تو همان مهم ترینی

⛱ بخواب عزیزم! استراحت کن، هوای خودت را داشته باش، به خودت برس و تنها و تنها به آرامش وجود شریف خودت فکر کن. دیگر بس است! چقدر خود را به زحمت انداختی و جور دیگران را کشیدی؟ مگر از تو مهم تر هم وجود دارد؟ الان دیگر نوبت توست که ناز بیاوری، استراحت کنی، پشت چشم نازک کنی، پایت را دراز کنی، خودت را لوس کنی و از همه توقع چنین و چنان داشته باشی. خودم دور سرت می چرخم، دلت را شاد می کنم، حالت را خوب می کنم و هر آنچه از محبت و اشتیاق است به...

ادامه مطلب

آنهایی که بی بهانه دوستم دارند

⛱ بی حوصله تر از آنم که تحمل شنیدن پند و اندرز دیگران را داشته باشم. خیلی خوب می دانم انتقاد خوب است و انتقاد پذیری خوب تر. ولی من حالش را ندارم. اصلاً هر کسی هر چه می گوید درست است اما به من ربطی ندارد. این روزها آن قدر بی حوصله و بی منطق شدم که دوست دارم همه کسانی که حتی از روی دلسوزی و محبت می خواهند نقدی بکنند و اصلاحی انجام بدهند را کنار بگذارم و رهایشان کنم و به آنها بگویم؛ ببخشید لطفاً نباشید!

ادامه مطلب

حضرت عشق

⛱ آن زمان که بذر محبت تو در دلم جوانه زد هرگز فکر نمی کردم وجودت باغ دلگشایی شود در برهوت تنهایی من. اینک سرمست شراب ناب وصال تو در قله ی خوشبختی ایستاده ام. درست همان جایی که از همگان بی نیاز گشته ام و از همه ی لذت های دنیا تنها عشق تو مرا کفایت می کند. نه باغ بالا می خواهم نه آسیاب پایین، نه خواسته ای دارم نه تمنایی، نه دلبری دارم نه دلربایی، اصلاً وقتی تو هستی چه نیازی به مه رویان و دلبران، چه نیازی به خانه و کاشانه؟ من در به در توام در کوچه پس کوچه های بی سرانجام شیدایی و تو سايبان خستگی های منی در روزهای بی قراری. اکنون نمی دانم خدا را چگونه سپاس گویم که بی نیاز از همه کس و همه چیز از عنفوان جوانی سر بر بالین محبت تو نهادم، کاری به شر و شور دنیا ندارم و با حس وصف ناپذیر وصالت شانه به شانه تو در ساحل آرامش قدم می زنم.

ادامه مطلب

دوست داشتن یعنی چه؟

⛱ پرسید: “دوست داشتن” یعنی چه؟ گفتم: یعنی از دیدنش قلبت تند می زند، وقتی موفق می شود خوشحال مى شوى، تحمل اشک و ناراحتی اش را نداری، دلت می خواهد او را محکم در آغوشت فشار دهی، برایت عزیز است، از دیدنش حالت خوب می شود و یعنی در نگاهت همیشه زیباست. گفت: این که شما معنا کردی بیشتر طعم عشق دارد به نظر من دوست داشتن یعنی؛ دلت برایش بسوزد، اگر او را نبینی دلتنگ شوی، طاقت درد و مریضی اش را نداشته باشی، اگر او تب کرد تو بمیری و نتوانی از او دور شوی. گفتم: من خیلی سواد این جور چیزها را ندارم. فقط خوب می دانم در “عشق” دوست داشتن هست و در “دوست داشتن” عشق و این دو بدون‌هم معنا ندارند.

ادامه مطلب

این ناامیدی خیلی خوب است

⛱ از یک جایی به بعد دیگر کسی حوصله تو را ندارد. خودت می مانی با دردها و غم هايت، مسائل و مشکلاتت و کمبودها و کاستی هایت. حتی همان هایی که تا دیروز با اشتیاق درد دل هایت را گوش می دادند و با تو همنوایی می کردند و واقعاً دوست داشتند و دلشان می خواست به تو کمکی بکنند ولی به هر دلیلی نتوانستند هم دیگر دلشان نمی خواهد با تو همکلام شوند. دلیلش را دقیقاً نمی دانم! شاید به خاطر این باشد که چون نتوانسته اند دردی از تو دوا کنند، یا باری از روی دوشت بردارند خجالت می کشند، شاید هم با خودشان می گویند ما که نمی توانیم برایش کاری بکنیم پس چرا پای حرف هایش بنشينيم و خاطر خود را مکدر کنیم. کمتر پیدا می شود رفیق شفیقی که تا آخر خط با تو همراهى کند، برایت دلسوزی و مهربانی کند و در تمامی فراز و نشیب ها کنارت باشد. آرام آرام پیام ها و تلفن هایت را جواب نمی دهند، سعی می کنند با تو رو به رو نشوند، کلامشان سرد و سردتر می شود و گویی سختی های پیش روی تو دارد دوستان و نزدیکانت را از تو می گیرد.

