأثير گذار باشد(اجراي مشاركتي و…) مورد نظر نيست. برآورد دقيق تر و تفصيل برآورد اعتبارات در جريان اجراي برنامه ي ميان مدت و درقالب تدوين برنامه ي ساليانه صورت مي پذيرد. (فرم 5)
فرم5- برآورد برنامه ها
شرح راهبرد: ترسیم، ارائه و تثبیت الگوهای فرهنگ اسلامی به ویژه برای جوانان
شرح هدف پنج ساله: تحت پوشش قرار گرفتن 50٪ نوجوان و جوانان محله در برنامه های فرهنگی
ردیف    عنوان برنامه     هدف کمی    واحد سنجش    هزینه ی سرانه جاری    هزینه ی سرانه ی سرمایه ای     اعتبارات مورد نیاز
سال برنامه    سال گذشته    سال برنامه    سال گذشته    جاری    سرمایه ای
1    برگزاری یادواره ی شهدا    20    یادواره    2.500.000      2.000.000    500.000    400.000    50.000.000    10.000.000
2    گفتمان جوانان    60    جلسه    1.000.000    800.000    0    0    60.000.000    0
تعيين زمان مورد نياز
با ترسيم شبكه، مسير بحراني براي زمان اجراي كل برنامه ي ميان مدت مشخص شده و با سقف زماني اين برنامه ي ميان مدت مقايسه مي شود.
ترسيم شبكه ي ارتباط برنامه ها
ارتباط بين برنامه ها از نظر تقدم و تأخر و پيش نياز بودن، بر مبناي اهداف كمي، زمانبندي و منابع موردنياز، ترسيم ميشود. اجراي موازي و متوالي آن ها نيز در قالب شبكه اي شبيه به شبكه ي مسير بحراني (cpm) تنظيم مي شود.
با توجه به ارتباط متقابل برنامه ها و پيش نياز بودن برخي از آن ها براي برخي ديگر، بر مبناي اهداف كمي، زمانبندي و منابع مورد نياز، ارتباط بين برنامه ها بررسي مي شود تادر قالب شبكه اي از برنامه هاي به هم پيوسته و مرتبط ترسيم شود. اين شبكه در برآورد زمان مورد نياز براي اجراي تمامي اين برنامه ها در قالب برنامه ي ميان مدت مبنا قرار مي گيرد.بر اين اساس مي توان بررسي كرد  كه آيا تحقق برنامه ي ميان مدت در سقف زماني  اجراي آن( پنج سال) امكان پذير است يا خير. وديگر اين كه منابع مورد نياز در مقاطع گوناگون برنامه( مانند سال هاي اجراي برنامه) چگونه است. فرم 6 هريك از برنامه ها در فرم داراي كد مشخص مي شوند واكثر برنامه اي داراي پيش نيازند؛ كد اين پيش نياز هم درج مي گردد.
فرم 6- ارتباط نظام یافته برنامه ها
ردیف    کدبرنامه    عنوان برنامه    کد برنامه¬ی پیش نیاز
1    682371    برگزاری یادواره ی شهدا    468597
2    624511    گفتمان جوانان    682371
تطبيق زمانبندي ومنابع
با تفكيك برنامه ها در مقاطع سالانه وتعيين منابع مورد نياز، مقايسه ي نيازمندي ها و مقررات انجام ميشود.در اين مرحله امكان بروز تعديل ها و تغييراتي در برنامه ها ، منابع و زمانبندي آن ها وجود دارد كه مي تواند با توجه به روش هاي تعديل منابع و مبادله ي هزينه و زمان در كنترل پروژه و نيز در تطبيق برنامه ها با واقعيات موجود مؤثر واقع شود.
تجديد نظر و اصلاح
با توجه به بررسي هاي به عمل آمده زمينه ي تجديد نظر واصلاح در برنامه ها فراهم مي شود. اين اصلاحات در زمينه هاي اهداف كلي و منابع ، زمانبندي و راهكارهاي تحقق اهداف مرحله اي، صورت مي گيرد. با توجه به مرحله اي كه اصلاحات در آن صورت پذيرفته ، مراحل بعدي تا رفع كليه ي اشكلات و نارسايي ها دنبال مي شود و ممكن است اي چرخه براها تكرار شود.
تدوين نظام كنترلي
در مرحله ي آخر نظام كنترلي شامل شاخص هاي كنترلي، شيوه ي كنترل عملياتي ، كنترل مالي، نحوه سنجش عملكرد و اعمال اصلاحات تدوين مي شود.
روش برنامه ريزي مداخله بر اساس هدف ها(pipo)
عموماً برنامه ريزي فرهنگي(به ويژه در تشكل ها وسازمان هاي مردمي نهاد) مسأله ي تعيين هدف مشخص براي جهت دهي فعاليت هاي فرهنگي ، اصلي ترين دغدغه است. بنابراين بسياري از روش هاي رايج براي ترسيم چشم انداز ، تعيين عوامل عمده،راهبردها، خط مشي ها و شاخص ها براي تعيين اهداف، فرآيندي دشوار و طولاني به حساب مي آيد. بر اين اساس بهره گيري از روشي كه هدف گذاري در سازمان را بدون مقدمات طولاني ميسر سازد مفيد است.
براي مقاصد اقتصادي، روش هاي متنوع برنامه ريزي طراحي و اجرا شده اند، اما ماهيت آن ها و حاكميت روش كي اهداف و نتايج، سازش پذيري آن ها را با يك نگرش فرهنگي به مسائل توسعه ممكن نمي سازد. با اين وجود ارائه ي يكي از اين روش ها به نام روش برنامه ريزي مداخله بر اساس هدف ها(pipo) مفيد است. از اين روش به عنوان ابزاري براي تعيين اقدام مورد نياز استفاده مي شود؛ زيرا در اين روش، مشخص كردن اقدامات براي ارتباط با جامعه ي مخاطب ضرورت دارد.
روشpipo كه بعدها تحليل چارچوب منطقي نام گرفت روش مفيدي براي برنامه ريزي مشاركتي ارائه مي كند. مراحل كلي اين روش به اين شرح است:
1.    گردآوري نمايندگان جامعه ي مورد نظر و صاحبنظران
2.     تبيين مسائل عمده و ترسيم درخت مسائل
3.    توجه به ارزش هاي فرهنگي و فرصت ها
4.     ترسيم درخت اهداف
5.    تبيين منطق عمل و اهداف عملياتي
6.     تعيين نتايج و فرآورده هاي مورد انتظار
7.    تبيين شيوه ي سنجش
در هر صورت اي تحليل، براي ايجاد اهداف عملياتي و تعيين نتايج مورد انتظار در طرح است. از آن جايي كه اين روش به نيازهاي مؤثر جامعه ي موردنظر توجه دارد؛ توانايي عنايت به ارزشهاي فرهنگي جامعه و فرصت هاي مربوط به آن را در مرحله ي اجراي طرح فراهم مي كند. اما اين روش به سبب نابرابري ها ميان اجرا كنندگان طرح و كساني كه درآن صاحب نفع اند، تنگناهاي ويژه ي خود را دارد از طرفي مزاياي اين روش در انعطاف پذيري فرآيندها، برنامه ريزي و مسأله ي پيچيده¬ي مشاركت مؤثر مردم در توسعه تشكل هاي مردم نهاد نهفته است.
نمونه ي درخت مسائل و درخت اهداف براي تشكل ها در نمودار بعدي آمده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *