پای امّا و اگر که به میان می آید

⛱ دلم می خواست بگوید: هر اتفاقی که افتاد با تو هستم، کنارت می مانم، رهایت نمی کنم، در غم و شادی شریک توام، حتی پای اشتباهاتت هم می ایستم، تصمیمات درست و نادرست و خیر و شرّ کارت به گردن جفتمان، این را بدان در هر شرایطی تو را حمایت می کنم و دست از دوست داشتن و با تو بودن بر نمی دارم و …

ادامه مطلب

عنابی

⛱ لم داده بود روی کاناپه. خم می شد از قندان روی میز چند دانه عناب بر می داشت و یک دانه یک دانه می خورد. عناب که آب ندارد اما آن چنان با آب و تاب و ملچ و ملوچ می خورد که دور لبانش تمام عنابی شده بود. با اشتیاق نگاهش می کردم. به یکباره مثل کسی که تازه متوجه نگاه خیره من شده باشد برگشت و گفت: چیزی شده؟ گفتم نه! دیدم مثل بچه ها تمام لب و لوچه ات را رنگی کرده ای خوشم آمد.

ادامه مطلب

احوال پرسی های تعارفی

⛱ هیچ کسی پیدا نمی شود تا اعماق وجودت تو را همراهی کند، دردهایت را حس کند، از حالت با خبر شود و آنچه تو را زجر می دهد با چشمانش ببیند و برای تو و دردهایت مرحمی باشد. این احوالپرسی های تعارفی روزمره که دردی را دوا نمی کند. نه آن هنگام که یکی می پرسد: «حالت چطور است؟» یک پرسش واقعی و از سر همدلی و همدردی است و نه پاسخ «خوبم» حس و حال درونی افراد را بیان می کند.

ادامه مطلب

درست نیمه شب

⛱ درست نیمه شب دقیقاً همان زمانی که وقت آرامش است شبیخون ناجوانمردانه ی افکار مزاحم بی رحمانه تخت را از زیر پایم می کشد، رخت و پخت مرا آتش می زند، دلم را می لرزاند و خواب را از چشمانم می رباید. راهزنی که حسرت های عاطفی را همچون تیری بر قلبم می نشاند، شیدایی را با چماق رسوایی بر سرم می کوبد، داستان تلخِ مهر ورزیدن و دست بی نمک را در گوشم نجوا می کند، قرض و قوله هایم را مقابل چشمانم می آورد، اشتباهات و کاستی هایم را فهرست می کند و از همه بدتر افکاری است که همچون تیری زهر آلود تصویر مبهم و تاریک آینده من و عزیزانم را تداعی می کند.

ادامه مطلب

گاهی وقت‌ها

⛱ گاهی وقت‌ها فقط نیاز داری تأیید شوی با وجود آن که می دانی اشتباه می کنی. دلت می‌خواهد بگویند حق با توست حتی اگر نیست. گاهی خودت را لوس می‌کنی فقط برای اینکه کسی ناز تو را بخرد. گاهی دلت بدجوری می سوزد فقط با اشک آرام می‌شوی و تنها شانه ای می خواهی که سرت را روی آن بگذاری و تمام دردهای پنهانت را نجوا کنی.

ادامه مطلب

مَحرم دل بی قرارم

⛱ حسِ خوب زندگی من، مَحرم دل بی قرارم، رخساره ی محبت، عزیزترینم! اکنون بیشتر از همیشه تو را دوست دارم و به تو نیازمندم. تو همانی که در تلاطم زندگی به جای من نشستی و مرا در برابر آماج مشکلات و سختی ها به ساحل آرامش رساندی. دقیقاً همان جایی که زبانم لکنت داشت عقده از آن گشودی و بجای من سخن راندی تا همگان فصاحت و بلاغت کلام مرا تحسین کنند.

ادامه مطلب

برخی همیشه مقصر و متهم اند

برخی همیشه مقصر و متهم اند. به خاطر سکوت، به خاطر مهربانی، به خاطر این که کش نمی دهند، بحث نمی کنند، زود گذر می کنند، مقابله به مثل و تلافی نمی کنند و اهل انتقام گرفتن و مجادله نیستند. همان هایی که به رخ نمی کشند، از روبرو کردن و سرافکنده کردن دیگران گریزانند و خلاصه همواره دلشان می خواهد آسه بیایند و آسه بروند تا جایی که حتی ناخواسته لانه موری را بر سرش خراب نکنند. نمی دانم این هایی که می گویم خوب است یا بد اما همیشه از آن ها یک مقصر می سازد. شاید به خاطر اینکه نمی توانند کینه کسی را در دل نگه دارند یا آزاری به دیگری برسانند و صدای شان را بلند کرده و گله و شکایت کنند ناخودآگاه خود متهم و مقصر می شوند. آن ها ساده و بی آلایش اند، فرار به جلو بلد نیستند، بوق و کرنا دوست ندارند، از خود تعریف و تمجید نمی کنند و زودتر از دیگران خوبی های خود را فراموش می کنند. مراقب این ها باشید، به آن ها ظلم نکنید، دلشان را نشکنید و از اینکه علیرغم توانایی پاسخی به یکه تازی های شما و دیگران نمی دهند بترسید.

ادامه مطلب

خوش آمدید به رنگارنگ طبیعت

⛱ هم رنگارنگ و زیباست هم دلگیر است و غم بار، هم فصل جدایی برگ از درخت است هم فصل عاشقی و شیدایی، روزی در اندازه تابستان گرم است و روزی دیگر از زمستان سردتر، این حال و هوای پاییز و خزان است؛ خوش آمدید به رنگارنگ طبیعت. شانه به شانه با نسیم سرد پاییزی در لابلای باغ ها و بوستان ها قدم بزنید و همچون برگ های زرد و سرخ درختان دلتان را به خدا بسپارید تا حتی اگر از بلندای آسمان سر به فلک کشیده هم افتادید سقوط نکنید. بلکه آرام و رقصان با نسیمی دل انگیز، شادان و ترانه خوان در زمین نزول اجلال فرمایید، قدم بر چشم هستی گذارده و در گرماگرم زندگی جریانی دوباره پیدا کنید.

ادامه مطلب

چون سر و کار تو با عاشق فتاد

⛱ چون سر و کار تو با عاشق فتاد، پس زبان عاشقی را خوب یاد بگیر، حواست را جمع کن، دست از خودخواهی، منیت و خواسته های شخصی بردار، احساساتش را محترم شمار، درددل هایش را خوب گوش کن، برایش سنگ صبور باش، قدرش را بدان، عشق ناب و پاکش را تکریم کن و در آن هنگام که با تو سخن می گوید مهربانانه مقابلش بنشین، در چشمانش نگاه کن، تا قلبش آرام گیرد، دلش شاد گردد و تمام خستگی هایش از تن به در شود. زین پس تو میمانی و یک دل شیدا و دیوانه که تنها تو را می بیند و تمام زندگی اش را برای تو می خواهد. خوب یادت باشد او را خدا خلق کرده تا طعم محبت و عاطفه بی ریا را به تو بچشاند.

ادامه مطلب

و اینک چقدر دلگرم و خوش بینم به تو

⛱ و این فقط و فقط تویی که حرفم را گوش می دهی، پای دلم می آیی، با من مهربانی، دوستم داری، برایم سنگ صبوری، از محبت و عاطفه سرشاری، کم و کاستی هایم را نادیده میگری، چشم بر اشتباهاتم می بندی و حتی در برابر بدی هایم خوبی می کنی. و این فقط منم که شیدای نگاه مهربان توام، غرق احتیاج و نیازم، گاه گاهی بی اختیار سر برشانه های مهربانت گذاشته و گریه می کنم، خودم را برایت لوس می کنم، دست گرمت را که بالای همه دست هاست در دستانم می فشارم و بی محابا خودم را...

ادامه مطلب