ادامه مطلب

همین که حال ما را نگیرید خوشحالیم

⛱ نه همراهی شما را می خواهیم نه حمایت تان را، نه دلمان به حرف هایتان خوش است و نه امیدی به دعای خیرتان داریم، فقط خواهش می‌کنیم حالا که آبی نمی آورید لااقل کوزه را هم نشکنید. وقتی قرار نیست با حرف هایتان امید ببخشید لااقل ناامیدمان نکنید. شما که گُلی به سَرِ ما نمی زنید پس اجازه بدهید ببینیم خود چه گِلی باید به سرمان بگیریم. باور کنید همین که حال ما را نگیرید خوشحالیم! پس واقعاً به خودتان زحمت ندهید، شما اصلاً لازم نیست کاری بکنید. همین که هیچ کاری نکنید، دنبال سر ما راه نیفتید، سرزنش...

ادامه مطلب

عشق ادا و اطوار ندارد

⛱ از توی یک ظرف غذا خوردن، با یک لیوان آب نوشیدن، روزی هزار بار قربان صدقه هم رفتن، “اول‌تو اول‌تو” قبل از خاتمه تماس تلفنی گفتن هر چند خوب است ولی نشان عاشقی نیست. هیچ کدام از این موارد و مشابه آن را نمی توان نشانی از عشق دانست. هر چند در جای خود شیرین است و دلچسب. شاید عشق واقعی خیلی هم رویایی و اساطیری نباشد. نه فرهادی باشد که بخواهد کوهی بکَند به عشق شیرین و نه بیژنی که در چاهی تنگ و تاریک به امید وصال منیژه روزگار را سپری کند. عشق می تواند ساده تر از این ها متعلق به راننده ترانزیتی باشد که ماهی یکی دو روز بیشتر نمی تواند خانواده اش را ببیند ولی برای رفاه آن ها در جاده ها و بیابان ها دنده صد من یک غاز عوض می کند، در فراق عزیزانش دلتنگ می شود، گریه می کند و آواز می خواند، یا پیرمردی که همسر کهنسال و از کار افتاده خود را تر و خشک و مراقبت می کند ولی کماکان دور سرش می چرخد، مثل روز اول دوستش دارد و آب از آسیاب علاقه اش نمی افتد.

ادامه مطلب

گوارای وجود دل های عاشق

⛱ لطف مکرر می شود وظیفۀ مقرر و محبت بی انتها می شود نمک دریا؛ فراوان و شور و کم ارزش. پس آن را به راحتی پای کسی که قدرش را نمی داند نریزید، برای آن که شایستگی اش را ندارد خرج نکنید و آن که در اندازۀ شما نیست را به حریم پاک دل خود راه ندهید. خریدار کسی باشید که ارزش محبت شما را می داند و لبخند نرم و سلام گرم شما را ارج می نهد، برایتان احترام قائل است، قدرتان را می داند، دل شما را به دست می آورد و برای شادی شما از دایره راحتی خویش خارج می گردد. غیر از این باشد شمع سوزانی می شوید که به عشق کرم ابریشم می سوزد و آب می شود نه پروانه ای زیبا و شیدا.

ادامه مطلب

تا یار که را خواهد و میلش به که باشد

⛱ من خوبم مثل همیشه! سعی می کنم در حد توانم دلی را نشکنم، شاد و خوش اخلاق باشم، محبت کنم، دروغ نگویم، اهل وفا و صفا باشم، تا حد معقول و مقبول به روز باشم، زیاده خواهی و خودخواهی را از خودم دور کنم، پایم را در کفش کسی نکنم، سرم در لاک‌خودم باشد، دیگران را قضاوت نکنم، حق کسی را نخورم و خلاصه اینکه اگر آبی نیاوردم لااقل کوزه ای را هم نشکنم.

ادامه مطلب

دایره راحتی

آدم هایی را که پا از دایره راحتی شان بیرون نمی گذارند رها کنید. کسانی که بخاطر شما در اندازه تره خرد کردنی به خود زحمت نمی دهند، وقت ندارند، ناز و ادا تحویل می‌دهند، باد به غبغب می اندازند، پشت چشم نازک می کنند، به هنگام نیاز امروز و فردا می کنند و حاضر نیستند دوست داشتن و محبت را در عمل نشان دهند کنار بگذارید. با آن ها دشمنی نکنید، مجادله نکنید فقط رهایشان کنید. هر کسی را در اندازۀ صلاحیتی که دارد بخواهید نه بیشتر نه کمتر. گوهر وجودی شما ارزشمند است پس با کسانی دوستی کنید...

ادامه مطلب