اشتیاق وصف‌ناپذیر زندگی

⛱ «فدای قد و بالات بشم من. امروز از همیشه قشنگ تر شدی. چقدر لباس روشن بهت میاد. یک لحظه صبر کن ببینم؛ جلو می آید، با دستانش دو طرف کتم را می گیرد بالا و پایین کرده تا صاف شود. بعد با دستش چندبار روی شانه راستم می زند تا پُرزی روی کتم نماند. سرم را به آغوش می کشد، می بوسد، زیر لب دعایی می خواند و به سر و صورتم فوت می کند و می گوید: در پناه خدا باشی، دست حق به همراهت، بین همه جوان ها سربلند باشی، به سلامت‌، خیر از زندگی و جوانی ببینی، دست آخر هم یادآوری می کند: نگران و چشم به راهم؛ فراموش نکنی ها، تا هواپیما به زمین نشست اول با من تماس بگیر و …»

ادامه مطلب